Covid-19 چندین سال پیشرفت برای دختران نوجوان انجام نداده است


مدارس برای دختران نوجوان فراتر از آموزش فقط هدف بیشتری دارند. آنها فرار از هنجارهای اجتماعی را فراهم می کنند. Covid-19 این را از آنها گرفته است.

قبل از مارس 2020 ، تلاش سازمان های غیرانتفاعی و جامعه محور برای مقابله با هنجارهای اجتماعی مردسالار و توانمند سازی دختران نوجوان سودآوری دریافت کرده بود. ما شاهد تغییراتی بودیم که طی سالها اتفاق افتاده است – دختران نوجوان می توانستند در مکانهای عمومی آزادانه رفت و آمد کنند ، با والدین خود درگیر شوند تا آنها را از آرمانهای خود برای تحصیلات عالی حمایت کنند و در مورد گلایه های خود از پنچایات یا حتی پلیس صحبت کنند . خانواده هایی که به دلیل ترس از فاصله یا فشار ازدواج زودتر در فرستادن دخترانشان به مدرسه مردد بودند ، به طور فعال سرمایه گذاری برای تحصیلات خود را آغاز کرده بودند. با این حال ، Covid-19 همه این پیشرفت ها را از بین برد.

چه چیزی در حین قفل تغییر کرد؟

در ماه های اولیه موج اول و قفل ملی ، به نظر نمی رسید تغییر زیادی داشته باشد. کارکنان میدانی که در جوامع در تلانگانا کار می کردند ، گزارش دادند که فعالیت های مداوم برای ارتقا change تغییر رفتار و نگرش در بین والدین به نفع دختران نوجوان بوده است. آموزش دختران مهم تلقی می شد و خشونت جنسیتی نه تنها توسط خانواده های این دختران بلکه در سطح اجتماعی نیز غیرقابل قبول بود.

با این حال ، دو ماه مانده به تعطیلی ، بدون کار و دستمزد و پس انداز رو به کاهش ، اوضاع تغییر کرد. محصور برای غذا و پول نقد ، عدم دقت و آسیب پذیری خانواده ها احساس اضطراب و ناامنی ایجاد می کند. بعلاوه ، با تعطیلی مدارس و آغاز فصل خریف از ماه ژوئن ، اکثر کودکان مجبور به کار و دستمزد شدند.

تعداد زیادی از آنها به عنوان فروشندگان سبزیجات ، کارگران beedi ، گاوداران و بسیاری از واحدهای مستقر در خانه در بخش غیررسمی به مشاغل خانوادگی وارد شدند. کودکان مهاجر در صنعت دستبند و جواهرات ، به عنوان مددکار در مغازه های خرد و هتل های محلی ، ماهیگیری ، معدن و معدن و غیره استخدام می شدند. دختران بزرگتر تحت NREGA کار می کردند ، وکالت مادرشان را بازی می کردند ، در حالی که پسران بزرگتر به عنوان کارگر حمل سر ، کارگران گاه به گاه و حتی کارگران سایت های ساختمانی به بازار کار پیوستند.

دختران همچنین در فصل برداشت محصول در مزارع پنبه دانه و پنبه زنی کار می کردند. برخی از آنها حتی به صورت گروهی برای کار در مزارع چیلی در مناطق مجاور مهاجرت کردند. همه این کودکان به کار بدنی عادت نداشتند و از این رو دائما از درد بدن ، گرمازدگی و زخم شکایت داشتند. با این حال ، آنها گزینه ادامه کار را نداشتند.

اعضای خانواده علاوه بر اینکه خلاف قانون بودند ، از بازگشت فرزندان مدرسه ای خود به کار عذاب می کشند. جوامع افتخار می کردند که روستاهای خود را از کار کودکان آزاد می کنند. آنها تمام تلاش خود را کردند تا فرزندان خود را از کار مزدور دور نگه دارند ، اما بدون هیچ راهی برای تحصیل و هیچ حمایتی از طرف دولت – چه برای فرزندان خود و چه از نظر خود از نظر درآمد و درآمد – خود را در معرض آسیب دیدند.

تحرک اجتماعی دختران نوجوان در دوران قفل بسیار تحت تأثیر قرار گرفت. آنها اجازه نداشتند از خانه بیرون بروند و کارهای خانه آنها را سنگین می کردند. در بین خواهران و برادران در خانه ها نیز اصطکاک بیشتری وجود داشت ، زیرا هر یک برای دسترسی به منابع محدود مانند تلفن های همراه ، اینترنت ، صابون شستشو ، لوازم بهداشتی و دستمال های بهداشتی رقابت می کردند.

عدم اطمینان در مورد بازگشایی مدارس ، ترس از سو abuse استفاده جنسی ، و مواردی از آزادسازی افزایش یافته است فشار ازدواج روی دختران چندین والد که دخترانشان را ترغیب به ادامه تحصیل کرده بودند ، از محدودیت های اعمال شده در حین قفل سو advantage استفاده کرده و به طور یواشکی ازدواج خود را تنظیم کردند.

زبان آموزان نسل اول با اضطراب و ناامیدی روبرو شدند

کودکان مدرسه ای با تعطیلی مدارس دست و پنجه نرم می کردند زیرا این امر به معنای عدم دسترسی به وعده های غذایی روزانه بود. چندین کودک که در مدارس مسکونی ثبت نام کرده بودند عادت داشتند لوازم ضروری روزانه – وعده های غذایی ، لوازم التحریر ، کتاب ، لوازم بهداشتی و غیره – را که مسئولان مدرسه در اختیار آنها می گذارند. تعطیلی مدارس به این معنی بود که آنها به اینها دسترسی نداشتند زیرا هزینه ها باید بر عهده خانواده ها باشد و با درآمد ناچیز آنها ، این نیازها بیشتر نادیده گرفته می شد. چندین دختر مجبور به شروع کار شدند تا بتوانند وسایل شخصی خود مانند دستمال های بهداشتی و لوازم بهداشتی را تهیه کنند.

علاوه بر این ، آنها نیز از روال عادی محروم بودند: بیدار شدن از خواب ، آماده شدن برای رفتن به مدرسه ، ملاقات با دوستانشان ، انجام تکالیف ، شوخی بازی و غیره. مدرسه ، برای این کودکان ، همیشه چیزی فراتر از یک فضای آموزشی یا یادگیری بود. این وظایف بیشتری را برای آنها انجام می داد.

عدم وجود مدرسه برای کودکان بزرگتر ، به ویژه دختران کلاس هشت تا ده ، امیدها و آرزوهای آنها برای تحصیلات عالی را تحت تأثیر قرار داد زیرا آنها با تبعیض شدید برای توانایی تحصیل مبارزه کرده بودند. بیشتر آنها زبان آموزان نسل اول بودند و مجبور شدن به کار خود باعث اضطراب و ناامیدی شدید در بین آنها شد.

هنگامی که مدارس در اوایل سال 2021 بازگشایی شدند ، کودکان به سرعت بازگشتند

در ژانویه و فوریه 2021 ، مدارس برای مدت کوتاهی برای دانش آموزان کلاس های نهم و دهم بازگشایی شدند. در عرض یک هفته ، بیش از سه چهارم دانش آموزان در جوامع بنیاد Mamidipudi Venkatarangaiya (MVF) با کار به مدرسه بازگشت این غیر منتظره بود زیرا در حین قفل بیش از 90 درصد این کودکان کار می کردند و عادت به مدرسه رفتن را از دست داده بودند.

خود مدارس پس از بیش از 9 ماه از کار افتادن ، با شیشه های شکسته و گرد و غبار ، دستشویی های نامناسب و بدون آب در وضعیت بدی قرار داشتند. اعضای جلسات محافظت از حقوق کودکان و کمیته های مدیریت مدارس از طریق جلسات با گرم پنچایات ها ، در تمیز کردن مدارس برای کودکان حضور داشتند و به آنها کمک می کردند. آنها همچنین مسئولیت جمع آوری کمکهای مالی برای تعمیر توالت ، تأسیسات آب و تمیز کردن محیط مدرسه را به عهده گرفتند – همه اینها در زمانی است که جوامع همچنان از غذا و ناامنی دستمزد رنج می برند.

والدین علی رغم اینکه به درآمد فرزندانشان وابسته بودند – دختران جوان در طول فصل کاشت روزانه 300 INR درآمد داشتند – والدین مشتاقانه منتظر فرستادن آنها به مدرسه بودند. برخی لباسهای تمیز را برای فرزندان خود خریداری کردند در حالی که دیگران گاو خود را فروختند تا دخترانشان به مدرسه برگردند. در مواردی که مدارس در فاصله پنج تا شش کیلومتری قرار داشتند ، والدین برای دختران خود دوچرخه می خریدند تا دیگر مجبور نباشند مسافت طولانی را پیاده روی کنند. بسیاری از آنها به صاحبان اتوبوس نامه می خواستند و به آرامی اتوبوس پس از اتوبوس ، در روستای پس از روستا ، در ساعت های مدرسه شروع به پرواز می کردند.

دخترانی که در حین قفل ازدواج کرده بودند ، جسارت را به عمل آوردند تا شوهر و شوهرشان را متقاعد کنند تا اجازه دهند تحصیلات خود را ادامه دهند.

بازگشت پسران به مدرسه بسیار دشوارتر بود زیرا آنها با قراردادهای طولانی مدت با کارفرمایان مقید بودند. همچنین برای کودکان تحصیل در مدارس خصوصی سخت بود زیرا والدین آنها علاوه بر پرداخت هزینه حمل و نقل شخصی با اتوبوس ، مجبور به پرداخت شهریه معوقه نیز بودند.

موج دوم آنها را دوباره برگردانده است

با فراگیر شدن موج دوم Covid-19 در سراسر کشور و تحمیل قفل های مختلف در چندین ایالت ، مدارس مجبور شدند یک بار دیگر تعطیل شوند. این بدان معنی است که بیشتر این کودکان دوباره به کار خود بازمی گردند.

تعطیلی مدارس به ویژه برای دختران نوجوان بد است زیرا آنها را مجبور به شرکت در فعالیت های جنسیتی می کند که به شدت علیه آنها جنگیده اند. علی رغم این ، آنها عقب رانده اند و با نرمى تسلیم این فشارها نشده اند – آنها جنگیده و مقاومت كرده اند.

دولت غایب است

هیچ اطلاعاتی در مورد آنچه در هر سنی برای کودکان اتفاق می افتد ، حقوق و نیازهای آنها وجود ندارد. هیچ تلاشی برای فعال سازی چارچوب نهادی حمایت از کودکان صورت نگرفته است. نه آموزش و پرورش و نه بخش های کارگری به هیچ نوع راه حلی نرسیده اند. در مورد كاهش گرسنگي و اطمينان از ادامه دريافت وعده هاي غذايي کودکان در ميان روز هيچ فکري نشده است. در مورد تأثیری که تعطیلی نامحدود در مدارس بر زندگی کودکان و آینده آنها خواهد گذاشت ، هیچ اندیشی به آنها نشده است. در واقع ، کودکان حتی در خارج از یک راه حل غیر قابل عمل و ناعادلانه کلاس های آنلاین در رادار دولت نیستند.

نیازی به دولت برای جمع آوری داده ها و اطلاعات ، انجام یک تحقیق تحقیقاتی دیگر در مورد مکان این کودکان ، ساخت یک پایگاه داده کامپیوتری و اتلاف وقت گرانبها نیست. در ثبت نام حضور و غیاب مدارس در کلیه مدارس دولتی مشخصات کلیه کودکان ثبت نام شده وجود دارد. آنها توسط panchayats گرم و معلمان مدرسه در سطح بخش ، روستا و پنچایات ردیابی می شوند.

تمام کاری که دولت باید انجام دهد این است که با کارمندان محلی کار کند تا نقشه های خاصی برای نجات و توان بخشی هر یک از این کودکان تهیه کند. این می تواند به معنای مراقبت از سلامتی و تغذیه آنها ، یادگیری درمانی و دوره های پل ، اطمینان از غذا ، تهیه کتاب های درسی و لوازم التحریر و غیره باشد. این سیستم باید به ظرفیت ارگانهای محلی در مراقبت از فرزندان خود اعتماد کند و مایل است همه پشتیبانی را به عهده بگیرد تا مسئولیت مسائلی را که فقط در سطح محلی قابل حل نیستند ، به عهده بگیرد.

هزینه بی عملی دولت بر زندگی کودکان بسیار زیاد خواهد بود. این یک وضعیت اضطراری است. آیا صدای کودکان شنیده می شود؟

این مقاله بود در اصل منتشر شده است که در بررسی توسعه هند



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>