یک زن خانوادگی

[ad_1]

در عصر سیستم عامل های OTT ، که تماشای فیلم از راحتی خانه ما راحت تر و راحت تر است ، بگذارید اعتراف کنم که “یک زن خانوادگی” هستم ، به ندرت می توانم وقت بگذارم تا نمایش های مورد علاقه خود را تماشا کنم. با این حال ، این آخر هفته موفق شدم “The Family Man” ، یک سری فیلم های اکشن مهیج را که از ویدئوی Amazon Prime پخش می شود ، تماشا کنم. حتی در میان اختلافات در خانه ام ، من توانستم تمرکز خود را حفظ کنم و همه قسمت های سریال را یکجا تماشا کنم. Srikant Tiwari و کل خدمه کار خارق العاده ای انجام داده اند. در حالی که نقشه گیرنده آن ، تهدید ، گناه ، سختی ها و از دست دادن من را در کل روز مجذوب تلویزیون کرد ، جلوه های صوتی ناراحت کننده و شلیک گلوله در پشت ذهنم باقی ماند و اجازه نداد که به تمام شب

من به طور مداوم در سقف تماشا می کردم. در حین انجام این کار ، تقریباً تعداد دقیق اعضای خانواده مشترک عنکبوت ها در اتاق من را فهمیدم. عنکبوت ها دور وب خود چرخیدند در حالی که ذهن من از بخشی از کشور به قسمت دیگر می چرخید. دهلی نو ، بمبئی ، کوچی ، کشمیر ، لاداخ و همچنین در بعضی مواقع از قلمرو هند عبور کردند.

بهترین تصور در مورد سفر به سایر کشورها این است که نیازی به گذرنامه و ویزای توریستی ندارید. در حالی که زیبایی کشمیر مرا وادار می کرد ، افکار متناقض کریم ، موسی ، ساجید ، فیضان مرا آزار داد.

زود تخت را ترک کردم. نسیم صبح زود مرا به گشت زدن در پارک فریب داد. طی چند ماه گذشته که از خوردن میوه های سردخانه خسته شده بودم ، تصمیم گرفتم از بازار میوه های محلی در این نزدیکی دیدن کنم تا میوه های واقعی با کیفیت خوب بدست آورم. من چند دور از پارک را گشتم ، تقریباً در دو لایه ماسک خفه شدم و سپس به بازار میوه های مجاور پیش رفتم. با بررسی دقیق سهام ، چند میوه را انتخاب کردم و در مقیاس توزین قرار دادم. من مطمئن هستم که میوه های دیگر احساس آزار می کردند. من خیلی سعی کردم چانه نزنم اما افسوس. همانطور که با احتیاط کامل صورتحساب را تسویه می کردم ، چشمانم به دکه میوه ای با فاصله ای مملو از انبه افتاد.

سریع به غرفه انبه رفتم. یک انبه چاق و چله انتخاب کرد ، آن را چرخاند تا دید 360 درجه داشته باشد و مقدار دقیق کالری ، پروتئین ، کربوهیدرات ، چربی ، فیبر غذایی ، ویتامین ها ، مس ، فولات ، پتاسیم ، ریبوفلاوین ، تیامین ، منیزیم ، کلسیم ، منگنز ، فسفر را بررسی کند. ، اسید پانتوتنیک ، سلنیوم ، آهن و غیره

من با هیجان پرسیدم ، “بهایا ، کیس دیو؟ “

فردی که در دکه بود ، در حالی که کارتن های چوبی را روی یکی دیگر قرار می داد ، به طرف مردی ایستاد که در فاصله چند متری دکه ایستاده بود و داشت سیگار می کشید و محیط را آلوده می کرد.

او با صدای بلند صدا زد ، “ساجید بهایی ، لنگدا کیس؟”

من حوصله ندارم منتظر بمانم و به پاسخ ساجد بهی گوش دهم. این اسم من را به یاد آن ساجد بهایی می انداخت که در سریالی که اخیراً تماشا کرده ام به عنوان یک تروریست نشان داده شد.

لوب فرونتال برخی از سیگنالهای فوری را به مغز من ارسال می کند که توسط طناب صوتی من رمزگشایی می شود.

طناب صوتی من با ضعف زمزمه کرد ، “Nikaah tal gaya”.

من برنامه خود را برای خرید انبه سقط کردم. انحرافی گرفتم و نفس نفس کشیدم و خودم را به سمت دروازه آپارتمانم دور کردم با عجله قفل درب من را باز کرد ، بلافاصله وارد آشپزخانه شدم تا یک قهوه فیلتر برای خودم تهیه کنم. بعضی اوقات بعداً ، برای اینکه ذهنم را منحرف کنم ، بیشتر در اینستاگرام تمرکز می کردم در حالی که به آشپز خود TASC را موظف کردم تا vada-pav را برای صبحانه و برنج راسام را برای ناهار امروز آماده کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>