Gabbar ، Kaalia و ترس ما

[ad_1]

خوب ، این نه مرور فیلم Sholay است و نه نوشتن الهام بخش ، با خواندن کدام یک ، شما انرژی خواهید گرفت تا ترس خود را از بین ببرید.

این فقط یک نگاه اجمالی به میزان آسیب پذیری ما در میان ترس است. بگذارید ابتدا صحنه نمادین Sholay کلاسیک پرستش را تکرار کنم ، زیرا مقاله من حول این کلیپ با بارگذاری اکتان بالا از این بلاک فروشی بزرگ است.

گابار سینگ ، پس از بیرون آوردن سه گلوله از شش گلوله ، استوانه را چرخاند و پس از دو تلاش ناموفق به دو نفر از او ، پوزه را به سمت Kaalia مورد علاقه خود هدایت کرد و مورد سوال قرار گرفت – Ab tera kyaa hoga Kaalia

Kaalia که نفس تنگی می زند ، تلافی می کند – سردار ماین aapka namak khaya hai

گبر قبل از اینکه سرانجام ماشه را شلیک کند ، دوباره سرگردان شد – Aab goli khaa – که تا مدت زمان طولانی برای کالایا آتش چندانی نداشت.

در زندگی ما ، گاهی اوقات ، شما مانند یک کائالیا درمانده احساس می کنید در حالی که گاهی دوست دارید لباس یک گابار بی باک را بپوشید. ما انسانهای آسیب پذیر هستیم که به طور مداوم با ترس های خود زندگی می کنیم و در عین حال سعی می کنیم آنها را با لبخند از بین ببریم.

کنایه از زندگی ما این است که در بعضی مواقع ، با شجاعت عظیمی با یک وضعیت بسیار ترسناک روبرو می شویم در حالی که در بعضی مواقع حتی یک وضعیت پیش پا افتاده ما را چنان وحشت زده می کند که باعث سرد شدن خون ما می شود.

چیزی که من همیشه احساس می کردم این است که درجه خاصی از پارانویا در هر یک از ما وجود دارد. ممکن است قابل مشاهده باشد یا نباشد اما وجود دارد. از قضا ، ما با آن زندگی می کنیم ، به آن عادت می کنیم و گاهی اوقات از آن سو ab استفاده می کنیم. این پارانویا شرایط پیچیده ای را در هم می آمیزد و ما در منطقه تاریک ترس فرو می رویم.

در این منطقه تاریک ، ترس اصلی نیست که ما را متلاشی می کند بلکه ترس از ترس ما است که ما را از هم می پاشد. این ممکن است یک تشبیه ضعیف باشد اما واقعیت همچنان باقی است ، شما می توانید کاملا بدون بدهی باشید اما کاملاً ترس نداشته باشید. بدهی نیز ترس ساکت است اما وقتی آن را پاک کنید ، آزاد می شوید.

با گفتن این سخنان ، درونی ترین ترس شما به ندرت شما را ترک می کند. شما در مقابل دنیای فریبنده ژست می گیرید که نترسید اما در زیر آن بیرونی سخت ترس در کمین شماست که بسیار بی صدا شما را فلج می کند. می توانید حضور آن را بپذیرید یا در حالت انکار باشید. واقعیت همچنان باقی است ، درک وجود ترس اولین قدم برای غلبه بر آن است.

در بعضی مواقع ، حتی هنگامی که ترسهای خود را با موفقیت پیروز کرده اید و بر هنر غلبه بر آنها با غلبه بر مهارت خود تسلط دارید ، یک نقطه محرک در این زندگی نامشخص ، گاهی اوقات شما را در یک دوراهی عجیب قرار می دهد و دوباره باعث ترس دوباره این ترسها می شود ، جایی که خودتان را چنین می پندارید کالیا بیچاره که می خواهد چشمان خود را بر روی یک وضعیت حل نشده زندگی ببندد.

این نقطه محرک در زندگی شما بر قدرت شما غلبه می کند و شما را در آستانه ترسهای خود رها می کند ، جایی که ترس شما یک گابار سینگ نامرئی است که یک هفت تیر نامرئی علیه شما دارد و قصد دارد سر شما را به سر و کله ها برساند. این نکته محرک ما را با یک س questionsال چه در صورت عدم پاسخ ساده مواجه می کند. اما پاسخ های فردی ما به آن نقطه تحریک کننده از نزدیک منعکس کننده این است که چه کسی ، چه کسی و در کجا هستیم در آن لحظه دشوار.

گبار غرش کرد … جو دار گایا بنابراین مار گایا. مقصود او این بود که شما فقط وقتی ترس خود را از شما بترسید می توانید با ترس خود روبرو شوید … هان … آیا این ساده است؟ این فقط یک گفتگوی کاملاً قافیه دار بود که به منظور جلب توجه مخاطب انجام می شود زیرا تمرین در عمل بسیار دشوار است. اما بعداً ، با نگاهی اجمالی ، زندگی بدون یک عمل مشروط برای تسلط بر عمیق ترین ناامنی های شما چیست. اینطور نیست؟

اگر مثال خودم را در مواجهه با ترس خود ذکر کنم ، با کمال صداقت باید اعتراف کنم که در بعضی مواقع ، کالیا در درون من بسیار برجسته تر از گابار بی باک است. علی رغم دانستن این موضوع ، من تمایل دارم محدودیت ها را فشار دهم. من در داخل منبع قدرت مرموز جستجو می کنم. این منبع مرموز قدرت از درون فریاد می زند – احمق نگاه نکن. عقب نشینی نکن قاطی نکن ادامه بده این داد و فریاد ممکن است ترس من را به طور کامل از بین نبرد اما من را قادر می سازد تا در آن لحظه ترسناک به عنوان یک برنده ظاهر شوم.

آیا با یک منبع مرموز قدرت خاص در درون فریاد زدن خود مواجه شده اید؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>