Om Namah Shivay- – اسطوره ، باور ، واقعیت و شعر – قسمت 2


سیوا به عنوان اصل ابدی ، خدای متعال ، روح کیهانی ، پشتوانه همه وجود. اما آرزوی نادان که در مشبک توهم قرار دارد ، به جستجوی دانش می پردازد و تصور می کند که ارباب او دارای شکلی شخصی است که دارای صفاتی متمایز از خودش است ، که در لحظات پریشانی به دعای او پاسخ می دهد و لطف می کند. عابد ، سپس آرزوی روشنگری معنوی دارد و برای تهذیب نفس به مراسمی می رود. Sivapurana چندین آیین پرستش و احترام را انجام می دهد ، که شامل مجموعه ای از اعمال جسمی و معنوی همراه با دستگاه های Tantra ، Yantra و Mantra است. او با ارادت سه گانه شروع می کند.

رهو با سوما -ماه جنگ بسیار وحشتناکی انجام داد. آمرتا (شهد) ناشی از بدن ماه توسط راهو آغشته شده است. به دلیل تماس با شهد (شکل دیگری) مانند رهو قیام کرد. سامبو ، پروردگار بزرگ ، همه این موارد را دیده است. “در این شکی نیست که من پایه و پشتیبان همه موجودات زنده هستم. من عاشورا و عزیزم ، همه عاشوراها و همچنین سوره ها. ” وقتی به او گفتند ، رهو در برابر سیوا سر تعظیم فرود آورد. ماه مستقر در تاج او از ترس شهد را تخلیه کرد. با توجه به آن ، بسیاری از چنین هدها به طور همزمان تولید می شدند. سامبو آنها را به صورت یک گلدسته زیبا درآورد و آن را مانند یک تزئین سر (تزئینی) به سر خود بست.

با بلعیدن کالاکوتا (سمی که در هنگام غرق شدن اقیانوس برخاست) برای رسیدن به هدف Devas ، با حلقه حلقه جمجمه ای که به این ترتیب ساخته شده بود ، گلوی او شد. Mahesvara گل حلقه حلقه جمجمه را به تن کرد. به روح ، پروردگار اولیه Devas ، روح خود را داد. او اربابی است که توسط او دیو بزرگ گاجا (فیل) مورد ضرب و شتم قرار گرفت و آنداکای عظیم (دیو) به خاک تبدیل شد. این سیوا بود که گانگا را وسط سرش نگه داشت. او ، عامل از بین بردن ترس ، ماه را بر روی تاج خود نگه داشت. Vedas ، Puranas ، Agamas ، انواع مختلف Srutis و کتاب مقدس متناسب با تفاوت در متون مربوط به آنها بحث و گفتگو می کنند. در طول بحث خود ، آنها لال می شوند. سیوا ، یگانه دوست جهان ، با توجه به نظر پیشینیان آگاماهای مختلف ، در حال تحقیق و توصیف متفاوت است. رها کردن ارباب ابدی سیوا ، روح عالی که فقط از طریق وداها قابل درک نیست ، افراد متوهم مرتکب اشتباهاتی می شوند. آنها Siva از شکل روح بزرگ را درک نمی کنند. Siva پاراماتما (روح عالی) است که همه چیز توسط او ایجاد و پایدار می ماند. او در همه چیز نفوذ می کند و همه چیز را تکامل می بخشد. کل جهان بخشی از این پروردگار است. شاید او از طریق ودانتا قابل درک باشد.

علاوه بر ادبیات هند باستان ، حتی شواهد باستان شناسی نیز در این مورد کاملاً واضح است ، زیرا وجود کتیبه بر روی مهر به طور رضایت بخشی رمزگشایی نشده است. اما قرار است این خدای نمونه اولیه Siva باشد. حتی سایت های Namazga ، Kuli و Zhob در افغانستان و بلوچستان که پیش از هاراپان واقع شده اند ، علاوه بر تعداد زیادی از گاوها ، تصاویر سفالین سیوا را تولید کرده اند و نمی کنند. این امر به اثبات قدمت پرستش Siva در شبه قاره هند ادامه می دهد. تا آنجا که به مکانهای تاریخی مربوط می شود ، شواهد کافی در قالب مصنوعات سفالینه مربوط به پرستش Siva در مکانهای Ahichhatra ، Kausambi ارائه شده است. ، راج گات و بسیاری دیگر.

لرد سیوا از قدیم الایام در کشور و خارج از کشور مورد پرستش قرار می گرفت. لرد سیوا پس از رسیدن به مقام پرستش و پرستش بی آغاز است. پیدایش پرستش Siva را می توان در فرهنگ Harappan نیز جستجو کرد ، جایی که اعتقاد بر این است که وی به شکل انسان و همچنین نمادین مورد ستایش قرار گرفته است. ناندین ، ​​گاو نر ، نیز در آن مرحله از فرهنگ هند ، جایی که گاو نر بیش از تعداد زیادی از مهر و موم های کشف شده از سایت های هاراپان در مرحله تاریخ ، به تصویر کشیده شده است ، اهمیت زیادی داشت. در حقیقت ، سیوا خدای بزرگ ، ماهادوا است. Siva در فرهنگ هاراپان یافت می شود که معمولاً به عنوان تمدن دره سند شناخته می شود ، که اعتقاد بر این است که پیش از ودایی است. نام نوع اولیه Siva قبل از ودایی برای ما شناخته شده نیست ، اما رودرا همچنان اصلی است نام سیوا. سایت های هاراپان در این کشور و همچنین سایت های پاکستان شواهدی از وجود سیوا در انسان و همچنین شکل نمادین را ارائه داده اند. یک مهر و موم از Harappa یک خدای هومد را نشان می دهد که به صورت صلیبی نشسته است و در جنگل پا می گذارد ، دستهای خود را تا زانوها دراز می کند ، که تفسیر شده است به عنوان Siva ، به شکل Pasupati ، احاطه شده توسط زندگی وحشی.

او اصل الهی جاودانه است که به موجودات فانی وارد شده است. وی به خدای مرگبار ، مرتیونجایا معروف است. Mrityunjaya Mantra قدیمی ترین ادبیات ودایی است ، ریگ ودا (7.59. 12)

oṃ tryambakaṃ yajāmahe

Sugandhiṃ puṣṭivardhanam.

urvārukamiva bandhanān

mṛtyormukṣīya māmṛtāt

ترجمه انگلیسی:

من آن شیوا معطر سه چشم را می پرستم ، کسی که همه موجودات زنده را تغذیه می کند.

باشد که با درک اینکه هرگز از ذات جاودانه خود جدا نیستیم ، به ما کمک کند که ما با سامسارا به سختی بندهایمان را برابیم.

امباکام را امتحان کنید: “یکی با این سه شاکت:” به او.

یاجامهه: “ما نذورات قربانی می دهیم.”

سو گاندیم: “زندگی ما با کارهای شایسته خوشبویی می شود” ، بنابراین ، شاکتی ها را بیدار می کند

پشتی-وردهانام: “از ناحیه کسی که تمام شاکتهای ما را تغذیه می کند ، فیض خود را تقویت و فداکاری می کند و ما را به بعد معنوی می رساند.”

Urvarukam-iva [bandhanat]: “همانطور که یک خربزه هنگام رسیدن از انگور می ریزد ، ما نیز ممکن است که با رسیدن میوه های اعمال خود ، این کار را انجام دهیم.”

باندهنات ، مرتیو: “از اسارت که مرگ است.

موکشیا: “آزاد شوید ، به موکشا برسید.”

او به من گفت: “باشد که دیگر هرگز از آمرتا ، از جاودانگی آتمان جدا نشوم ، خود معنوی، یا پاراما-آتمن ، خود عالی

Mahamrityunjay Mantra یک آیه معروف است که در ریگ ودا یافت می شود و “یک خدای سه چشم” را ستایش می کند.

روزگاری حکیمی بود به نام Mrikandu که با همسرش Marudmati زندگی می کرد. آنها هیچ پسری نداشتند و از این رو تصمیم گرفتند که توبه ای عمیق و طولانی را به دست آورند و به دنبال برکت خداوند شیوا برای برکت گرفتن از یک پسر باشند. با وقف بسیار ، این زوج دچار توبه عمیق شدند ، در نتیجه لرد شیوا تحت تأثیر آنها قرار گرفت و نعمت مورد نظرشان را به آنها اعطا کرد ، اما این برکت فرا رسید اما یک شرط وجود داشت. لرد شیوا به آنها گزینه ای را داد تا بین پسری باهوش و خردمند با طول عمر کوتاه و پسری احمق با عمر طولانی یکی را انتخاب کنند. سیج میریکاندو با خوشحالی نعمت را پذیرفت که پسری باهوش با عمر کوتاه به او برکت داده شود. اندکی پس از آن ، آنها صاحب پسری شدند که وی را مارکاندیا نامیدند. آهسته و پیوسته جوان مانکاندیا تحت عشق و علاقه پدر و مادر عزیز خود رشد می کند. همزمان با نزدیک شدن به شانزدهمین سالگرد تولد او ، والدین عصبی شدند. آنها روز به روز غمگین می شدند که مارکاندیا به راحتی می توانست آنها را حس کند. او از پدر و مادرش دلیل پشیمانی و ناراحتی خود را پرسید که آنها کل ماجرا را برای پسرشان و نعمت اعطا شده توسط لرد شیوا را نقل کردند. Markandeya بسیار باهوش و فداکار بود. او توبه خود را در مقابل یک شیولینگ شروع کرد و همراه با مانترا Mahamrityunjaya شعار می داد. لرد یاماراج ، خدای مرگ ، در شانزدهمین سالگرد تولد خود برای گرفتن ماركندیا آمد اما ماركندیا كاملاً غرق در توبه خود بود. او خودش را به دور شیولینگ پیچید و دو دستش را در آغوش گرفت ، مایل به رها کردن نیست. با این حال ، لرد یاماراج بسیار مصمم بود که پسر جوان را با خود ببرد. از این رو ، او حلقه را انداخت تا او را بگیرد اما به اشتباه ، آن را در اطراف شیولینگ گرفتند. بلافاصله لرد شیوا ظاهر شد و از آنجایی که بسیار اذیت شد ، یاماراج را در همان جا کشت.

این حادثه مرگ لرد یاماراج در هر سه جهان رخ داد. همه devtas به لرد شیوا آمدند و به درخواست جدی آنها لرد شیوا Yamaraj را زنده کرد اما به شرطی که Markandeya اکنون مادام العمر زندگی کند. او برای همیشه دست نخورده باقی خواهد ماند. بعداً ، هرچه زمان می گذشت ، ماركندیا به یك حكیم بزرگ تبدیل شد كه كلی پورانا با نام Markandeya Purana بر روی او ساخته شده است. طبق کتاب مقدس هندو ، Markandeya حتی امروز زنده است.

Maha Mrityunjaya Mantra یک مانترا بزرگ مرگبار است ، این یک آیه از Rig veda-7.59.12 است. با اشاره به جنبه خشمگین لرد شیوا ، مانترا Tryambakam ، اشاره به سه چشم شیوا ، آن را رودرامانترا نیز می نامند. همچنین به عنوان مانترا Mritasanjivani نامیده می شود زیرا این یک جز component از عمل های بازیابی زندگی است. از مزایای مانترا ، سلامت جسمی ، روحی ، عاطفی را بازیابی می کند و یک مانترا موکشا است که به طول عمر و جاودانگی می بخشد.

هیچ کس جاودانه نیست ، هر کس تاریخ انقضا خود را دارد. هرچه به مرگ نزدیکتر می شوید ، با شدت بیشتری زندگی می کنید. فقط زمانی که با یک حکم اعدام مقابله می کنید. قبل از اینکه بفهمید این معنی معنای وجود را برآورده نمی کند ، باید سعی کنید زندگی خودخواهانه داشته باشید. این نباید در زندگی اتفاق بیفتد.

فرد باید با شجاعت و بدون هیچ ترسی فعالانه زندگی کند. باید از همه افکار و اعمال شیطانی پرهیز شود جسم ، روان و روح باید تمیز و پاک باشد. نباید وسوسه ها و لذت های غیرضروری زندگی مادی را مسحور خود کرد و از این طریق از وابستگی های نفسانی و تمایلات ناهنجار در امان ماند. اگر یک زندگی خلوص و پاک بدون فکر و کردار شیطانی داشته باشیم ، مطمئناً خداوند سعادت و سعادت را به ما عطا خواهد کرد.

برای من شعار سرود راهی برای شجاعت برای مقابله با چندین بیماری نادر است که به بحرانی رسیده است و امکان آن وجود دارد که از دنیا پیشنهاد کند تا پیشنهاد همه را بدهد.

دنیا برای کسانی که احساس می کنند یک فاجعه است ، اما برای کسانی که فکر می کنند یک کمدی است. ~ هوراس والپول.

بلوز مادام العمر باعث شد که با هرچیزی روبرو شوم و اعصاب باعث اختلالاتی شوند که هدف درمان و بحث و گفتگو بین پزشکان قرار گرفت. وای نه! من هیچ بیماری روانی اما اختلالات فیزیولوژیکی ندارم. در افسانه واردات عمیق تر ، سالهای کودکم به من گفته دروغی است که بر حقیقت ما برای یادگیری زندگی می کنیم. یکی از نقاط قوت فکری انسان توانایی تصور چیزهای غیرممکن است. وقتی شما کاملترین گل هوش ، شخصیت و نیرنگ را داشته باشید.

ذهن در اثر بیماری طولانی مدت خسته شده و به راحتی به سمت سه راهی حرکت می کند اما کسانی که می خواهند فرار کنند توسط یک پروژه خدا “زمین” قید می شوند. با چندین بیماری زائد وحشتناک چیزی برای از دست دادن ندارد ، من نمی توانم سعی کنم دوباره زندگی کاملی داشته باشم ، آرام و سالم ، زیر درختانی که شکلات ، کوه کتاب دارند ، اما با خیالی کمتر می گویم نمی خواهم این زندگی را از دست بدهم مادر من و موارد شادی تقسیم بر گرگ و میش. هیچ وقت افسردگی و بی حالی نداشتم. داروهای ضد افسردگی مدرن ، که می توانند در واکنش به وقایع زندگی ، و یا مبتلا به افسردگی مزمن در افراد دچار غم و اندوه موقت شوند. اینها ممکن است شما را شاد نشان دهند اما تماشای تلویزیون ، آشپزی ، رفتن به مکان های مختلف آیا باعث خوشحالی داخلی شما می شود؟ چیزهای کاملاً قوی در زندگی ، افسردگی ها ، امیدهای پژمرده اما هنوز در فقر خوش شانس هستم که خودم را برداشت می کنم. قلقلک نده ، ذهنم با لذت می رقصد. من خیلی بی حال نیستم ، اما خیلی راحت رنج می برم. دانش قدرت است ، ناآگاهی از بیماری شما را به جایی نمی رساند. من برای کسب دانش و درگیر کردن ذهنم بدون هیچگونه افتخاری برای تایمز هند می نویسم. من شعار Maha Mrityunjaya Mantra را می نویسم یا می خوانم. ذهن من در بیان کلمات تکان می خورد. احساس می کنم از هر داروی ضد تجزیه ای قدرتمندتر است. هنگام خواندن مانترا قدرتمند ، هر لحظه افتخار می کنم. مرگ به آن پایان خواهد داد از این رو من از پرندگان کوچک که بر شاخه های برگ آواز می خوانند لذت می برم ، آفتاب گرم و آفتاب گرم آسمان بی ابر را روشن می کند و زندگی خود را با مادر شگفت انگیز خود دوست دارم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>