یادگیری عشق به سبک سگی

[ad_1]

ما در زمانهای مختلف زندگی می کنیم ، سگ من و من. Cleo به تنها کسی که می شناسد ، در حال حاضر محدود می شود ، در حالی که من در گذشته چرخش می کنم وقتی که بی وقفه دور باغ می چرخیم. زمین و ماهواره او در حال درمان تکه چمن به عنوان مرکز منظومه شمسی خود هستند.

سگهایی هستند که برای انجام انواع ترفندها آموزش دیده اند. مانند پیدی بدنامی که روزگاری دستگیره توئیتر راهول گاندی را به دست گرفت و اعلام كرد كه او مغز متفكری است كه برای او توئیت كرد. در فیلم همراه ، سگ فوق العاده دیده می شود که در حال انجام namaste و تعادل بیسکویت روی بینی خود است. این سگی نبود که تکالیف استاد را بخورد بلکه در عوض تکالیف را برای او انجام دهد.

Cleo اعتقادی به شوخی بازی ندارد. بالا بردن پنجه او برای یک دست دادن ظریف در زیر اوست. در عوض ، او به من آموزش داده است که بازی را بیاورم. من یک توپ می اندازم ، او آن را می گیرد و سپس آن را می جوید ، منتظر می ماند تا از آن بالا بروم و آن را بردارم.

اعتبار تصویرگری: Uday Deb

یک دهه هم به همین منوال گذشته است. پرتاب توپ ، قرار دادن کاسه های غذا ، گهگاه انداختن کک ها در یک فنجان فولادی پر از نفت سفید هنگام آوردن همبازی های خونخوار. کنه ها ممکن است برخی افراد را دفع کند ، اما برای من موجی از دلتنگی را به همراه دارد. خاطرات من ، مانند عکسهایی که از آن دوران به جای مانده ام ، از رنگ آن جدا شده است: نشستن روی یک پله ، مادربزرگم هنگامی که دستانم مشغول است ، موهای من را روغن می زند و از موجود پشمالوی خوابیده کنار پاهایم کک می کشد. سلف کلیو ، سزار ، مانند همتای انسانی خود ، افسانه ای بود ، البته فقط در خانواده من. در یک روز طوفانی ، یک پسر عموی در یک بانوی بزرگ درحال لنگ زدن بود. سزار به طور مکرر پارس می کند و شروع به گرفتن گره های ماکرامه با دندان می کند. لحظه های قبل از ریزش درخت نارگیل به روی بانوج ، پسر کوچک سرش را خسته کرد.

صرف نظر از اینکه سزار می تواند تهدیدی را احساس کند یا فقط بچه های مزاحم را دوست ندارد ، از آن زمان با سگهای خانواده ما با احترام رفتار می شود. در مقایسه ، Cleo به هیچ موفقیت قابل توجهی دست نیافته است. جدا از اینکه در شکایتی بخاطر تلاش برای گاز گرفتن همسایه در حالی که به درخت بسته شده بود ، ذکر شد ، بنابراین او می تواند در زیر آفتاب پس از حمام خشک شود. در آن زمان ، من تقریباً وسوسه شدم که به دلیل نقض فضای بینی شخصی سگم با بدبو شدن منظم متی تپلاس ، یک پرونده متقابل علیه همسایه تنظیم کنم.

علیرغم عدم موفقیت Cleo ، من یک عشق عمیق نسبت به او احساس می کنم. وقتی به سر او می کوبم یا خزهایش را می کشم یک احساس نادر از قناعت است. به گفته دانشمندان ، این یک احساس بی پاسخ نیست.

محققان دانشگاه آزابو نقش اکسی توسین ، هورمون مسئول پیوند بین انسان ، به ویژه بین مادران و نوزادان را بررسی کردند. هنگامی که از آنها خواسته شد به چشمان یکدیگر خیره شوند ، افزایش 130 درصدی سطح اکسی توسین و صاحبان آن افزایش 300 درصدی را تجربه کردند.

ما هنوز هم می توانیم از استدلال عینی در مورد اینکه چرا همراهان سگ ما ما را دوست دارند استفاده کنیم. انسانها غذا ، سرپناه و محافظت می کنند اما توضیح نمی دهد که چرا ما نیز به حیوانات خانگی خود وابسته هستیم. شاید به همین سادگی آنچه روباه در کتاب مشهور به شازده کوچولو می گوید: «من هیچ نیازی به تو ندارم. و شما ، از طرف خود ، هیچ نیازی به من ندارید. برای شما من مثل یک روباه نیستم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر مرا اهلی کنید ، پس ما به یکدیگر احتیاج خواهیم داشت. از نظر من ، شما در همه دنیا بی نظیر خواهید بود. از نظر شما ، من در همه دنیا بی نظیر خواهم بود. “

ما یک حلقه دیگر می گیریم و من برای او یک نارگیل پژمرده پرت می کنم. او آن را تعقیب می کند و آن را بین آرواره های خود جمع می کند و روی چمن ها دراز می کشد. در حالی که Cleo به وضوح هیچ ترفندی از من یاد نگرفته است ، من فقط با تماشای او بسیاری را یاد می گیرم. با دیدن او که به افرادی که دوستشان دارد متصل است ، سعی می کنم نگهبان خود را کنار بگذارم. در حیوانات خانگی ما گشودگی وجود دارد که ما با دیوارها و مکانیسم های دفاعی خود را انکار می کنیم. یک سگ شما را می بیند و از جا می پرد و دم خود را تکان می دهد و در تمام صورت شما لق می زند. او به فکر فرو نمی ایستد ، اما آیا این شخص واقعاً من را دوست دارد؟ آیا اگر به او وفور محبت نشان دهم از من سو استفاده خواهد شد؟

وقتی متوجه شدم که او اکنون دارد به پشتش می شکند ، شکمش رو به آسمان است و در لحظه ای مطابق دستورالعمل های مذهبی باستان و گورهای عصر جدید زندگی می کند ، می خواهم از او تقلید کنم. هنگام کنار گذاشتن مغز استدلال ، فقط از چشم ، بینی و گوش من استفاده کنید. بدون نگرانی در مورد خاک ، زمان و مناسب ، روی چمن ها دراز بکشید ، تا اینکه حباب های شادی آور تمام شکاف ها و حفره هایم را پر کنند و در سینه من بترکانند.

من نام او را صدا می کنم و او به جای نارگیل با لاشه کلاغی در دهانش به سمت من می شتابد. صورت او را بالا می گیرم و می خواهم او را مواخذه کنم اما وقتی به چشمان او نگاه می کنم ، رنگ ملاس و کاکائو برشته شده ، احساس ناگهانی احساساتی را احساس می کنم. واضح تر می شود ، دلیلی که ما قسمتهای مخفی قلب خود را از حالت فشرده خارج می کنیم تا این موجودات را به دقت درون خود فرو ببریم.

این نگاه سگهای ما به ما است. فرقی نمی کند نوجوان باشیم یا مادربزرگ ، زیبا یا ساده ، خسته کننده یا منافذ خفن. نگاهشان جایی بدون قضاوت است. سگها با پنجه ، دم و پوزه خود به ما یادآوری می کنند که ما هرگز انسان نیستیم نسبت به وقتی که مانند آنها ، بدون قید و شرط دوست داریم.

من به سر او ضربه می زنم و ما همچنان به حلقه های خود ادامه می دهیم. یک جفت موجود دو پا و چهار پا که توانسته اند یکدیگر را اهلی کنند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>