Kabuliwala: تأملاتی در مورد هند و افغانستان

[ad_1]

اخیراً جو بایدن ، رئیس جمهور آمریكا ، خروج نیروهای آمریكایی از افغانستان تا 11 سپتامبر را اعلام كرد كه معمولاً روزی را یادآوری می كند كه حمله به مركز تجارت جهانی در نیویورك از دو دهه قبل اتفاق افتاده است. رئیس جمهور از جسد جنازه آرلینگتون دیدن کرد و به نشانه های سنگی در اطراف اشاره کرد و ابراز تاسف کرد که در گذشته جان بسیاری از دست داده است. دولت استدلال کرد که هدف اصلی ایالات متحده – پایان اسامه بن لادن و انهدام القاعده – اکنون محقق شده است ، ایالات متحده دلیلی برای فدا کردن جان بیشتر آمریکایی ها ندارد. این اعلامیه با واکنش های مختلفی روبرو شد. در حالی که دموکرات ها در ایالات متحده و بسیاری از متحدان ایالات متحده از آن حمایت می کنند ، برخی از رهبران جمهوری خواه در داخل شک دارند که این عقب نشینی به هدف ایالات متحده برای صلح و ثبات در افغانستان کمک کند. وزیر امور خارجه ، آنتونی بلینکن ، اخیراً در کابل بود تا رهبران افغانستان را برای روند عقب نشینی و اطمینان از حمایت ایالات متحده پس از عقب نشینی درگیر کند.

این اعلان ها سرتاسر منطقه را به هم زده است. ترس از ظهور طالبان و پشتیبانی آن از نیروهایی مانند القاعده و دولت اسلامی و گروه های افراطی اسلامی از سراسر جهان از جمله از پاکستان ، جای خود را به دست آورده است. پاکستان به دلیل همجواری جغرافیایی ، تمایلات مذهبی و قومی تأثیر عمده ای در سیاست افغانستان دارد و شناخته شده است که از این نیروها به عنوان ابزار استراتژیک علیه هند استفاده می کند. عقب نشینی نیروهای شوروی منجر به ظهور تروریسم در کشمیر شد زیرا پاکستان این نیروها را برای ایجاد بی ثباتی در هند بسیج کرد و این خاطرات هنوز در ذهن رهبران و متفکران استراتژیک هند تازه است. نگرانی ژنرال راوات از اینكه عقب نشینی به “اخلالگران” دامن بزند ، در این زمینه منطقی است.

اما هند 21 سالهخیابان قرن هند 20 نیستهفتم قرن. هند باید کارتهای خود را کاملاً دقیق بازی کند. وزیر خارجه هند ، اس. جایشانکار ، اخیراً در کنفرانس “قلب آسیا” در تاجیکستان ، احتمالاً با پیش بینی عقب نشینی ، گفت که “هند از همه تلاشهایی که برای تسریع گفتگوها بین دولت افغانستان و طالبان انجام شده است ، از جمله مذاکرات داخل افغانستان. ” در سفر ماه گذشته وزیر خارجه افغانستان به دهلی نو ، وزارت امور خارجه هند “بر افغانستان صلح آمیز ، حاکم ، پایدار و فراگیر” تأکید کرد ، که می تواند از طریق “چارچوب قانون اساسی دموکراتیک” محقق شود. هند باید از قدرت فزاینده اقتصادی و نظامی خود در منطقه و قدرت نرم خود برای دستیابی به اهرم فشار در افغانستان استفاده کند. و این می تواند از طریق دیپلماسی زیرکانه و درگیر کردن همسایگان هند پاکستان و افغانستان و متحد روسیه امکان پذیر باشد. هند به توسعه افغانستان کمک کرده است و می تواند نقشی خلاقانه برای سازگاری با واقعیت جدید داشته باشد.

اینگونه نیست که هند هنگام آغاز اقدامات صلح در افغانستان با چالش روبرو نشود. پاکستان برای تضعیف ابتکارات هند ، تمام کارتهای خود از جمله کشمیر و اسلام را بازی خواهد کرد. در گذشته بارها ثابت شده است که چگونه گروه های تروریستی با الهام از پاکستان تأسیسات هند را در افغانستان هدف قرار می دهند. چین سعی خواهد کرد اطمینان حاصل کند که خلا left ایالات متحده را پر می کند و به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی ، تمام تلاش خود را می کند تا هند دموکراتیک را از معادله دور نگه دارد. پاکستان با الهام از اسلام سیاسی و چین مستبد احساس راحتی نمی کند تا از آرمان هندوستان دموکراتیک در افغانستان استقبال کند.

اما این پایان تونل نیست و نباید باشد. نهادهای سیاست خارجی هند باید از طریق این سناریوی پیچیده حرکت کرده و همه گزینه های دیپلماتیک احتمالی را برای درگیر کردن چین و پاکستان برای داشتن جایگاه مناسب خود در روند صلح افغانستان بررسی کنند. هند علاوه بر درگیر کردن این کشورها ، باید با طالبان نیز درگیر شود. به عنوان یک سیاست عملی ، لازم است رهبران طالبان را درگیر کرده و آنها را برای حل مسالمت آمیز درگیری انگیزه دهد. برخلاف برخی از عقاید ، طالبان احتمالاً قابل توجه تر در مقابل جاذبه های قدرت نرم هند است. در مقابل سیاست ضد هسته ای سخت پاکستان ، این احتمال وجود دارد که طالبان ، یک گروه عمده جامعه پشتون ، علاقه مند به ایجاد روابط نزدیک تر با هند باشد. چنین سناریویی آسان نخواهد بود زیرا پاکستان همه نیرنگها را برای دور نگه داشتن طالبان از هند بازی خواهد کرد ، اما هند برای پیروزی طالبان افغانستان در کنار خود نیاز به استفاده از دیپلماسی سخت و نرم خود دارد.

روابط فرهنگی هند و افغانستان عمیق است. برخلاف پاکستان ، افغانستان به عنوان یک کشور هیچ سابقه خصومت و رقابت با هند را ندارد. نظریه ماندالیای کاوتیلیا به درستی افغانستان را به عنوان یک متحد طبیعی هند توصیف می کند. داستان تاگور در مورد کابولیوالا ، که در آن عبدالرحمان خان از افغانستان دخترش را در مینی در کلکته می بیند ، فقط خالق ذهن برنده نوبل نیست ، بلکه بازتاب واقعی روابط عمیق فرهنگی اجتماعی و تاریخی دو کشور است. هند علاوه بر احیای این روابط ، باید از عقب نشینی نیروهای آمریکایی سرمایه گذاری کند تا حضور خود در افغانستان را افزایش دهد. در این میان ، ایالات متحده و روسیه می توانند از آرمان هند حمایت کنند و هند ، با پاکستان و چین ، می تواند بخشی از یک روند چند جانبه و چند ملیتی برای صلح و ثبات در منطقه باشد. این عقب نشینی به عنوان یک چالش برای هند نشان داده می شود ، اما می تواند یک فرصت باشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>