یک انتخابات ماهیگیری در بنگال


بیایید با یک جهان بینی شروع کنیم.

اینکه یک اقتدارگرای فوق العاده چپ و یک فوق العاده راست پوپولیست از نظر اقدامات ادغام می شوند.

این حقوق و چپ های دور که در حال برپا کردن مرزها هستند ، بیشتر و بیشتر می شود ، زیرا آنها معتقدند که افراد خارجی شغل افراد محلی را می گیرند. آنها اشتباه می کنند. این فناوری در حال ایجاد انواع کاملاً متفاوت مشاغل جدید است.

اکنون انتخابات مجلس بنگال.

برای یک حزب چپ افراطی ، فرمول ها دو بار کار کرده اند. ماهی ها را به جای اینکه یک میله ماهیگیری به آنها بدهید تا برای خودشان ماهی بگیرند ، به صورت رایگان به توده ها بدهید. این ماهی های “رایگان” در واقع مالیات من هستند. پروژه های متجاوز پیاده روها و پروژه های متوقف شده راه آهن مترو که برای همه رایگان است. شخصی باید داستان فرانکشتاین را برای آنها تعریف کند.

مجبور كردن بيمارستان ها و مدارس خصوصي به سياست هايي كه هميشه در حال تغيير هستند ، تنها آنها را از اين كار دور مي كند. چطور می توانید از مشاغل دولتی خود مانند شرکت ماهیگیری خارج شوید و از این پول برای ساخت مدارس و بیمارستان های بیشتر استفاده کنید؟

برای دیگر حزب راست افراطی در مرکز ، این در مورد فروش موفقیت آمیز یک رویای پوپولیست دو برابر یک میله ماهیگیری به همه بود ، اما آنها هرگز نیامدند. آخرین بار شنیدیم که باید صبر کنیم تا شرکت های سوادشی را ایجاد کنیم تا میله های ماهیگیری را شروع کنیم.

شخصی باید به آنها بگوید که ماهی ها منجمد میله را نمی بینند بلکه کیفیت میله را قلاب می بینند.

میله های ماهیگیری هرگز نیامدند. اما آنچه در مورد mai baaps مطرح شد ، دستورالعمل هایی برای خوردن بود ، کدام جنسیت می تواند شلوار جین پاره پوشیده ، کدام یک از گزینه های جنسی را نمی تواند با آن ازدواج کند ، چه کتاب هایی را بخواند و چه رسانه هایی را باید تماشا کند.

در این میان یک حزب کمونیست وجود دارد ، که فقط برای نظارت بر سقوط چشمگیر دولت از بالا ، برای دهه ها با دانش و تحصیلات عالی دولت را اداره می کند. اما اعتقاد آنها همچنان پابرجاست که صلاحیت اصلی دولت این کشور برای صید ماهی و توزیع آن است. بنابراین ماهی ها به سواحل بهتر رفتند و دختران و پسران ما نیز با موفقیت چشمگیر این کار را کردند.

اوه ، یک مهمانی بزرگ خانوادگی قدیمی وجود دارد که مشغول فهمیدن این است که چرا وقتی صاحبان خانواده با خوشحالی در غرفه های شنا شنا می کنند ، ما حتی به چوب ماهیگیری یا ماهی نیاز داریم.

آن را سنگین میراث بگذارید جایی که یادگیری دشوارتر از یادگیری های جدید است. بعضی از افراد سعی کردند این حرف را به آنها بزنند. هیچ کس از آن زمان تاکنون چیز زیادی نشنیده است.

همه این احزاب درمورد این دموکراسی ماهیگیر حرف بزرگی در مورد ملت سازی می زنند.

با این حال ، در ذهن من روزی که بوق زدن را متوقف کنیم ، صف های خود را متوقف کنیم ، انتشار انسان را متوقف کنیم ، تف را متوقف کنیم ، زباله را متوقف کنیم ، تمرین هر نوع تبعیض را متوقف کنیم و از بین بردن درختان را متوقف کنیم ، ما با ملت سازی شروع خواهیم کرد.

بنابراین من در چهارراه ایستاده ام.

من یک جاده را می بینم با افرادی که ماهی آزاد دارند اما هنوز هم در چشمانشان عصبانیت به عنوان نمادی از نابرابری هستند.

با افرادی که به من نگاه می کنند به جاده دیگر نگاه می کنم که چرا پول آنها نمی تواند فرهنگ و طرز رفتار آنها را بخرد. خوب ، ساده ، زیرا از درون می آید.

2 جاده دیگر فراتر از بن بست هایشان قابل مشاهده نیستند.

اکنون نقطه همگرایی دو جاده اول را می بینم. شخصاً ، بی حرمتی من نسبت به الحاد بودن ، انگار که گناهکار هستم!

مدتهاست که سیاست مماشات برای یک بانک رای دینی اقلیت به این معنی است که دریچه فشار ضد فشار باید روزی آزاد شود. و آزاد شد.

اما اکنون این دو قطبی مذهبی به شکل تقسیم دیگری به خانه آمده است. تقسیم بر اساس زبان.

زبان بنگلا مطمئناً باید پرورش یابد و مدتهاست که تحت فشار بوده است.

اما در ایالتی که از سایر مناطق هند بهترین استقبال از هر زبان و فرهنگ بوده است ، احساس می شود این سنت مغرورانه را برعکس می کند. با دور کردن زبانهای دیگر ، یک زبان را حفظ نمی کنید.

من مطمئن هستم که شخصاً متحیر باشید که چگونه مردم به عنوان مهاجران نسل چهارم هنوز به زبان بنگلا درست صحبت نمی کنند و برای ماندن در خارج از جریان اصلی مجبور به دیوار کشی هستند.

این دیوارها نه تنها در خانه های شخصی ، بلکه حتی در کلوپ های معتبر ، سازمان های غیردولتی و انجمن های مسکونی نیز ساخته شده اند. برای حفظ “هویت خود”.

اما من این را می گویم ، که این انتخاب شخصی آنهاست و آنها از این طریق کاملاً استقبال می کنند. برخی از بهترین دوستانم در آنها هستم و آنها را ترک نمی کنم.

تنوع زبان و فرهنگ موجبات شادی و یادگیری واقعی زندگی در جامعه را فراهم می آورد. جایی را تصور کنید که همه مثل من به نظر می رسند و صحبت می کنند. نمی خواهم آنجا بمانم.

در عوض ، بیایید راه را برای تعداد بیشتری میله ماهیگیری هموار کنیم. در اینجا 3 روش ساده آورده شده است.

شهرها موتور رشد هستند.

کلکته در 12 سال گذشته به طور چشمگیری زیرساخت های مدرن خود را متحول کرده است.

با این حال میراث حیرت انگیزی دارد که پرتغالی ها ، هلندی ها ، دانمارکی ها ، ارمنی ها ، فرانسوی ها آن را به خانه خود تبدیل کردند و انگلیسی ها بعد از لندن دومین پایتخت خود بودند. همراه با بسیاری از مناطق مختلف آسیا.

ما می توانیم یکی از بهترین مراکز شهرهای جهان را در کنار رودخانه تا خیابان پارک داشته باشیم ، با آن ساختمان های با شکوه میراث ، باغ های Eden ، ویکتوریا ، سیارات ، موزه ، تراموا ، متروهای زیرزمینی. فقط افراد پیاده و دوچرخه با مراکز فرهنگی. مردم محلی می آیند جهانگردان خواهند آمد. مشاغل خواهد آمد

در طرف دیگر فقط یک ایستگاه فرود کابل در اعماق دریا قرار دهید که مستقیماً کلکته را به دنیای توسعه یافته شرقی و غربی متصل می کند. ایجاد خانه برای چندین مرکز داده و راه حلهای ابری که منجر به انفجار اشتغال برای سرمایه انسانی بسیار بالایی می شود. سنگ فرش برای انفجار شغل در Analytics ، Finance ، امنیت سایبری و ایجاد یک مرکز بین المللی بانکی.

کمک به 7 ایالت شمال شرقی و جزایر A&N نیز. ایجاد میلیون ها شغل جانبی نیز

مردم میله های ماهیگیری برای ماهیگیری برای خود خواهند داشت.

برای پایان دادن ، من هنوز سر چهارراه ایستاده ام اما رأی خواهم داد. شاید یک پیروزی NOTA زمینه را برای شروع تازه ای فراهم کند که فن آوری ، میراث و فرهنگ در کنار هم قرار بگیرند تا نه تنها میله های ماهیگیری بیشتری به ارمغان بیاورند بلکه روند انتخابات مبتنی بر تفکر ساختار یافته ، برادری و مدنیت را نوید می دهند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>