Nayaks of Kandy – تکامل و مشارکت در تاریخ سریلانکا

[ad_1]

نایاکس کندی بیش از 85 سال بر پادشاهی کندی در سریلانکا کنونی حکمرانی کرد. این از سال 1739 آغاز شد و در سال 1815 به پایان رسید. از نظر زمینه وسیع تاریخ ، این یک حکومت نسبتاً کوتاه است. با این حال ، اگر آن را به دقت بررسی کنیم ، می فهمیم که زمان ریاست آنها بر کندی از نظر توسعه اجتماعی قابل توجه بود.

پیدایش سلسله بسیار منحصر به فرد است. آنها با فتح کامل یا دیپلماسی به قدرت نرسیدند. در عوض ، آنها قدرت را به روشی غیرمعمول به ارث بردند. پیش از نایاکس کندی ، این منطقه تحت سلطه سلسله کندی ماهانوارا اداره می شد. در سال 1739 ، پادشاه نهایی آنها ، ویرا نارندرا سینها ، بدون ترک هیچ وارثی درگذشت. اگرچه او پسری داشت اما این ازدواج دوم بود و ارث بردن تاج و تخت برای وی جایز نبود. در عوض ، قدرت به برادر همسر سینها منتقل شد که سری ویجایا راجاسینها نام داشت. او اولین نفری بود که نایاک بر کندی سلطنت کرد. وی با خاندان مادورای نایاک و تانجاور ناایاک نیز رابطه داشت. نایاک های کندی هندوهایی بودند که اصالتاً تلوگو بودند ، به زبان تامیل یا تلوگو صحبت می کردند و از هر دو زبان تامیل و سینهالی به عنوان زبان دربار خود استفاده می کردند.

سری ویجایا راجاسینها علائم اولیه آنچه در آینده رخ داد را نشان داد. او با وجود هندو بودن ، مشارکت در آیین هندو و آیین بودا را تشویق کرد. این ممکن است در تلاش برای تقویت شور مذهبی محلی در برابر مسیحی سازی استعماری خارجی باشد که توسط بازرگانان پرتغالی به وجود آمده است. در واقع ، بیشتر دوران سلطنت وی در برابر مقاومت در برابر نفوذ خارجی بود. اگرچه ، از نگاه گذشته ، این ممکن است مانند یک رفتار متجاوز به نظر برسد ، اما یک دیدگاه عینی ممکن است نشان دهد که در واقع این پرتغالی ها بودند که متجاوز بودند ، و راجاسینها صرفاً از منافع مردم خود محافظت می کرد.

مناطق و پادشاهی های سریلانکا به دلیل اختلافات سیاسی و اجتماعی محلی اغلب در قرن هجدهم آشفته بودند. راجاسینها تمام تلاش خود را برای جابجایی دیگران انجام داد و موقعیت هایی با اهمیت را برای سایر سیناها ارائه داد. اگرچه موفقیت این سیاست متغیر و گاه قابل اغماض بود ، اما نشان دهنده تمایل واقعی برای حفظ صلح در دوره ای بی ثبات است.

سری ویجایا راجاسینها ، مشابه سلف خود ، بدون داشتن فرزندی درگذشت. در غیاب وارث ، وی سیاست انتخاب برادر همسر بزرگ خود را برای جانشینی وی تکرار کرد. برادر همسرش Kirti Sri Rajasinha نام داشت و در سال 1751 تاج و تخت را به دست گرفت. عمدتا او سیاست تحمل مذهبی را ادامه داد و به جای سرکوب مذهبی ، سیاست های دوستانه ای را برای پیشرفت بودیسم انتخاب کرد. این امر در بازسازی معابد مختلف بودایی توسط وی نشان داده شده است. وی همچنین برای احیای ادبیات در کندی ، در تلاش برای بهبود فرهنگ محلی ، مشهور است.

شاید چالش برانگیزترین قسمت سلطنت سری ویجایا راجاسینها روابط وی با هلندی ها باشد. حفظ تعادل بین یک ذهنیت دفاعی و یک تمایل به تجارت یک نبرد دائمی بود. او موفق به مذاکره کاملاً شایسته ای در این زمینه شد. در حالی که با استعمارگران درگیری هایی وجود داشت ، اما هرگز به یک جنگ تمام عیار نپرداخت و منجر به از دست دادن قلمرو یا خودمختاری قابل توجهی نشد. سرانجام سری ویجایا راجاسینیا هنگام سقوط از اسب کشته شد. این واقعیت که این باعث دلسرد شدن بسیاری از مردم شده است ، سهم او در جامعه در دوران سلطنت وی است.

به دنبال مرگ او ، برادرش در سال 1782 به سلطنت رسید و نام او سری رجادی راجا سینگا بود. او اشتیاق ادبی برادرش را داشت و حتی گفته می شود که او خودش شاعر عملی بوده است. وی همچنین به عنوان یک مرد فرهنگ شناخته شده بود و می توانست به بسیاری از زبانها از جمله تامیلی ، تلوگو و سینهالیایی صحبت کند. این امر بدون شک به وی اجازه داد تا با وجود تنها 18 سال سن ، از فضای پیچیده سیاسی آن زمان استفاده کند. او مدت زیادی رئیس جمهور کندی نبود و در سال 1798 درگذشت. الگوی سلطنت های بدون فرزند همچنان ادامه داشت که وی بدون وارث درگذشت.

وارث جدید باید توسط نخست وزیر وقت انتخاب می شد. وی سری ویکراما راجاسینیا را به عنوان جانشین انتخاب کرد که برادرزاده سری راجادی راجا سینگا بود. او بلافاصله در سال 1798 تاج و تخت را به دست گرفت. مانند سلف خود ، او فقط 18 سال داشت. او مانند دیگران در این سلسله یک هندو بود که برای اطمینان از هماهنگی مذهبی در منطقه ، رشد آیین هندو و آیین بودا را تشویق می کرد. با این حال ، در این زمان ، نیروهای دیگری علیه دولت وی در حال کار بودند. دیگر نگران سیاست داخلی سینالی یا روابط با هلندی ها نبود ، تهدید بیشتری در آستانه آن بود. امپراتوری انگلیس اکنون به حکومت سریلانکا علاقه مند بود.

در حالی که سری ویکراما راجاسینها برخی از دستاوردهای قابل توجه را مدیریت کرد ، از جمله برخی از پیشرفت های معماری خود کندی ، وی عمدتاً به عنوان پادشاهی شناخته شد که کندی را به انگلیس واگذار کرد. این ممکن است برای هر پادشاه آن زمان اجتناب ناپذیر باشد و بعید به نظر می رسد که کاری با خود شخص داشته باشد.

سری ویکراما راجاسینها شورشی را به رهبری برادرزاده اش که در آن زمان نخست وزیر نیز بود ، به طرز وحشیانه ای فرو نشاند. شدت این اقدام بهانه ای شد برای انگلیسی ها برای به دست گرفتن کنترل. آنها این کار را تحت عنوان نجات سریلانکا و کندی از استبداد شاه انجام دادند. پس از حمله کوتاه ، شاه به اسارت انگلیس درآمد. وی بعداً آنچه را که به عنوان کنوانسیون کندیان شناخته می شود ، امضا کرد که اساساً تسلیم کندی به انگلیس بود. این بدان معنا بود که سریلانکا مستعمره انگلیس شد و سری ویکراما راجاسینها در ولور تبعید شد. این به 85 سال حاکمیت نایاک در کندی و بیش از 2000 سال کنترل سینهالیای منطقه پایان داد.

سلسله نایاک کندی شاید همیشه محکوم به فروپاشی در برابر اشرار سلطنتی باشد. با این وجود ، نمی توان سهم آنها را در زمان حکومت خود به رعایای خود دست کم گرفت. از همه مهمتر ، 85 سال کنترل احیای بودیسم و ​​تحمل باور نکردنی مذهبی. اساساً ، اوضاع مسالمت آمیز علی رغم جو آشفته سیاسی بود. در این مدت مناطقی مانند ادبیات و فرهنگ نیز پیشرفت کردند. گذشته از کاپیتولاسیون اجتناب ناپذیر ، می توان به نایاک ها با درجه ای احترام نسبت به تأثیرات خود در پادشاهی نگاه کرد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>