20 سال بعد ، طالبان از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار هستند و غرب از نظر قاطعیت ضعیف تر است

[ad_1]

به ما گفته اند كه كتاب ها را نباید از روی جلد آنها قضاوت كرد. به همین ترتیب ، سخنرانی های سیاسی نیازی به ارزیابی عناوینی که ایجاد می کنند ، ندارند.

جمعه گذشته ، جو بایدن ، رئیس جمهور ایالات متحده ، تلفات ابتکار خلاقیت یک سردبیر زیر بود. روزنامه تایمز (لندن) با اعلام خبر منتظر انتظارش در مورد افغانستان ، چند روز پس از تخلیه نیروهای آمریکایی از میدان هوایی بگرام در حومه کابل ، این عنوان را نوشت: “بیدن می گوید افغانستان ارزش زندگی بیشتر ایالات متحده را ندارد. “

انصافاً بایدن این حرف را کاملاً نزده. وی متعهد شد که پس از 2448 کشته ، “نسل دیگری از آمریکایی ها” را به جنگ در افغانستان نمی فرستد ، و اضافه کرد که “ما برای ساخت ملت به افغانستان نرفتیم … و این حق و مسئولیت مردم افغانستان است که فقط درباره آینده خود و اینکه چگونه می خواهند کشور خود را اداره کنند تصمیم بگیرند. “

به نظر می رسد عنوان تایمز کاملاً دقیق نبود ، اما کاملاً گمراه کننده نبود. از آنجا که نیروهای آمریكا و ناتو دو دهه پس از اعلام “جنگ علیه تروریسم” به طرز ناپسندی از افغانستان خارج می شوند ، پرسیدن این سوال ضروری است: آیا امنیت آمریكا ارزش این همه جان افغان را داشت؟

س isال این است که برخی از نسخه های پیچیده همه گیر “زندگی سیاه پوستان” نیست که در همه کشورهای دموکراتیک آنگلوفون گسترده است. واقعیت ناخوشایند این است که رئیس جمهور جورج دبلیو بوش پس از حملات 11 سپتامبر برای نجات جان آمریکایی ها و انتقام از کشته شدگان ، حمله نظامی علیه رژیم طالبان در افغانستان را آغاز کرد. هدف قرار دادن شهرهای آمریكا توسط اسامه بن لادن و القاعده بود كه عامل مداخله در افغانستان بود. زندگی افغان ها آن زمان وارد محاسبات نشد و الان هم اهمیتی ندارد.

زندگی آمریکایی ها هنوز مهمترین است. اندکی پس از سخنرانی بایدن در روز پنجشنبه گذشته ، اعضای ناتو بیانیه مشترکی ارائه دادند که نشان می داد مداخله نظامی به هدف خود “جلوگیری از استفاده تروریست ها از افغانستان به عنوان پناهگاه امن برای حمله به ما” رسیده است. اساس این اطمینان توافق نامه ای میان سال گذشته و بین طالبان و ایالات متحده بود. طبق گزارش نهایی “دو طرفه و مستقل” گروه مطالعاتی افغانستان در فوریه 2021 ، “طالبان یک سازمان تروریستی بین المللی نیستند و هیچ مدرکی وجود ندارد که آنها قصد حمله به ایالات متحده را داشته باشند.” این گزارش بین طالبان و القاعده و سایر گروه های جهادی تمایز قائل شد.

با این حال ، این تفکیک ساخته شده بود: “با این حال ، طالبان کمک های القاعده و سایر گروه های تروریستی را می پذیرند. باید دید طالبان با چه سختی حضور این سازمان ها و فعالیت های آنها را در خاک افغانستان کنترل می کنند. از اواخر سال 2020 ، ریتم ثابت حملات تروریستی در کابل و سراسر کشور نشان می دهد که این گروه تمایل به عدم تمایل یا ناتوانی در مهار استفاده از ترور ، توسط اعضای خود یا دیگران را دارد. “

به زبان ساده ، همانطور که توسط رئیس CIA و رئیس MI6 انگلیس پذیرفته شده است ، هیچ قطعیتی وجود ندارد که طالبان به تعهد خود برای محدود کردن جهاد خود به افغانستان پایبند باشند. این ممکن است در کوتاه مدت اتفاق بیفتد ، زیرا طالبان – بدون شک با کمک فعال پاکستان – تلاش می کنند تا بر افغانستان کنترل کنند ، اما پیامدهای طولانی مدت آن برای امنیت منطقه بسیار ناخوشایند است.

این بیشتر به این دلیل است که نیروهای ریشه دار در جامعه افغانستان که بین سالهای 1994 تا 2001 با طالبان جنگیدند – عمدتاً اتحاد شمال – با تلاشهای آماتوری و آماتوری ایالات متحده برای ایجاد دموکراسی افغانستان ، عمدتا با استفاده از قدرت پول ، جبران ناپذیر شده اند. در این شرایط ، به احتمال زیاد کسانی که فضایل جهاد را در کشورهای همسایه ، از جمله هند می خوانند ، بار دیگر از افغانستان به عنوان سکوی پرتاب خود استفاده کنند.

در طی 20 سالی که صرف تجدید گروه خود شده است ، درسهای اساسی وجود دارد که ممکن است نیروهای جهادی در آن جا افتاده باشند. اولین و تا حد زیادی مهمترین این آگاهی است که امروز غرب فاقد عزم اخلاقی و مهارتهای سیاسی برای بازآفرینی جهان بر اساس تصویر خود است. غیرت شاهنشاهی که آن را تا اوج جنگ سرد پایدار نگه داشته است ، با خودزبانی ملی و از دست دادن جهت گیری جایگزین شده است. توانایی تحمل ناراحتی و حتی درد به شدت در نسل ‘دانه های برف’ از بین رفته است.

این را با پیروزی که اکنون مشخصه طالبان افغانستان است مقایسه کنید. طالبان با پشت سرگذاشتن دو ابرقدرت بدتر ، اعتقادی به شکست ناپذیری خود را که ناشی از عدم صلاحیت گواهی های کلامی است ، بدست آورده اند. اگر امارات متحده بازسازی شده در ماه های آینده موفق به سرنگونی رژیم در کابل شود ، در انزوای قبلی خود عقب نشینی نخواهد کرد. طالبان با اعتماد به نفس بیشتر اکنون با ایجاد محوری با دو همسایه استراتژیک – چین و پاکستان به دنبال حفظ آینده خود هستند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله


  • هندی ها مجاز نیستند. چطور؟ ممنوعیت سفر جهانی به سرخپوستان غیر منطقی است ، و ممکن است بازتاب دهنده تعصب باشد

  • برای به دست گرفتن BJP در سال 2024 ، مخالفان به یک رهبر نیاز دارند که با افتخار سکولار باشد ، بدون ترس رهبری کند و از یک مبارزه بزرگ لذت ببرد

  • ماندیرا بدی حتی در غم و اندوه قید و بندهای پدر سالاری را شکست

  • ترول ها در مقابل ماندیرا بدی – او بلند می ایستد ، شرم همه آنهاست

  • مرگ یک اصل: مرگ استن سوامی باید یک سیستم عدالت ، روش و قرائت قضات از قوانین را متزلزل کند

  • اعتراض اندکی ، میلورد: CJI درست است. انتخابات دموکراسی را تضمین نمی کند. اما تأخیرهای دستگاه قضایی و استفاده بیش از حد از آنها نیز از موارد دیگر است

  • خواندن بهاگوات: رئیس RSS مطالب درستی بیان کرد. اما بیایید زمینه واقعی سیاست واقعی را از دست ندهیم

  • هند کشوری بردبار و تا حد زیادی محافظه کار است: قرائت سیاسی از نظرسنجی پیو

  • طبقه شخصیت های مودی: تغییر و تحول نخست وزیر در درجه اول به حساب اجتماعی انجام می شد. که حتی برای برخی از افراد غیرمجاز نیز وجود دارد

  • رأی ما ، قوانین ما: هنگام بیان “حاکمیت قانون” ، باید تشخیص دهیم که غالباً با اقدامات خودسرانه و ناعادلانه دولت آسیب دیده است

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>