Love (F) در واقع – بزرگداشت روز ولنتاین –


“هر وقت از وضعیت جهان غمگین می شوم ، به دروازه ورود به فرودگاه هیترو فکر می کنم. نظر عمومی شروع به فهمیدن اینکه ما در دنیایی از نفرت و طمع زندگی می کنیم ، اما من چنین چیزی نمی بینم. اگر به دنبال آن بگردید ، من یک احساس دزدکی احساس می کنم که خواهید فهمید عشق در همه جا وجود دارد. “

این روشی است که هیو گرانت لحن یکی از دوست داشتنی ترین فیلم های همه زمان ها را می دهد – “در واقع دوست دارم”. من عاشق واقعاً عشق هستم ، من عاشق روشی بودم که عشق را تعریف می کرد ، من هیو گرانت را دوست دارم (گرچه من صاف هستم) اما عشق را باور ندارم. برای من ، عشق بالاترین شکل مزخرف است.

این ممکن است به نظر برسد که در جهان که عشق را به هر شکلی جشن می گیرد – ازدواج ، نامزدی ، دوست یابی ، عاشقانه ، زندگی در روابط ، روابط ، جشنواره ها ، بلا ، خدا! این ممکن است برای کسانی که من را خوب می شناسند خارج از دیوار به نظر برسد. من اعتراف می کنم که من در تمام زندگی خود یک عاشقانه ناامید بوده ام اما حقیقت را باید گفت – یک خط قرمز نازک بین عشق ورزیدن و باور داشتن به عشق وجود دارد. بگذارید توضیح دهم – اگر من مدرسه خود را دوست دارم ، به این معنی نیست که من دانشگاهیان را دوست دارم هر چند هر دو جدا نیستند.

فهمیدم؟
نه؟

بسیار خوب ، اجازه دهید من باهم به سنت ولنتاین بازی کنم و با به اصطلاح عاشقان ، که قدیس و روز او را جشن می گیرند صحبت کنم. بیایید صحبت کنیم و ببینیم که از اینجا کجا می رویم.

من بیش از یک سهم عادلانه از عشق و از دست دادن از نوجوانان خود داشته ام ، از این رو خودم را به عنوان یک مصدوم یا یک قاتل یافتم. این برای همه ما صدق می کند ، نه؟ بعضی ها را برنده می شوید ، بعضی ها را از دست می دهید – زندگی همین است ، نه؟ اگر در میز نباشید ، در منو هستید – این همه چیز را می گوید.

به هر حال ، من داشتم با این تجارت بی معنی ولنتاین دوست داشتم و از دست می دادم که با یک نقل قول در یک مغازه تازه باز شده Archies ، آن گوشه مواجه شدم. در این مقاله آمده است: “اگر عاشق کسی هستید که او را آزاد کنید ، اگر برگردد مال شما است – اگر این کار را نکند ، هرگز نبوده است”. خوب ، من صبح روز دهه 1990 ده دلار از مادرم به خاطر گرفتن هدیه ولنتاینم دزدیده بودم و قصد داشتم علاوه بر این از همان فروشگاه ، کارت تبریک سرقت کنم ، وقتی که این نقل قول همه ما را نجات داد – مادرم ، مغازه دار و گناه من این نقل قول اولین بیداری من در مورد ایده عشق بود و آن را با روح و روان به کار گرفتم. عواقب آن دقیقاً همان نتایج پس از نمایش فیلم های برادران رامسی بود. دختران هرگز برنگشتند و من به همراهی دردناک دوستانم رها شدم تا مرا از دست دادنم دلداری دهم. این داستان دیگری است که آن دختران با همان دسته از اشرار که مرا دلجویی می کردند ، می گشتند. چه اردک!

آنها می گویند ، “عاشق شو” ، هرگز نمی گویند “عاشق شو”. لحظه ای که شما تفاوت بین سقوط و بالا آمدن را درک می کنید ، ذات عشق را می گیرید. من آن را دریافت کردم من بی سر و صدا تمام پولها و کارتهای دزدیده شده را به صاحبان مربوطه پس دادم و به دنبال یافتن مراتع سبزتر گشتم. با توجه به رمانتیک ناامیدانه ای که همیشه بودم.

در جستجوی عشق و سایر مزخرفات ، در 14 فوریه 1998 استراحت کردم تا جشن عروسی مادربزرگ و مادربزرگم را جشن بگیرم. چه یک زن و شوهر – از 50 سال قبل در رختخواب بودند. متاسف! منظورم این است که از 50 سال قبل ازدواج کردم و اینجا بودم که برای یافتن عشق تلاش می کردم. طبق آداب و رسوم هند ، هر زن و شوهر متاهل زنده در مرحله عطف نقره ای ، طلایی ، پلاتینی و اگر از ازدواج ، سلامت عقل و زندگی دوام بیاورند ، ازدواج می کنند. یک سنت زیبا که به دلیل ناامیدی من وقتی مادربزرگ دوست داشتنی ام را از نزدیک دیدم و چشمانم ماندند برایم منطقی نبود. او در حالی که شصت و هشت سال داشت درخشان بود ، پنج فرزند به دنیا آورده بود و یک خانواده مشترک با تعداد زیادی از نوه ها برای آن مرد شنیع که معیار فئودالیسم بود تشکیل داد. من هرگز گهواره او را ندیده بودم – از یک خانه یک خوابه گرفته تا یک خانه یک ساله ، از یک کارمند شوهر تا زمان بازنشستگی او به عنوان کمیساری ، از دست دادن فرزندش به پرورش انبوهی از آنها ، از ازدواج کودک گرفته تا قلبی. او صبورترین و مهربانترین بانویی بود که من تا به حال دیده ام ، همیشه لبخند و زرق و برق دار ، به خصوص با توجه به این واقعیت که پدربزرگ و یک خانواده بزرگ از خانواده بزرگ من فقط برای شرکت جانوران واجد شرایط بودند تا ادب داشته باشند. و آیا او پدربزرگ من را دوست داشت؟ اوه ، خیلی خوب او این کار را کرد اما من هنوز نمی توانم رمزگشایی کنم که چگونه او همیشه عاشق و خوشحال بوده است ظاهراً ، شاهزاده جذاب !!

چند نفر از ما لحظه ای وقت صرف کرده و متوقف شده ایم که فکر می کنیم شما تاکنون زندگی خود را ادامه داده اید و کاملاً هدف را از دست داده اید؟ من خرد خود را در سقوط سلطان مادربزرگم ، آن روز ولنتاین یافتم.

ناگهان متوجه شدم که راز عشق او در از خودگذشتگی اوست. همان رازی که این کلمه را برای Radha یا Meera تعریف کرده است – آنها هرگز انتظار نداشتند که لرد کریشنا پاسخ عشق خود را بدهد. در واقع ، آنها هرگز اصلاً انتظار چیزی نداشتند. آنها فقط از دوست داشتن او خوشحال بودند. در مورد همه مادران نیز همین طور است – آنها فقط فرزندان خود را دوست دارند. آنها انتظار بازگشت مانند پدران ، برادران ، خواهران ، دوستان ، عاشقان ، پسر عموها و همه روابط لعنتی را ندارند. عشق سوابق اشتباهات و حقوق را ثبت نمی کند. عشق فقط می کند ، می دهد – نمی پرسد ، انتظار ندارد یا نمی گیرد. اگر از دوست دخترهای خود انتظار دارید که پس از اینکه پرنده ای به آنها هدیه دادید و آنها را خشنود کردید ، دیکی برد خود را راضی کنند ، این تجارت است – نه عشق. اگر دوست دخترهای شما انتظار دارند بعد از اینکه پیتر شما را سرگرم کردند ، آنها را در گربه معروف Peter of Kolkata سرگرم کنید ، این تجارت است – نه عشق.

اگر تشابه ، دوستی ، سازگاری ، وضعیت اجتماعی ، ثروتمندی ثروتمندان ، عادت ، اعتیاد ، شهوت ، تستوسترون ، پروژسترون ، وسواس ، اشتیاق ، جذابیت ، شیفتگی و سایر ویژگی های انسانی را با عشق اشتباه بگیرید – به یاد داشته باشید ، همه اینها و عشق کلمات مختلف و متفاوت هستند کلمات معنی های مختلفی دارند هر رابطه ای تجارت است – همه اش می دهد و می گیرد. عادت زنانه.

یک بار مردی به من گفت – ‘عشق ماشین است ، سیگار نیست. این یک عادت است ، نه یک اعتیاد. ‘ چقدر او واقعیت داشت به جز این واقعیت که وقتی ماشین شما آن را متوقف می کنید ، دود متوقف می کند – سیگار برگ این طور نیست. هرگز نمی توانید دوست داشتن کسانی را که دوست داشته اید متوقف کنید حتی اگر شما را اژدر کنند. اگر هنوز هم می خواهید در مورد داستان خروس و گاو نر منکر باشید (بدون جناس برای خروس) ، خوب بخاطر داشته باشید ، این دوست داشتن در واقع در واقع دوست ندارم

اگر دوست دارید ، عشق – هیچ وقت از آن کم نمی آورید. اگر می خواهید آن را شخصی کنید پس دوست من ، هیو گرانت را امتحان کنید. او هرگز شما را ناامید نخواهد کرد زیرا نمی توانید از او انتظار داشته باشید. تابو این کار را برای من انجام می دهد. روز ولنتاین ، اشکالات و عاشقان مبارک!

رد مسئولیت – من یک معلم عاشق نیستم و در صورت وجود هزینه درخواست های شما را پرداخت نمی کنم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>