BJP باید از یک حزب تحت عنوان “فرماندهی عالی” خودداری کند

[ad_1]

شناخته شده است که خانم ایندیرا گاندی بذر درختان سمی زیادی را کاشته است ، سایه هایی که برای سلامتی دموکراسی و سیاست های کشور مضر است. وی همچنان به دلیل آن بدی ها مورد انتقاد ناخوشایند قرار گرفت اما به همان اندازه خیالی دست نیافتنی است که توسط رهبران متوالی در راس در میان احزاب ، که رویای حضور در راس غیرقابل تصور هستند ، تکرار و تقلید می شود. اما هیچ کس تاکنون نمی تواند به بی چون و چرا بودن و بی چون و چرا بودن که خودش باعث شده است او را به همین راحتی و به طور طبیعی گرامی داشته و از آن لذت ببرد ، فرمان دهد. یکی از اقدامات برجسته ای که وی در طول مدت تصدی خود در سمت ریاست جمهوری تصور ، تغذیه و تمرین کرد ، نهاد “فرماندهی عالی” در سطح حزب بود – نهادی که هیچ نام و چهره ای ندارد اما دارای حرف و اقتدار نهایی است که در آن زنجیره فرماندهی به پایان رسید.

اگرچه رidentsسای جمهور کنگره قبل از ایندیرا مرجعی غیرقابل عبور را قادر به هدایت ، هدایت و حتی نظم بخشیدن به احزاب حزب می دانستند ، اما وزیران ارشد پایگاه پشتیبانی غیرقابل بحث خود را داشتند و این جذابیت نه تنها برای زنده ماندن به تنهایی بلکه اغلب مخالف و حتی غالب بودند. در مهمانی نیز. ایندیرا ، یک بار رهبر حزب و نخست وزیر کشور شد ، همه اینها را از بین برد ، خود را بالاتر از حزب خود شخص فرماندهی کرد و از همه قدرت های تصور نشده حزب و در نتیجه دولت ، دموکراسی در حزب خود را تخریب کرد و “منصوب” کرد دفتر حزب از مرکز به سمت ایالات متحده است و هیچ کس نمی تواند جرات کند.

چگونه و چرا ، او به خوبی عبور کرد و تا ابد مورد مطالعه و تحقیق قرار می گیرد ، اما اطمینان حاصل کرد که “فرماندهی عالی” ، که فقط خودش باقی مانده است ، همیشه حتی به هزینه تجزیه حزب – نه یک بار بلکه دو بار – و هربار بیشتر و بی چون و چرا می شد. او از کاری که انجام می داد آگاه بود و قصد داشت کار دیگری را انجام دهد. وی وقتی یاد عملکرد دموکراتیک در زمان پدرش افتاد ، اظهار داشت ، “پدر من یک دولتمرد بود ، من یک زن سیاسی هستم. پدر من مقدس بود. من نیستم’.

هنگامی که او دانست ، این او بود که پشتیبانی مردم را پشتیبانی می کرد و تنها درخواست برای پیروزی در انتخابات را دارد – برای مرکز ایالت ها باشد – او شرایط را دیکته کرد. حتی اگر حزب او اکثریت مطلق را در مجامع ایالتی بدست آورد ، وی “وزیران ارشد” را منصوب می کند و به آنها اجازه نمی دهد دوره را کامل کنند و به آنها اقتدار “فرماندهی عالی” را یادآوری می کند. پس از آن بود که قانون گذاران ایالت “تصمیم گیری به اتفاق آرا to برای اجازه به فرماندهی عالی” برای “تعیین” رهبران خود را آغاز كردند. از آن زمان بود كه كنوانسيون منحصر به فرد آغاز شد كه براي هر يك از مشكلات موضوعي ، قانونگذاران قول دادند كه “به دستورالعمل هاي فرماندهي عالي عمل كنند”. و از آن زمان بود که به نظر می رسید “فرمانده عالی” نامرئی همه مقامات را فرماندهی می کند. عمراندر سینگ بسیار اکراه و نسبتاً سازش ناپذیری که سرانجام تسلیم “فرماندهی عالی” شد ، مفهوم هنوز در کنگره را تأیید می کند.

حتی اگر او دیگر آنجا نبود ، حزب او ، از طریق عروسش ، به ایده فرماندهی عالی ادامه داد ، اگرچه بعد از او هرگز نخست وزیر نبود که فرمانده عالی بود – “فرمانده عالی کنگره” قدرتمندتر شد و شروع به تعیین حتی “نخست وزیر” کرد و نخست وزیر را کاملاً به “فرماندهی عالی” وابسته کرد تا همه راهنمایی ها را به دست آورد. اوج کنایه آمیز اوضاع وجود داشت که برای مدت طولانی ده سال حتی میزان اختیارات اجرایی نخست وزیر نیز باید توسط “فرماندهی عالی” تعیین و کنترل می شد.

BJP یک حزب کادر محور و یک حزب “با اختلاف” در نظر گرفته شده است. مردم پس از تسخیر کشور با شعارهای مثبت و قطعی ، اعتماد به اختلاف را در همه سطوح و در همه زمینه ها – از اخلاق به عمل و همچنین از امور احزاب تا حکمرانی – داشتند. حزب نیز بسیار زیبا پیش رفت و تغییر در چشم انداز و همچنین روحیه انجام کار متفاوت به نظر می رسید – یک تغییر کیفی در افق ظاهر شد.

اختلاف اخلاق حزبی که به طور برجسته ای بین کنگره و BJP مشهود بود ، در آستانه تأثیر و تأثیر آن بر حکومت بود. از این گذشته ، BJP و قبل از آن بهارتیا جانسانگ در هر شرایطی تاریخ ایده آل پیروی سیاست های اخلاقی و مبتنی بر ارزش را داشت. به حدی که باعث شد دولت ژاناتا سقوط کند و قدرت را فدای مسئله ایدئولوژیک عضویت دوگانه کند. حتی در زمان انحرافات و “Aayaram Gayaram” بدنام ، هیچ قانونی از حزب جدا نشد تا به حزب در قدرت بپیوندد. تعداد اندکی از قانونگذاران در ایالت ها و مرکز به کار خود ادامه می دهند و علل علاقه مندی مردم را در همه سطوح بررسی می کنند و از این بابت احساس غرور می کنند.

BJP همچنین به خاطر پذیرش دموکراسی در سطح حزب و تسهیل رشد کارگران و رهبران اصلی ، ارتقا capabilities توانایی های آنها و امکان آنها برای کمک بیشتر و بیشتر به جامعه و کشور در کل شناخته شده است. این امر همچنین شامل توانایی دادن به کارگران و رهبران برای ادامه پله های نردبان و اشغال مقامات مقاماتی است که به دلیل سالها تعهد خود در قبال اخلاقی که حزب مدعی آن است ، شایسته آن هستند.

این سالها در حزب اتفاق افتاد و ما ساتراهای منطقه ای در حال تکامل در سرزمینهای خود داشتند که دارای پایگاههای پشتیبانی انحصاری انبوه و انحصاری خود بودند – از Madan Lal Khurana تا Sahib Singh Verma تا Bhairo Singh Shekhavat به Kalraj Mishra تا Rajnath Singh تا Shivraj Singh Chouhan حتی به نارندرا مودی.

اما در اواخر زمان ، به ویژه پس از سال 2014 ، به نظر می رسد BJP نیز فرهنگ کنگره “فرماندهی عالی” را تصویب می کند ، بنابراین دموکراسی حزبی و اخلاق منحصر به فرد کار حزب را مصالحه می کند. در تمام ایالت هایی که اکثریت را برای تشکیل دولت ها به دست آورد ، “فرماندهی عالی” این “وزیران” را منصوب کرد ، Shivraj Singh Chauhan به عنوان تنها استثنا ، این نیز از آنجا که او قبل از 2014 در آنجا بود. همچنین مشاهده می شود که به سبک کنگره ، برخی از رهبران یا دیگری از مرکز عمداً در سطح ایالت بحران ایجاد می کنند و “فرماندهی عالی” را در تحمیل اراده و طراحی خود مداخله می کند. بی تردید ، در حالی که BJP با قدرت بیشتر پیش می رود ، قدرت و فرهنگ اخلاقی “فرماندهی عالی” قابل مشاهده است.

استراتژی انتخاباتی بهار و بنگال غربی قبل از مطالب كلاسیك دانشمندان سیاسی است كه نشان می دهد این حزب ورودی های رهبران محلی را كاملاً نادیده گرفته و به روش های خود در سطح مركزی حزب “فرماندهی عالی” طراحی شده است. بهار که در آن NDA به راحتی برای یک پیروزی در زمین لغزش آماده شده بود ، باید با اکثریت کمی که BJP-JD (U) را به آسانی به دو شریک جدید اتحاد وابسته وابسته است ، راضی باشد. تغییر پایگاه تنها رهبر توده ای آن ، سوشیل مودی ، به دهلی فقط برای ایجاد ناراحتی نیتیش نیز ایده ناقصی بود. پس از نتایج انتخابات بنگال غربی ، رئیس ایالت BJP خود اذعان کرد که رهبری مرکزی از استراتژی پیشنهادی رهبران محلی پیروی نکرده و از توصیه های آنها چشم پوشی کرده است.

تحولات اخیر UP همان ماجرا را بیان می کند که در آن رئیس وزیر ساخته شده است که به طور مداوم خجالت بکشد ، بارها و بارها با مأموران مرکز روبرو شود و اجازه داده شود صحبت های تغییر رهبری با صدای بلند از درون حزب تکرار شود. وی همچنین برای بازدید مجدد از “فرماندهان عالی” در مورد متال و اعتبار خود به سفر رهبران مرکزی وادار شد. و سپس سرانجام نخست وزیر از “رفتار بی سابقه” رئیس وزیر در مورد وضعیت پوکی در این کشور اطمینان یافت.

فرهنگ “فرماندهی عالی” در نهایت یک حزب را می کشد ، BJP باید از گرفتار شدن در معرض وسوسه فاجعه بار خودداری کند!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>