یک کابوس بدون پایان ، همه گیری از نظر عاطفی ما را از راه هایی که هنوز کاملاً درک نشده اند زخم می کند

[ad_1]

فیس بوک این روزها مانند یک تابلوی اعلانات ضرر است. کلمات تاج گل شده اند که مردم برای کسانی که آنها را ترک کرده اند می ریزند. اشتراک گذاری نیز نوعی عزاداری است. بسیاری از پاسخ ها با ناباوری پر شده است.

اقوام ، دوستان ، همکاران ، همسایگان: هیچ کس از اتهام تصادفی ویروس در امان نمانده است. بسیاری از خانواده ها ضربه مضاعفی را متحمل شده اند: زن و شوهر ، خواهر و مادر ، پدر و پسر ، چند روزی از یکدیگر نگذشته اند. نویسندگان برجسته ، دانشگاهیان ، بازیگران ، آهنگسازان و بسیاری دیگر که زندگی ما را برای دهه ها غنی کردند ، گذشته است ، برخی بدون تأیید. از دست رفتن کلی سرمایه های فکری و فرهنگی غیر قابل محاسبه است. و ادامه دارد. روز به روز هیچ احساسی برای پایان دادن وجود ندارد.

فرکانس و دور از انتظار بودن این عزیمت ها است که کنار آمدن با مشکلات را سخت تر و غیر قابل تحمل می کند. آیا می توانید به یاد بیاورید که اخیراً چند بار بر روی تلفن خود ‘متاسفم برای از دست دادن شما’ یا ‘تسلیت صمیمانه’ تایپ کرده اید؟ این بارها اتفاق افتاده است که تقریباً مانند یک عمل بازتابی است که گاهی اکنون از احساس واقعی خالی است. ما حتی با احساس ترس وارد شبکه های اجتماعی می شویم. ترس و اضطراب حلقه ای در سر ما بازی می کند. کوید -19 یک سادیست است و سر ما را استعمار کرده است.

برای بسیاری ، مدیریت غم و اضطراب طاقت فرسا است. چگونه تصویری از مردی را دیدید که در بیمارستان نفس می کشد؟ چگونه از اینكه نتوانسته اید به یك عزیز عزیز كه همان چیزی است كه او در زندگی می خواست ، جسد سوزی مناسب انجام دهید ، پشیمانی ماندگار را پشت سر می گذارید؟ چگونه می توانید از دوستی که پدر و پدربزرگ خود را در عرض چند ساعت از یکدیگر از دست داده دلداری دهید؟

غم و اندوه ، جیمی اندرسون ، نویسنده گفت ، فقط عشق است و جایی برای رفتن نیست. اما گاهی اوقات ، غم و اندوه یک خلا gap خالی در قلب شما است که به نظر می رسد هیچ چیز پر نمی شود. یکی از دوستان پرسید ، “آیا عجیب نیست که در زمان های عادی اگر کسی در ICU باشد نگران خواهیم شد. اگر کسی تختخواب در ICU پیدا کرده باشد ، اکنون خیال ما راحت است؟ ” همه گیری از نظر روحی و روانی ما را دچار زخم هایی می کند که هنوز کاملاً درک نشده اند زیرا هنوز در وسط آن هستیم. ما به بیش از متخصصان بهداشت روان نیاز خواهیم داشت.

تعداد سرسام آور مرگ و میر در حال گسترش اندازه بخش ترحیم روزنامه ها است. توجه داشته باشید که چگونه در هفته های اخیر رشد کرده اند. در سال 1918 ، مرگ های ناشی از آنفولانزای اسپانیایی مناطق سوزاندن و گورستان ها را تحت فشار قرار داده بود. رمان احمد علی ، گرگ و میش در دهلی (1940) ، جزئیات نحوه تبدیل شدن پایتخت ملی به “شهری برای مردگان” را بیان می کند. او نوشت ، سارقان ورقه های پیچ در پیچ (کافان) را از قبر بیرون کشیدند و آنها را فروختند. گورستان ها هزینه های خود را چند برابر کردند. بازرگانان پارچه ای قیمت ورق های پیچ در پیچ را افزایش داده و علت این جهش را جنگ جهانی اول می دانند.

خرده ریزهای شیوع شیوع به عنوان جزوه برای هر یک عدد فروخته می شد. “این تب چقدر کشنده است ، / همه از آن می میرند. / مردها با آن لنگ می شوند / و با دلیس بیرون می روند. / بیمارستانها همجنسگرا و روشن هستند ، / اما متأسفم مصیبت مردان است. ” تاریخ همیشه تکرار نمی شود؛ گاهی اوقات فقط بدتر می شود

از همه نظر ، روند سوزاندن بدن امروز یک تجربه روح شکن است. از سیلندرهای اکسیژن گرفته تا آمبولانس ، از داروها گرفته تا هزینه های سوزاندن بدن ، سودجویی بدون شرم در میان بدترین وضعیت اضطراری بهداشتی که بیش از 100 سال گذشته در جهان با آن روبرو بوده است ، بیداد می کند. آیا ما به عنوان انسان تکامل یافته ایم یا تکامل یافته ایم؟

کووید در برخی موارد بدترین موارد را به ارمغان آورده است ، بسیاری نیز بهترین تلاش خود را می کنند: کسانی که لانگرهای اکسیژن رایگان باز می کنند ، که پیشنهاد تحویل غذا به خانواده های دردمند را می دهند ، چک هایی را برای نیازمندان ارسال می کنند ، که در صف های بیمارستان برای افرادی که به سختی می شناختند ایستاده اند ، که صد تماس یا بیشتر برای پیدا کردن دارو برای یک همکار ، که داوطلب اهدا پلاسما ، افراد مشهور متفکر و شهروندان آگاه بود که برای سود بیشتر از شبکه های اجتماعی استفاده می کردند ، شماره گرفت.

پس از آن ، پلیس های بسیار بدخواهی بودند که اغلب فراتر از وظیفه وظایف خود را برای انجام کارهایی که هیچ کس دیگری به آنها پیشنهاد نمی داد ، و البته متخصصان بهداشت و کارگران خط مقدم ، که با تمام فشارها هرگز از دست نمی دادند. متأسفانه برخی از ستارگان بزرگ سینما و کریکت های برتر با میلیون ها دنبال کننده در شبکه های اجتماعی ساکت مانده اند. ماندن در حباب زیستی هنگام ورزش این روزها اجباری است اما زندگی در پیله ای که از خود راضی باشید در چنین شرایط ناراحت کننده ای نیست.

ما از اجتناب ناپذیری مرگ می دانیم. ما می دانیم که کوید -19 نیز می کشد. اما بین مرگهای ناشی از شیطنت غیر قابل پیش بینی ویروس و اتفاقاتی که رخ می دهد ، تفاوتی وجود دارد زیرا مبتلایان نمی توانند به موقع به سیلندر اکسیژن یا تخت بیمارستان دسترسی پیدا کنند.

غیرقابل انکار است که بسیاری در چند هفته گذشته به دلیل آمادگی نامناسب دولت ها جان خود را از دست داده اند. این حقیقت غم انگیز این همه گیر مدت ها پس از تسخیر ویروس پایدار خواهد ماند. مدیریت تجربه آسان نخواهد بود وقتی که تجربه زندگی در عموم مردم بر خلاف چرخش سیاست های بدبینانه باشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>