یکی در مورد تبلیغات مختل کننده

[ad_1]

من معتقدم که ما در تبلیغات وارد یک دوره هیجان انگیز شده ایم که ارتباطات به طور فزاینده ای اسموتیک شده است.

نام تجاری موثر امروز ، شبیه یک ورزش 2 نفره است ، دقیقاً مانند تنیس. با تجمع مداوم ارتباطات و واکنش “زنده” که در زمان واقعی به عقب و جلو رد و بدل می شود. این روش را مارک هایی که همیشه روشن هستند می پذیرند.

مسلم است که برای موفقیت برندها در یک فضای نامرتب باید “برای مخاطبان خود” زنده باشند. پشت سر گذاشتن قید و بندهای محدود کننده زمان و مکان رسانه های سنتی. اخلال همیشه کلید بوده است ، این همان چیزی است که شخص در طول سالها به آن اعتقاد داشته و آن را تمرین کرده است.

هر زمان که فرصتی برای آزادسازی ارتباطات از ساختارهای تبلیغات فراهم می شد ، ما این فرصت را می گرفتیم. ما کارهای “اصطلاحات” را خیلی قبل از اینکه “چیز” شوند ، انجام دادیم! بله ، اختلال قبل از آن که اختلال نامیده شود.

من به یاد می آورم که به عنوان متولیان نام تجاری Weekender ، یک برند لباس راحتی در دهه 90 (نگاه کنید به هزاره لطفا آن را جستجو کنید) ، که عنوان آن “آیا این آخر هفته آزاد هستید؟” بود ، ما برای Noni یک MTV VJ محبوب از هنگ کنگ ، یک تی شرت فرستادیم با ‘آخر همین هفته سرتان خلوت است؟’ دست روی آن نقاشی شده است. او فکر کرد که خیلی شیرین است که یک طرفدار از او در یک قرار ملاقات می خواهد و به طور ورزشی تی شرت را روی دوربین نشان می دهد و حتی قول داد که وقتی بعدی در هند است ، به دنبال “فن” برود! ما زمان پخش رایگان برای Weekender را در MTV دریافت کردیم ، (این مدت طولانی بود که تبلیغات چریکی یا بازاریابی در کمین به حرفهای پر سر و صدا تبدیل شد!)

یا زمانی که از احتکار در پارک کوبون بنگلور استفاده کردیم و یک قاب عکس بزرگتر از حد واقعی قرار دادیم که زمینه زیبایی از درختان ، پرندگان و غروب آفتاب را قاب بندی می کرد ، با خطی که در آن نوشته شده بود “هر تصویری را زنده می آورد”. بله ، با توجه به نسخه های زیادی که از آن زمان توسط مارک های دیگر ایجاد شده است ، ممکن است اکنون ساده به نظر برسد. اما در آن زمان ، در دهه 90 میلادی ، به عنوان ابتکاری ترین ایده در فضای باز (بله ، دوباره قبل از اصطلاح اصطلاح Ambient Media) اهدا شد.

یا زمانی که ما برای تجارت ردبول به نماینده آلمان این برند زمین بازی دادیم. ما ارائه را با آوردن گاو نر (گاو ناندی) به مراحل اداری و پرسیدن سوالاتی از قبیل “آیا آژانس ایده هایی برای موفقیت دارد؟” آغاز کردیم. “آیا آژانس مناسب Red Bull است؟” و غیره … که خوشبختانه گاو هر بار سر مثبت تکان داد! اهمیت فرهنگی ممکن است برای رئیس آلمانی از بین رفته باشد ، اما او بسیار تحت تأثیر قرار گرفت که ما به راحتی فرهنگ محلی را با Red Bull (البته واقعی) ادغام کردیم!

یا اینکه چگونه با یک سازمان غیردولتی محلی محیط زیست برای ارسال “درخواست های دوستانه” در فیس بوک ، در “روز دوستی” ارتباط برقرار کردیم. تنها پیچ و تاب ، ما درخواست دوستان را از طرف درختان محله ارسال کردیم! ما حتی برای هر یک از این درختان پروفایل FB ایجاد کردیم ، از جمله نام گونه ، مکان ، مورد پسندیدن و دوست نداشتن. این امر اساساً به منظور حساس ساختن مردم در مورد درختان و اجازه دادن به مردم محلی بود که به عنوان محافظ در برابر قطع درختان بی رویه که در منطقه رخ می داد بایستند. درختان دارای دسته SM نیز بودند که به مردم امکان می داد اطلاعات بیشتری کسب کنند.

یا زمانی که برای افتتاح میخانه ای دعوت نامه ارسال کردیم که به نام آن – Big Nasty – صادق بود. دعوت یک کیف بارف بود که روی آن دعوت نامه چاپ شده بود. فقط برای تأکید بر اینکه شما می توانید مهمانی کنید تا اینکه خودتان را قلمداد کنید! در همین میخانه یک پوستر دارای دستورالعمل هایی برای CPR در صورت مصرف بیش از حد مواد غذایی غنی از کلسترول بود.

یا زمانی که به یک مارک و مخاطبانش کمک کردیم تا وعده نام تجاری خود را “انجام درست” را انجام دهند ، نه با ادامه دادن مسیر معمولی ، بلکه با کمک به سازماندهی یک سفر جاده ای 2000 کیلومتری به عنوان بخشی از “سفر انجام درست”. این یک دوچرخه سواری بود که توسط “Do Righter” انجام شد ، از دارامشالا تا گوآهاتی برای شناسایی چالش های پیش روی افراد / جوامعی که در مناطق دور افتاده زندگی می کنند. از Nietzens دعوت شد تا هزاران میلیارد دلار در FB و سایر سیستم عامل های اجتماعی سوار شود و بودجه ای برای کمک به این افراد اهدا کند.

یا زمانی که تصمیم گرفتیم آگهی استخدام یک آژانس را در یک مجله قرار ندهیم و در عوض زیراندازهایی را طراحی کنیم که افراد خلاق را دعوت می کند ، می گویند “دور بعدی می تواند ما باشد” و آنها را در همه بارها و بارهای همسایه در شهر مانند Mondys قرار می دهیم ، لالیت ، لئوس. گیلاس روی کیک – صفحه کامل روابط عمومی در مجلات تبلیغاتی را بدست آورد!

یا زمانی که ما “Tinder برای کیف های دستی زنانه” را ایجاد کردیم ، جایی که زنان می توانستند پروفایلی را که برای هر کیف دستی می دیدند به درستی بکشید و توجه و معاملات ترجیحی برند کیف دستی را جلب کنند!

یا زمانی که ما یک برنامه آموزش شرکتی برای Xperentia راه اندازی کردیم که شامل یک فعالیت غیر ماجراجویی خارج از سایت بود تا مردم را از مناطق راحتی خود خارج کنند. دعوت از این رویداد توسط متخصصان فضای باز که ساختمان ساختمان اداری را متلاشی می کنند ، پنجره ها را می کوبند و دعوت به مدیران awestruck را انجام می دهند!

بنابراین ، برو جلو … و به قول پابلو پیکاسو – “مانند یک دانشمند قوانین را یاد بگیرید ، مانند یک هنرمند قوانین را بشکنید”.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>