Kamalamma و جاده Udupi به Manipal


خودم Kamalamma از کونجیبتو ، کارناتاکا.

امروز هنگام گرفتن روزنامه از آستان ما ، یک کاغذ کوچک از داخل آن در حال ریزش است. آقا به آن نگاه می کند ، سپس آن را با صورت من تکان می دهد. بلافاصله من در حال پرش 12 فوت به عقب هستم. او می گوید ، اوه هو! پرش زیبا Kamalamma ، یک مدال طلا در المپیک بعدی تضمین شده است.

Aiyyo tchah … چه کسی به دنبال مدال طلا و همه است؟ من به راحتی از هر نوع ویروس که روی آن کاغذ نشسته است می پردم. ما مردم داخل خانه ماسک نداریم!

به هر حال ، آن مقاله برای برخی از فروشگاه های مواد غذایی یک جزوه است. به نظر می رسد آنها در حال انجام تحویل در منزل برای قفل شدن هستند. فکر می کنم شاید ثبت نام در آن ایده خوبی باشد. با نشستن در خانه ، ما تنبل می شویم ، اکنون چه کسی از لباس شب به لباس تغییر می کند ، به دنبال ماسک و ضد عفونی کننده می رود و در ساعت 7.00 صبح فقط برای خرید 2 کیلوگرم برنج و یک کیلوگرم دال بیرون می رود؟ اگر خوب و خوب به خانه می آید!

اما بعد از 2 دقیقه فکر کردن ، من از آقا می پرسم معنی زایمان در خانه چیست. آیا آنها وسایل ما را با پیاده روی یا دوچرخه آورده اند؟ یا در وانت؟ و اینکه آیا ون در دروازه جلوی ما متوقف می شود؟

اکنون شما مردم س willال خواهید کرد که چرا کمالاما این نوع سوالات را می پرسد. چرا ، زیرا مدتی قبل یک فیلم از وانت تحویل شیر را دیدم که با سرعت کامل وارد مستقیم یک مغازه شیر در جاده مانیپال ما شد.

کارگران داخل مغازه به سرعت به پهلو می پریدند و در حال فرار بودند. عباببا … اگر آنها یک دقیقه بیشتر در داخل خانه بمانند ، چه اتفاقی می افتد؟

تضمین شیر کامل بر روی آنهاست و آنها در حال حمام شیر هستند و مانند کلئوپاترا زیبا می شوند. اما برای این که آنها باید زنده باشند ، نه؟

به همین دلیل است که من از آقا می پرسم که ، اگر ما در حال سفارش مواد غذایی هستیم ، وانت تحویل در دروازه متوقف می شود یا او به خانه سقوط می کند. کامالاما باید آماده باشد تا مانند کانگورو بپرد!

مانند این ، بسیاری از اتفاقات در جاده Udupi به Manipal اتفاق می افتد. رفتن در آن جاده و زنده برگشتن به خانه بزرگترین چالش زندگی ماست. آنچه من می پرسم این است که چرا آنها آن مدار بین المللی بود را در دهلی بسته اند؟ اکنون همه افراد ماجراجو فکر می کنند که شاید مدار مسابقه به جاده ما منتقل شود و همه وسایل نقلیه مانند اتومبیل های مسابقه فرمول یک بالا و پایین شوند. حتی لوئیس همیلتون نیز با دیدن رانندگان آس محلی ما در عمل ، یک مجموعه بزرگ بدست خواهد آورد.

از بالای تپه مانیپال ، همه اتومبیل ها ، اتوبوس ها و موتورها مانند هواپیماهای کم پرواز با سرعت کم به پایین پرواز می کنند ، بدون اینکه به چپ یا راست نگاه کنند.

سرعت آنها حتی هنگامی که نزدیک محل اتصال هستند نیز کاهش نمی یابد. به سادگی آنها در جاده عجله می کنند گویی ‘rakshasas’ به دنبال آنها هستند. و فقیرانی مثل ما که در کنار جاده قدم می زنند یا می خواهند از آن طرف عبور کنند ، چه می شود؟ آنها برای ما یک نایا پائیزا مهم نیستند. ابابا!

گویی این کافی نیست ، بعضی از وسایل نقلیه از جهت مخالف می آیند. آن روز آنقدر داشتم از راه دور می رفتم که تقریباً در داخل ناودان افتاده بودم.

اما یک روروک مخصوص بچه که از طرف اشتباه آمده بود ، فریادم زد تا از سر راهش بروم.

من متعجب شدم و از او علت او را پرسیدم آینده، وقتی همه هستند رفتن و چگونه باید این سردرگمی را درک کنیم.

وی گفت خانه اش در این طرف جاده است و دور پیچ نیز کمی فاصله دارد بنابراین او برای رسیدن به خانه خود اینگونه می رود. به نظر می رسد که او چراغ های جلو را روشن می کند بنابراین هیچ سردرگمی وجود ندارد.

آییو کریشنا … با چنین افرادی چه باید کرد؟ شاید چراغهایش روشن باشد اما مغزش خاموش است! فکر کردم به همین دلیل است که پروردگار برهما چهار سر دارد. همه برای جاده های هند لازم است.

به هر حال ، فکر کردم ، اگر ون زایمان مستقیماً در داخل خانه ، تا آشپزخانه ما تصادف کند ، شاید من از پسران زایمان بخواهم که وسایل ما را بیرون آورده و مستقیماً در قفسه نگه دارند.

سپس آقا می گوید ، چه کمالاما ، با یک سر شما ایده های خوبی می گیرید. ابابا!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>