QAnon کاملا نمایانگر سلسله پارانویا در سیاست های ایالات متحده است که ترامپ از آن استقبال کرد

[ad_1]

در سال 1964 ، ریچارد هافستادتر ، مورخ مشهور از دانشگاه کلمبیا ، مقاله ای را در مجله هارپر منتشر کرد ، سبک پارانوئید در سیاست های آمریکا. در این مقاله ، که به مرور زمان به شهرت جهانی رسیده است ، وی استدلال کرد که در سیاست های آمریکا نوعی فشار وجود دارد که شبیه تشخیص بالینی پارانویا است.

این نگاه نابجای سیاست توطئه ای در میان نخبگان کشور متشکل از بانکداران بین المللی ، یسوعیان ، فراماسون ها و دیگران را شاهد بود. و این چشم انداز غیرقابل تحمل جذابیت خاصی برای کسانی داشت که در حاشیه راست سیاسی آمریکا قرار داشتند.

از نظر عادی ، در سمت راست محافظه کار که در آن تغییرات اجتماعی و سیاسی فقط در مراحل کوچک و فزاینده رخ می داد ، افراد سمت راست ترس کمی داشتند. همچنین ، در این شرایط ، تحت شرایط استثنایی ، مانند اواخر رکود بزرگ ، این کشور حتی در مورد تحولات اساسی ، چه رسد به رادیکال ، تأمل نکرد. با این وجود ، کسانی که در لبه های سخت راست آمریكا بودند از تصرف خلع ید و ترس داشتند.

هافستاتر این ترس ها را ، به ویژه در دوران پس از جنگ ، به سه باور فراگیر نسبت داد: اینکه معامله جدید رئیس جمهور روزولت سرمایه داری بازار آزاد را تضعیف کرده است ، که مقامات رسمی در کمونیست ها نفوذ کرده اند و “کل دستگاه های آموزش ، مذهب ، مطبوعات و رسانه های جمعی در تلاش مشترک برای فلج کردن مقاومت آمریکایی های وفادار بودند “. ذکر این نقل قول مستقیم از مقاله وی ضروری است زیرا یک حلقه عجیب و غریب معاصر دارد.

تصویرگری: آجیت ننانان

موضوعاتی که وی در آن جمله برجسته کرده بود ، در طی چهار سال گذشته که دونالد ترامپ در راس ریاست جمهوری بود ، مورد توجه قرار گرفت. علیرغم شکست وی و ظهور یک جوزف بایدن ، یک حزب دموکرات میانه رو ، به عنوان رئیس جمهور ، این سبک پارانویایی که هافستادتر نزدیک به 60 سال پیش آن را شناسایی کرده بود ، همچنان به عنوان یک نیروی قابل توجه در سیاست آمریکا باقی مانده است.

حتی به عنوان یک نامزد احتمالی ریاست جمهوری ، ترامپ شروع به دادن ارز به این گرایش کرده بود. این کار با آغاز به کار ریاست جمهوری اوباما با اصطلاح “تولد دوستی” وی آغاز شد. به هر تعداد از پیروان ترامپ ادعای زشت و بی اساس او مبنی بر اینکه اوباما یک آمریکایی متولد طبیعی نبوده است (و به گفته بسیاری از آنها مخفیانه مسلمان بوده است) را پذیرفتند. در تلاش برای مهار این گروه بی اعتمادی رو به رشد اوباما شناسنامه خود را از هاوایی منتشر کرد.

متأسفانه ، این صحنه های عجیب و غریب فروکش نکردند ، زیرا مبارزات انتخاباتی سال 2016 وارد صحنه شد. در عوض ، آنها بخار بیشتری به دست آوردند. یکی از پوچ ترین توطئه های این چنین بود که هیلاری کلینتون (و بطور گسترده حزب دموکرات) از محل یک رستوران پیتزا در واشنگتن دی سی حلقه قاچاق انسان و رابطه جنسی کودک را اداره می کرد. علی رغم جلب توجه قابل توجه اعضای رسانه های راست گرا ، این اپیزود که در بین مردم به عنوان “pizzagate” شناخته می شود ، از هیچ ماده ای محروم بود. با این وجود ، چنین دنباله های قابل توجهی را به خود جلب کرد که مردی واقعاً از کارولینای شمالی بالا رفت و داخل رستوران شلیک کرد. صاحب رستوران نیز مورد تهدید به مرگ قرار گرفت.

اعتقاد عمومی بر این است که این تئوری توطئه پیشرو دیگری ، QAnon است. این امر در سیاست های آمریکا حتی محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. در سال 2017 که بر روی یک بستر اینترنتی راه اندازی شد ، ادعا شد که رئیس جمهور ترامپ در تلاش است تا یک شبکه گسترده و گسترده را از نخبگان هالیوود گرفته تا مقامات عالی دولتی که در قاچاق جهانی جنسیت شرکت دارند پایان دهد. فرد ناشناسی که این ادعای عجیب را منتشر کرد همچنین اظهار داشت که وی فردی است که بالاترین سطح تصفیه امنیت را در دولت آمریکا داشته است. به طرز حیرت انگیزی ، این نظریه با گسترش اینترنت و تبدیل شدن به علوفه بسیاری از اتاق های گفتگو در سراسر کشور ، به سرعت جای خود را گرفت.

جذابیت این ایده گروتسک در بین مردم عامه مردم به اندازه کافی بد بود. نگران کننده تر ، اما ، همچنین شروع به جلب حمایت در میان سیاستمداران مشتاق کرد که به طور ضمنی یا حتی صریح این ادعا را تأیید می کردند. با این حال تعداد کمی از سیاستمداران به اندازه مارجوری تیلور گرین ، نماینده تازه انتخاب شده از ایالت جنوبی جورجیا ، به دلیل معاشقه خود با این تئوری توطئه بدنامی کسب کرده اند.

در زمان مبارزات انتخاباتی خود ، هنگامی که QAnon او را تأیید کرد ، تلاش زیادی کرد یا از این کار فاصله گرفت. حتی پس از حمله وحشیانه به دو مجلس کنگره در 6 ژانویه سال جاری که در میان دیگران ، معتقدان قونون نیز درگیر بودند ، وی حاضر نشد بی درنگ هرگونه ارتباط با طرفداران خود را رد کند. وی تنها در مواقعی که با انتقاد از همکاران مجلس خود روبرو شد و از همه وظایف کمیته رد شد ، تلاش ولرم برای فاصله گرفتن از جنبش داشت.

او ممکن است برجسته ترین مورد سیاستمداری باشد که در این تئوری توطئه برانگیز تجارت کرده است. با این حال ، او به سختی تنها است. انبوهی از کاندیداهای جمهوری خواه کنگره از سراسر کشور یا QAnon را تأیید کرده اند یا درجات مختلفی از ادعاهای پیچیده خود پشتیبانی کرده اند. در میان آنها اولین بار عضو مجلس نمایندگان ، لورن بوبرت ، صاحب رستوران و مدافع بی امان حقوق اسلحه از کلرادو است که تنها تلاش های نیمه جان خود را برای فاصله گرفتن از جذابیت اولیه خود به عقاید QAnon انجام داده است.

آنچه در مورد اکثریت قریب به اتفاق طرفداران QAnon قابل توجه است این است که اکثراً سفیدپوستان نیستند ، آنها به ویژه دارای تحصیلات عالی نیستند و دارای گرایش های سیاسی کاملاً راست گرایانه هستند. نیازی به گفتن نیست که ، ترامپ با اشتیاق از رد صلاحیت علنی QAnon سرباز زد و بدین ترتیب اگر مشروعیت نداشت ، مهر مشخصی از اعتبار را به آن اعطا کرد. حتی در حالی که او از دفتر خارج شده است ، بسیاری از پیروان مشتاق تر او هنوز هم پیروان وفادار آن هستند.

هافستاتر ، دهه ها پیش ، در فرهنگ سیاسی آمریكا به طور كامل جریانی را كشف كرده بود كه واقعیتی نداشت. دیدگاه های او ، به طرز غم انگیزی ، کاملاً پیشینانه اثبات شده است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>