یافتن آرامش در داستان ها و خواهرخواندگی


یک تماس است که هر روز صبح می آید. وقتی آبیاری گیاهان را انجام می دهم ، با هدفون به برق متصل می شویم. دو خواهر در دو شهر که از یک بیماری همه گیر رنج می برند گرچه شهر او ، دهلی ، اکنون حتی بیشتر از من رنج می برد.

مکالمات ما همچنان ادامه می یابد که تهدیدی ناچیز با یک چوخول بزرگ به خانه ما وارد می شود و شمارش معکوس آغاز می شود. این یک خندق کودکی را به ذهن متبادر می کند: “ده بطری سبز که به دیوار آویزان هستند”. بطری ها می ریزند ، یکی یکی تا دیگر بطری های سبز باقی نمی ماند.
در میان آزمایشات سواب و ساختمانهای مهر و موم شده ، WhatsApp را به یکدیگر ارسال می کنیم. فقط یک شرط وجود دارد: آنها باید ظالمانه باشند. مانند یکی از پسر عموهای دور که هشدار می دهد ، “روس ها کالبد شکافی کرده اند و کشف کرده اند که این ویروس (Covid) ویروس نیست بلکه یک باکتری است که از طریق اشعه جهش یافته است.”

ما طی یک و نیم سال گذشته عمدتاً از هم دور بوده ایم اما از طریق تماس های روزمره با ما در ارتباط بوده ایم ، زیرا در وسط دو میدان جنگ جداگانه نشسته ایم.

شادی های ما ، حتی در بهترین زمان ها ، هرگز در مورد رقصیدن در شب ، به دلیل الکل ، نبوده است. درعوض ، ما دوست داریم در کنار هم ، در سواحل و تخت های مختلف کشورها ، تنبل شویم. دوره های گپ و گفت پر سر و صدا وقتی که هر دو در صفحه کتاب های مربوطه خود ناپدید می شویم ، با سکوت درهم می آمیزند.

هفته گذشته ، بسته ای وارد شد. این شامل یک کتاب بود. محل زندگی توسط جهامپا لاهیری. چند روز پیش آن را برای خواهرم ذکر کرده بودم. در کمال تعجب ، او کپی ای برای من سفارش داد. خوشبختانه ، حتی آمازون نیز که تحویل کالاهای غیر ضروری را متوقف کرده است ، کتاب ها را کالایی اساسی می داند.

بعدازظهرهای دیر وقت ، کنار پنجره نشسته و پرده هایی را در برابر آفتاب تاول زده می کشید که به نظر می رسد قادر به از بین بردن پوست است اما به اندازه کافی گرم نیست تا ویروس ها را از بین ببرد. کتابها بیش از صفحاتی با کلمات تایپ شده هستند که به دلخواه باز می شوند. آنها قابل تغییر هستند. اگر می توان معابد و مساجد را به قلعه تبدیل کرد تا تیرهای مسموم را از برج های خود شلیک کند ، پس چرا نمی توان کتاب های من را جمع کرد و پناهگاهی تشکیل داد که در آن احساس امنیت کنم؟ فقط برای مدتی.
من تصمیم دارم لیستی تهیه کنم ، برای افرادی مثل من ، که در اوقات خوب و بد ، در کتاب راحت می شوند. اگر بیشتر کتاب ها اقیانوس هستند ، این گلچین ها و رمان ها هستند
تالاب های ساخته شده آنقدر کوتاه که بتواند توجه حواس پرت ما را جلب کند. آنقدر عمیق که زیر آب بماند.

با کلی لینک در Trouble قرار بگیرید
من ابتدا داستانهای كلی لینک را در مجلات آنلاین علمی تخیلی خواندم. این کتاب ، نامزد نهایی جایزه پولیتزر 2016 ، با افراد شوم تابستان آغاز می شود. فران با آنفولانزا پایین آمده است. پدرش او را با آشیانه گیاهی اسپری می کند و از او می خواهد اطمینان حاصل کند که تختخوابها برای “مردم تابستان” درست شده است. معجونهای جادویی وجود دارد که توسط روباه ها ، دوست پسرهای روح و جهان جیبی تحویل داده می شود و با این وجود داستان های او به دلیل استعداد بسیار زیاد او واقع بینانه به نظر می رسند.

مردان بدون زن توسط
هاروکی موراکامی
این کتاب چند سالی کنار بالین من مانده است. دارای علائم مداد و لکه قهوه است. من داستانها را به ترتیب تصادفی می خوانم ، گرچه بیشتر از دیگران Drive My Car را خوانده ام. داستان های کوتاه توسط یک مالیخولیایی کاملاً واقعی پیوند خورده اند.

موراکامی در آخرین داستان نامدار می نویسد: “شما یک فرش ایرانی به رنگ پاستل هستید و تنهایی یک لکه شراب بوردو است که از بین نخواهد رفت.” داستانهایی در مورد مردانی است که خیانت دارند در یک خال گیر کرده اند ، و بی وقفه آن را انتخاب می کنند. مردانی که برای عشق از بین می روند. مردان در حال گره گشایی هستند زیرا همه آنها مردان بدون زن هستند.

فلوریدا توسط لورن گروف
تصاویر موجود در این داستان های خوش ساخت آنقدر قدرتمند است که با غوطه ور شدن در زیر آفتاب مرطوب آفتاب فلوریدا ، تقریباً احساس می کنید موهای شما در حال وز شدن است. گروف دارای خزندگان ، فروچاله ها و اغلب والدین فراری در کمین است. نوشتار درخشان است و داستان ها لایه اساسی احساس ناامیدی ساکت را دارند ، لایه ای که اکثر زنان آن را بسیار آشنا می دانند.

خوشحالی بیش از حد توسط آلیس مونرو

موضوعی که در تمام داستان های آلیس مونرو جریان دارد ، همدلی است. نوشتار او در شفافیت آن دقیق ، متواضع و صریح است. در Wenlock Edge ، یک دانشجوی کالج توسط یک فرد ثروتمند برای صرف شام دعوت می شود و از او می خواهد با صدای بلند برهنه بخواند. در رادیکال های آزاد ، زنی که در حال مرگ است وانمود می کند همسر اول شوهرش است با داستانی پر از سم برای سرنگونی متجاوز قاتل خود. مونرو ، برنده جایزه نوبل در سال 2013 ، طنز آنچه را که او انجام می دهد در مقایسه با یک رمان نویس ، در داستان دیگری به نام داستان قرار می دهد. قهرمان داستان ، جویس یک کتاب خریداری می کند و وقتی متوجه می شود که این یک گلچین است ، احساس کمرنگی می کند. «یک مجموعه داستان کوتاه ، یک رمان نیست. این خود ناامیدی است. به نظر می رسد که این از اقتدار کتاب می کاهد ، و باعث می شود نویسنده مانند کسی که فقط به دروازه های ادبیات آویزان است ، به جای اینکه در داخل آن مستقر شود ، به نظر برسد … “

محل زندگی توسط جهامپا لاهیرمن
مفسران مالادی همچنان مورد علاقه خود خواهند بود ، اما این کتاب به نظر مناسب می رسد

برای دوره نامشخص ما احساسی از انزوا که دلهره آور دوران ما است و با خطی از کتاب تأکید شده که هم نمایش امتیاز و هم بار آن است. “تنهایی: تجارت من شده است … با این وجود مرا آزار می دهد ، علی رغم اینکه خیلی خوب آن را می شناسم ، بر من سنگینی می کند.”
این کتاب ابتدا به زبان ایتالیایی نوشته شده و توسط خود لاهیری ترجمه شده است و از یک زن بی نام پیروی می کند که در یک چشم انداز بی نام گشت و گذار می کند.

جذابیت برای یک دوست متاهل ، یک سال درمانی ناخوشایند ، یک دیوار شیشه ای بین او و دیگر افراد صفحه ای. لاهیری تجربه شنا را چنین توصیف می کند: “همه چیز – بدن من ، قلب من ، جهان – وقتی که توسط آب محافظت می شوم و هیچ چیز مرا لمس نمی کند ، قابل تحمل به نظر می رسد.” تشبیهی برای عمل خواندن خود.

بعد از اتمام محل اقامت ، خواهرم را صدا می کنم تا خلاصه سریع کتاب را به او بدهم. به او می گویم: “تو هم یک کپی بگیر.”

“آیا من آن را دوست دارم؟ میدونی حال من چطوره من بسیاری از جزئیات ، نام مکان ها ، توضیحات را دوست دارم. ‘
مکالمه همچنان ادامه می یابد که ما از کتاب ها به سمت اخبار ناخوشایند و حکایت های خنده دار می رویم. راهی که خواهر و برادر می توانند. نویسندگان فقط می توانند درباره چیزهایی بنویسند که نمی توانند به مردم اطرافشان بگویند مگر اینکه در قالب یک داستان داستانی بسته بندی شوند.
ما نمایشی نیستیم. به خواهرم و من. آغوش با زنجبیل داده می شود و جیب ها نسخه بوسه ما هستند.
با این وجود در بیشتر داستان هایی که می نویسم ، یک جفت خواهر فداکار همیشه از روی یک صفحه صفحات چاپی به من خیره می شوند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>