NaMo به جگات جانانی


پس از کاویتا AB Vajpayee ، پیشنهادات نخست وزیر نارندرا مودی در آیه هایی به الهه مادر ، هنگامی که وی یک کارگر حزب بود ، نوشت. سی و چهار سال پیش وقتی NaMo کارگر حزب بود ، او یک مراسم روزانه را برقرار کرده بود. او هر شب قبل از خواب نامه ای می نوشت ، خطاب به الهه مادر ، درونی ترین احساسات ، افکار و تردیدهای خود را به اشتراک می گذاشت. “این ورزش روزانه به طرز عجیبی اثر آرام بخشی بر من داشت. من مشتاقانه منتظر خوابیدن همه بودم ، تا بتوانم با دفترچه یادداشت خود در گوشه ای آرام بازنشسته شوم. »

او اعتراف می کند که ابراز وجود روی کاغذ ثابت می شود که کاتاریک است ، “حتی اگر این یک ارتباط یک طرفه با الهه مادر بود (که او او را جگات جانانی خطاب می کند). نظم عقب انداختن افکار روزمره من را به روشی عجیب و منحصر به فرد بهبود بخشید ، مثل اینکه توسط نیروی بیشتری محافظت می شد. “

بیشتر آنچه NaMo نوشت ، او پاره شد و در آتش سوخت. چند شعر باقی مانده سرانجام در سال 2014 هنگامی که NaMo وزیر ارشد گجرات بود ، در حجم ناچیزی در زبان گجراتی با عنوان Sakshi Bhav منتشر شد. اکنون بهاوانا سومایا آن اثر را به انگلیسی ترجمه کرده و آن را Letters To Mother خوانده است.

او می گوید ، “او با كاملاً دفاعی ، اهداف زندگی را تأمل می كند ، درمورد گذشت زمان تأمل می كند ، درباره محاسن فن آوری در زندگی ما مشورت می كند و تعجب می كند كه آیا این ابزارها هرگز می توانند جایگزین تماس انسانی شوند … ما محرمانه مبارزات ، جشن ها ، تلاطم های درونی و درد های او هستیم. ” یک شعر طولانی با عنوان “نگاه مناقصه” با خط تاریخ 8 دسامبر 1986 ، نشخوار فکری انسانها به فناوری ، به ویژه برای ارتباطات شخصی ، وابسته است:

جهان در حال تبدیل شدن به یک مکان کوچک است
فناوری ساخته شده توسط بشر کاهش یافته است
فاصله ها

ما حوادث سراسر جهان را مشاهده می کنیم
نشسته در خانه های ما.
این ابزار کوچک صمیمیت را به وجود می آورد
اما آیا از اختیار استفاده می کند؟
آیا صمیمیت گجت ایجاد می شود
واقعیت؟
یا این یک توهم است؟
این فکر بیانگر همبستگی است
یا اینکه این فکر یک ترفند ساده است؟
امروز نامه نگاری رو به زوال است
کلمات دیگر فرصتی ندارند
برای نقاشی احساسات روی کاغذ
و مهمترین
تاریخ هیچ سابقه ای از زمان نخواهد داشت
رفته….

او به همین راه ادامه می دهد و در میانه راه تعجب می کند که آیا فناوری ارتباطات می تواند جنبه انسانی را برقرار کند ، ارتباط با چشم ، با لمس.

کودک هیچ زبانی را درک نمی کند
اما به نگاه لطیف ، لمس پاسخ می دهد
چشم واسطه قدرتمندی از
ارتباط…
آیا این جهان به دنبال
فن آوری
گنجینه های هدیه شده توسط طبیعت را گم کنید؟
آیا هر چیزی می تواند گران بهاتر باشد
از بیان در چشم؟

این شعر با قدردانی سپاسگزارانه از خیرخواهی الهه مادر به پایان می رسد که این امکان را برای او و دیگران مانند او فراهم می کند تا خود را به این ترتیب ابراز کنند. به نظر می رسد NaMo به مادر و فضل او اعتماد كامل دارد. که او را با خیال راحت از طریق مناطق ناهموار هدایت کند.

به گفته NaMo ، “الهه مادر درباره من قضاوت نمی کند ، با توجه به انتخاب کلمات یا عبارات من را درجه بندی نمی کند – برای او مهم نیست که من نثر ، شعر ، مقاله یا افکار تصادفی می نویسم. او قصد من را می فهمد ، آنچه را بیان می کند و همچنین آنچه ناگفته مانده را می فهمد. و اگر همه اینها را می فهمم ، چرا همه آنچه را خلق کردم نابود کردم؟ تنها توضیح منطقی که می توانم ارائه دهم این است که احتمالاً به دلیل دردناک است که دوباره رنج را مرور کنید. “

NaMo می گوید که او اکنون از خاطرات قدرت می گیرد ، زیرا با یک ذهن مثبت ، همیشه امید وجود دارد. وی اضافه می کند و همه ما حق بیان خود را داریم.

این مقاله در اصل در صحبت کردن درخت منتشر شده است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>