گشودگی ، آزادی شدید ، حقوق بیش از حد ، اختلاف در جامعه – اینها آمریکا را از بین خواهد برد

[ad_1]

تصاویر یک شهر روشن در آن سوی رودخانه هادسون با درخشش در شب بلند بلند و برخاستن از خواب ممکن است باعث شود برخی از بینندگان در نیویورک خوشبخت ترین و بهترین مکان در جهان باشند. متاسفانه، این درست نیست. مشاهده ، شانگهای نوع مشابه دیگری از شهر ، رودخانه Whangpoo که از طریق شهر عبور می کند ، بسیار صلح آمیز و تقریبا بدون جرم است. ژوئیه 1921 بود ، حزب قدرتمند کمونیست چین با حضور شخصیت کاریزماتیک ، مائو تسه تونگ تشکیل شد. در 100 سال بعد ، شانگهای و حزب شاهد افزایش یکدیگر بودند. امسال ، در میان همه گیر جهانی Covid-19 ، این دو سالم و سالم هستند ، در حالی که نیویورک و زرق و برق آن در اثر امواج همه گیری و مرگ ناکام ماند.

حزب کمونیست چین صد سال تولد خود را به اتمام می رساند و ماه آینده وارد قرن دوم تأسیس خود می شود. هیچ کس نمی تواند عظمت آن را انکار کند اما رهبران آن هرگز چنین ادعایی ندارند. هیچ کس نمی تواند آن را در مرکز ابرقدرت جهان به چالش بکشد.

تولید ناخالص داخلی چین 14.72 تریلیون دلار در سال 2020 بود و تولید ناخالص داخلی پیش بینی شده آن تا سال 2025 برابر با 22.481 تریلیون دلار خواهد بود که تقریباً نزدیک به رهبر جهان ، ایالات متحده است. در قدرت نظامی نیز ، هیچ کس نمی تواند آن را به چالش بکشد و تا سال 2035 رهبر جهانی خواهد بود. نفوذ دیپلماتیک آن نیز به دلیل افزایش ظرفیت برای ارائه سرمایه و فناوری به جهان در حال افزایش است. می توان آن را با دوره بین جنگ آمریكا از 45 تا 1914 مقایسه كرد.

اقتصاد آمریكا غرید و قدرت جهانی او افزایش یافت ، در حالی كه كشورهای اروپایی تقریباً خود را بین دو جنگ جهانی خسته كرده بودند. با این حال ، نفوذ و اقتصاد چین به شدت افزایش یافته است. در حالی که آمریکا نیروها و ثروتهای زیادی را برای مقابله با پیامدهای جنگ سرد و جنگها در افغانستان و عراق و سرمایه گذاری در کشورهای سرکش مانند پاکستان هدر داد. همچنین ثروت هنگفتی را برای سازمانهای غیردولتی بی فایده و حقوق بشر بی معنی و مسائل زیست محیطی هدر داد.

همه گیری چین Covid-19 رشد چین را تسریع کرده است در حالی که ملت های آمریکایی و اروپایی هنوز هم به نام حقوق بشر ، محیط زیست ، برابری ، حقوق اقلیت ها ، حقوق مهاجران و غیره ملت های خود را نابود می کنند. هزینه های هنگفتی برای سازمان های غیردولتی که از پول مالیات دهندگان استفاده می کنند هدر می رود فعالیت های خرابکارانه. آن روز دور نیست که آشوب و نفرت زایی توسط برخی از گروه ها و اقلیت های به اصطلاح تحت ستم به عنوان حقوق بشر ، آزادی مخالفت و بیان اعلام شود. چین کاملاً از این اتلاف منابع به دلیل خودکشی مصون است.

تضادها ممکن است دافعه باشند اما در خدمت یک امتیاز هستند. صعود آمریکا به عنوان هژمونی جهانی با اقتصاد پررونق و قدرت نظامی مشهود بود ، اما درگیری های داخلی نیز دارای نقص بود.

سیاستمداران متوسطی مانند ترومن ، نیکسون ، کارتر ، اوباما و بایدن دوران ریاست جمهوری دوران پس از جنگ را بر عهده گرفتند. آنها مجانی ، طرح های بارگیری آزاد و مهاجرت بدون مانع از مکزیک ، آفریقا ، خلیج فارس و کشورهای اسلامی را تشویق می کنند. برای این مهاجران غیرقانونی ، دولت آمریكا مبلغ زیادی را به نام حقوق بشر و برابری هزینه كرد. میلیون ها سازمان غیردولتی در سراسر جهان بدون هدف تأمین مالی شدند.

برعکس ، سیاست چین بسته بود. قوانین سختگیرانه و مقررات سختگیرانه هرگز اجازه ورود چنین عناصر و ایده های مخل و ​​مانع کننده ای را به چین نمی دهد. به نام تصفیه و اصلاح ، چین چنین نیروهای منفی را پاک یا نابود کرد. حزب کمونیست تنها مرکز قدرت و تنها تعیین کننده همه چیز در چین است.

مسئله دیگری که آمریکا ، پس از جنگ جهانی دوم را به دردسر انداخت ، مسائل مربوط به نژاد ، حقوق بشر و حق رأی بود که به مهاجران ، آفریقایی ها ، اسلام گرایان مقیم آمریکا قدرت می بخشید. قوانین حقوق مدنی (1957 ، 1961 و 1964) و قانون حق رای (1965) به عنوان یک بانک رای دهنده بسیار قدرتمند و قطبی ، به سیاه پوستان ، مهاجران و اسلام گرایان قدرت بخشید. آنها در جریان اصلی سیاسی به بانک های رای بسیار قدرتمند تبدیل شدند و بدین ترتیب نیروهای ناسیونالیست را تضعیف کردند زیرا وفاداری آنها را برای آمریکا تقسیم کردند. نگرانی اصلی آنها بدست آوردن حداکثر منافع بدون هیچ کاری بود.

از طرف دیگر ، چین چنین مشکلی از نظر فعالیت قومی یا اقلیت ها ندارد. این مسئله بسیار مسالمت آمیز با افراط گرایی و رادیکال سازی مسلمانان اویغور مقابله کرده است. چین از نظر سکولاریسم و ​​برابری در کلمه و روح پیروی می کند. چین مانند Rosa Parks of China یا Martin Luther King را نمی خواهد. هدف چین ثبات و پیشرفت است.

اجازه دادن به مهاجرت در مقیاس وسیع مشکلات بیشتری نسبت به سود در آمریکا ایجاد کرده است. اکنون ، مهاجران به یک مشکل بزرگ در آمریکا تبدیل شده اند. اخیراً ، فعالان BLM ، فعالان آنتیفا ، سازمانهای غیردولتی که برای مهاجران کار می کنند ، جامعه آفریقایی-آمریکایی و اسلام گرایان مشکلات بزرگی در نظم و قانون ایجاد کردند. در بسیاری از جاها شورش و خرابکاری گسترده صورت گرفت. پرسنل امنیتی زانو زده بودند. نه تنها این ، این عناصر حتی خواستار انحلال نیروی پلیس شدند. چین هیچ سنگینی ندارد زیرا حزب کمونیست چین اجازه مهاجرت از هیچ کشوری را نمی دهد.

چین کاملاً از نفوذ و مداخلات خارجی عاری است. همانطور که اخیراً سقوط جک ما و مورچه مالی نشان داد ، تجارت و اقتصاد چین توسط حزب کنترل می شود. به نام یک فرآیند شفاف ، قوانین ضد انحصاری در ایالات متحده سو استفاده می شود.

کشورها از آمریكا كمك می گیرند و كمك می گیرند اما آنها از سلطه طلبی آمریكا متنفر هستند و این در ترجمه صمیمیت ، سخاوت و حسن نیت برای آمریكا و آمریكایی ها ناكام ماند. حتی پاکستانی ها هژمونی آمریکا و نفوذ آن را دوست ندارند.

چین در مورد روابط خود با همسایگان و سایر کشورها حداقل اذیت شده است. ابتکار عمل کمربند و جاده در پاکستان و سایر کشورها فقط برای منافع چین در طولانی مدت است. در مورد هیچ دلیلی برای بی اعتمادی اذیت نمی شود.

ثبات و توسعه چین برای جهانیان غبطه خورده است. دموکراسی ها ، سکولاریسم ، حقوق بشر ، حقوق اقلیت ها نتوانستند چیزی مثبت به ملت های دموکراتیک بدهند. بلکه این مفاهیم در کشورهای دموکراتیک به مشکلات بزرگی تبدیل شده اند. مردم چین بدون هیچ دموکراسی حزب کمونیست چین و چین را دوست دارند. اکنون ، مدل چینی بهترین مدل در جهان است. دموکراسی ها باید از مدل حزب کمونیست چین ، از اهمیت کنترل سیاسی – اجتماعی پیروی کنند و درک کنند که اختلاف نظر یا مخالفت عقاید به عنوان تهدیدی برای ملت ها است.

یک جمله بسیار مشهور وجود دارد که می گوید افراد داخلی قلعه را زیر پا می گذارند ، این نکته بسیار معتبری به ترس در مورد ضعف و شکنندگی سیستم دموکراتیک بدون توجه به نمایش سطحی آنها از دموکراسی ، سکولاریسم ، حقوق بشر ، برابری و اقلیت نشان می دهد. حقوق. جهان شاهد سقوط امپراتوری قدرتمند انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی است.

رئیس جمهور شی جین پینگ امسال به درستی در داووس اعلام کرد که جهان بسیار سریع پیش می رود و تغییر می کند. جهان ممکن است برنگردد اما ما باید از تاریخ درس بگیریم.

هیچ کس نمی تواند انکار کند که قرن آینده “قرن چینی” خواهد بود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>