Covid ، انتخابات و موارد دیگر – قسمت 1

[ad_1]

هنگام نوشتن این مقاله ، ساعت یازده و نیم صبح یک روز شلوغ سه شنبه است. جلسه کلاس مجازی من به دلیل یک مسئله خنده دار اینترنت به طور نامحدود به تأخیر افتاده است و در حال حاضر به شدت در شهر من دورگاپور ریخته شده است. خیلی زود منتظر رعد و برق دیگری هستیم. آسمان وحشتناک ، درختان ناآرام و سگهای لرزان خیابانی که به دنبال گرما در محله هستند ، همه نشانه های گویای نزدیک شدن رعد و برق است. خیابان ها نیمه خالی است. بنابراین از زمانی که مردم توسط وحشت COVID تحت تأثیر قرار گرفته اند ، آنها این مشکلات را دارند. یک فروشنده خیابانی تنها چرخ دستی خالی خود را از جاده اتصال Lokmanya Tilak بالا می کشد. صبح تجارت خوب بوده و فعلاً دلایلی برای لبخند زدن دارد. من او را در پنج سال گذشته می شناسم. این مرد یک بار در بازار نزدیک یک کتابفروشی داشت. قفل شدن سال گذشته و شرایط سخت پس از آن چنان پس انداز وی را از بین برده بود که مجبور شد مغازه را بفروشد. او اکنون با فروش سبزیجات تازه از فروشگاه سیار خود زندگی می کند. روزهای شکوه او گذشته است اما هنوز نمی داند چگونه تسلیم شود.

از زمان اعلام حصر جزئی در بنگال غربی در اواخر انتخابات مجلس ، زندگی برای فروشندگان خیابانی و مغازه داران در بازار دشوار بوده است. آنها می توانند تجارت خود را فقط چهار ساعت در روز – دو ساعت صبح و دو ساعت بعد از ظهر – اداره كنند. “محدودیت های لازم برای شکستن زنجیره آلودگی!” – دولت مدام اعلام می کند. اما اکنون تعداد بیشتری از افراد در صبح و بعد از ظهر در بازار جمع می شوند که بیش از حد معمول است. جمعیت فقط ضخیم تر شده اند! ظاهرا COVID در طی مبارزات انتخاباتی و تجمعات ، که هزاران نفر را هجوم می آورد ، تهدیدی نبود. خرید هراس را به معجون اضافه کنید و ما به دنبال کمبود مکرر کالاهای اساسی هستیم. مردم علاقه جدیدی به چیزهایی مانند مرکبات و داروهایی پیدا کرده اند که قبل از شیوع بیماری همه گیر در سواحل ما چیزی از آنها نشنیده بودند. روز دیگر مردی را دیدم که با پرتقال هایی به ارزش 8000 روپیه به خانه برگشت! برنامه های پیام رسان با نسخه های مشکوک غرق می شوند و داروخانه ها مشغول دفع اراذل و اوباش متواضعانه هستند. هر کس نوعی داروی معجزه آسا را ​​که از کسی که به نوبه خود نام آن را در نسخه “رسانه اجتماعی” دیده است ، می خواهد. در زمان همه گیری ، همه از عمه همسایه گرفته تا مردی که به گاوها خیره می شود ، پزشک می شوند. Pulse Oximeter اسباب بازی جدیدی است که در اختیار شما قرار می گیرد و مردم آماده اند تا قابلمه ها و قابلمه های خود را برای خرید این ابزار از بازار سیاه به فروش برسانند. با گسترش وحشت سریعتر از موج دوم COVID ، به نظر می رسد تعریف رفتار طبیعی تغییر کرده است. مبلغ ناپسند هزینه ای که برای یک سیلندر اکسیژن 1400 لیتری تهیه می شود ، من را لرزاند. فهمیدم که ما جامعه ای از کفتارها هستیم که می توانیم با ریختن کلاه به آدم خوار تبدیل شویم.

تقریباً در همین زمان سال گذشته ما در مرحله سه قفل بودیم. اکنون امکان یک قفل جدید در بنگالی ها ظاهر می شود. به هر کجا که نگاه می کنم چهره های متشنجی را می بینم. هر جا استراق سمع می کنم ، صداهای خفه شده ای را می شنوم که درمورد مرگ ناشی از خفگی یا گرسنگی بحث می کنند. سرزندگی معمول در هوا اکنون از بین رفته است. به نظر می رسد كفن غلیظ ترس همه چیز را بلعیده است. اما این تغییر چشمگیر به طور ناگهانی اتفاق افتاد. با رفتن به انتخابات مجلس این شهر از قبل با خودش در جنگ بود. خطی کشیده شده بود. طرفداران حزب حاکم کنگره ترینامول ، که قدرت را حفظ کرده اند ، و طرفداران مخالف BJP با یکدیگر اختلاف داشتند. به هر کجا که نگاه می کردم ، گروه های کوچک هر دو حزب وزوز می کردند و دوچرخه سواری می کردند و سعی می کردند صدای مخالف را خیره کنند. تهدیدها – گاهی اوقات ظریف و اغلب بلند و واضح – در حال صدور بود. هر باند می دانست که پس از انتخابات پیروز زندگی را برای افراد مغلوب بدبخت خواهد کرد. خیابان ها با نشان های مهمانی تزیین شده و درختان بیش از حد معمول رنگ بهار را به تن کرده اند. سبز و زعفران TMC و BJP و قرمز CPIM درختان بلند را در حالی که پرچم های مهمانی در نسیم به اهتزاز در می آمد ، زینت داد. هیچ صحبتی از COVID یا قفل اقتصادی وجود نداشت و تجارت طبق معمول ادامه داشت. همانطور که روز شمارش نزدیک شد شهر من یخ زد. من همیشه روز 2 مه 2021 را به یاد می آورم. کل شهر در تلویزیون ها جمع شد. مردمان زن فراموش كردند كه غذا درست كنند. این افراد سعی کردند به دفاتر کاری کنند. حتی بچه ها می دانستند که اتفاق مهمی در شرف وقوع است. تا عصر مشخص شد که TMC در حال حفظ قدرت با BJP است که به قلب بنگال راه یافته است. بذر نفرت مشترک که مدت ها پیش کاشته شده بود از خواب زمستانی خارج شده و در بوته ای خاردار جوانه زده است. آینده ای تلخ و ناخوشایند در حال ساخت بود.

اکنون همه هیاهوی پرشور پیرامون انتخابات از بین رفته است. در حالی که جهان می کوشد با یک دشمن میکروسکوپی نبرد کند ، دشمن نامرئی دیگری – بطور قابل ملاحظه ای قوی تر از خود ویروس – مانند یک آتش سوزی مهار ناپذیر ، سرزمین های ما را فرا گرفته است. ترس! در هر کجا که مردم هستند کمین می کند. متأسفانه به نظر می رسد هیچ یک از افراد باهوش در کتهای سفید آزمایشگاهی هیچ سرنخی در مورد چگونگی مقابله با این بیماری ندارند. در حالی که مردم در شهر من از حملات وحشت خفه می شوند ، من فقط می توانم درمانده تماشا کنم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>