کیمیاگری مادری


روز مادر و روز تولد من همیشه در یک هفته قرار می گیرند. همانطور که امسال 51 را لمس کردم ، این یادآوری چالش برانگیزترین و باورنکردنی ترین نقشی است که من باید به عنوان یک مادر ، مادر تنها ، پرورش دهنده ، تهیه کننده ، پلیس خوب ، پلیس بد و راهنمای دو فرزند شگفت انگیزم بازی کنم.

وقتی به هر دوی آنها که اکنون 23 و 21 ساله هستند نگاه می کنم ، می بینم جاده ای شطرنجی با این همه خاطره و هر کارت عشق که روی تخت من تزریق شده است ، هر روز تولد ، هر تعطیلات ، هر جنگ بالش ، هر ماجراجویی ، هر غروب گذشته از خنده غلت می زنند ، یا زیر پتوهایتان را آغوش می گیرند و با هم فیلم تماشا می کنند.

حتی دعواهای این سالها لبخند به لبم می آورد. آنها دعواهای مهم ، بحث های مهمی بودند ، زیرا آنها فقط به بچه ها شکل نمی دادند ، بلکه به من نیز شکل می دادند. هر تجربه یک تجربه یادگیری است. ما از اوقات خوب خود یاد می گیریم که برای حضور در آنجا چه کارهایی انجام داده ایم و در مواقع استرس و درگیری با قدرت درونی ، تمرکز ، هویت و توانایی ایجاد تغییراتی که منجر به اوقات شادتر می شود ، رشد می کنیم.

تمام زندگی ما اساساً در جستجوی خوشبختی است ، اما تعداد بسیار کمی از افراد توانایی دیدن شادی در هر روز را دارند. همیشه یک دلیل برای خوشبختی وجود دارد ، و همیشه یک دلیل برای ناراضی بودن. شما انتخاب می کنید که کدام یک قدرت غلبه بر روز شما را داشته باشد. نکته جالب این است که انتخاب های شما واقعیت شما را مشخص می کند. خوش بینی تقلبی چیزی نیست که من در مورد آن صحبت می کنم ، این زمانی است که شما “تظاهر” می کنید که مثبت است به این امید که باعث شود مردم شما را متفاوت ببینند یا منفی را نفی کند.

من در مورد شناخت عمیق صحبت می کنم. وقتی کاملاً از همه نکات مثبت و احتمالی که شما را احاطه کرده اند آگاه باشید و نکات منفی را به عنوان موانعی که باید تحمل کرده و بر آنها غلبه کنید ، می پذیرید. نگه داشتن کلاه مثبت به معنای توهم نیست. این بدان معناست که خوش بینی شما را در عبور از بحران راهنمایی می کند و می توانید در نتیجه آن قوی تر ، عاقل تر و قدرتمندتر شوید.

زندگی من قطعاً سهم خوبی از بحران داشته است به عنوان یک زن ، یک دختر ، یک مادر ، یک شهروند ، یک عضو خانواده ، یک دوست ، یک متخصص حرفه ای ، یک پدر و مادر تنها ، یک عاشق ، یک دوست دختر ، یک همسر ، یک همسر سابق همسر و بیشتر! بخش عمده ای از کسانی که امروز هستم به خاطر نقش من به عنوان یک مادر و دختر است. این به من شجاعت ، فشار ، تمرکز ، نظم و ضریب خوشبختی داده است تا در هر مانعی زندگی خود را از یک قدرت به قدرت دیگر برسانم.

من به 51 سال از زندگی ام نگاه می کنم و می گویم “وای! چه سفری “، و من مشتاقانه منتظر هستم و می گویم ،” نمی توانم صبر کنم تا ببینم زندگی چه آستین دارد تا من تجربه کنم و لذت ببرم و شکلم را بیشتر کنم. ” این یک سفر کوتاه در این سیاره شگفت انگیز است ، آن را پر از رویاها و چشم انداز و شور و مثبت کنید. آنچه شما در آن می لرزد همان چیزی است که شما جذب می کنید. از جهان برای نقش من به عنوان یک مادر و یک تشکر بزرگ در روز مادران از مادرم ، که به راحتی یک باور نکردنی بود ، سپاسگزارم.

1. من یک خانم 28 ساله هستم و از یک سال گذشته در خانه کار می کردم. از آنجا که من در یک خانواده مشترک زندگی می کنم ، اداره امور خانه و کار آسان نبوده است. من فکر می کنم که کارم را ترک کنم زیرا نمی توانم با طعنه های مداوم اعضای خانواده ، که ادعا می کنند به وظایف خود در خانه توجه کافی ندارم ، کنار بیایم. با این حال ، من همچنین می دانم که این زمان ها نامشخص است و از دست دادن درآمد کار ساده ای نیست. باید چکار کنم؟

تمسخرهای آنها محدودیت های آنهاست و لازم نیست که از آن شما شود. شما باید یک جلسه مشترک با همه اعضای خانواده داشته باشید و احتراماً نیاز خود به کار ، ساعات مربوط به آن و همچنین نیاز به زمان استراحت را مطرح کنید. از آنها بخواهید تا یک برنامه کاری با تمام زمان های در نظر گرفته شده ترتیب دهند و آنچه را که در هر زمان آزاد اختصاص داده شده از شما انتظار دارند ترسیم کنند. اضافه کنید که اگر هر یک از اعضای خانواده به طور منظم جدول زمان و مسئولیت داشته باشد ، این امر باعث ایجاد خانه ای بسیار شادتر می شود ، زیرا هدف این است که ضمن داشتن حساسیت و دلگرمی ، دوست داشتن و مراقبت و تقسیم مسئولیت ها را نیز داشته باشید. با گفتن اینکه این موقتی است و اینکه لحظه ای که WFH به زندگی اداری برگردد تمام این مسائل به آرامش می رسد.

2. من یک مرد 42 ساله هستم. اخیراً فهمیدم که همسرم مدتی پیش مرا فریب داده و اکنون به دنبال بخشش است. من به سختی می توانم فراموش کنم که او چه کاری انجام داد. در همان زمان ، دوست قدیمی من از دانشگاه پس از سالها دوباره با من ارتباط برقرار کرده است. ما این روزها زیاد گپ زده ایم و دارم می بینم که به او علاقه مند می شوم. قبل از اینکه مسائل پیچیده تر شوند ، می خواهم بدانم که آیا باید صحبت با او را متوقف کنم و رابطه خود را با همسرم اصلاح کنم یا از او جدا شوم. لطفا کمک کنید.

دو اشتباه درست نمی کند. ابتدا این مسئله را با همسرتان حل کنید و در صورت لزوم به دنبال کمک حرفه ای باشید تا بتوانید آشتی کنید زیرا دهه های زیادی در آنجا سرمایه گذاری کرده اند و احتمالاً فرزندان درگیر آن هستند. فقط بدانید که یک رابطه جدید نیز تضمینی برای خوشبختی یا وفاداری طولانی مدت نیست. همیشه تصویر بزرگتر را ببینید و در جهت آن تلاش کنید. اگر همسرتان قطعاً در تصویر بزرگتر شما نیست ، پس این موضوع را به او اطلاع دهید و با مسئولیت کامل تصمیمات آینده را بگیرید.

3. من مادر تنها هستم و دارای دو دختر نوجوان هستم. من همسایه ام را که سال گذشته به ساختمان ما نقل مکان کرده دوست دارم. فکر می کنم او نیز من را دوست دارد ، اما ما احساسات خود را با یکدیگر در میان نگذاشته ایم. من نمی دانم که آیا باید کارها را پیش ببرم یا نه ، زیرا من نسبت به واکنش خانواده ام دلهره دارم. لطفا کمک کنید.

چرا کسی در خانواده شما که شما را دوست دارد می خواهد شما تنها و بدون عشق و رابطه جنسی باشید؟ هر فرد خوش خیالی دوست دارد شما خوشبخت و دوست داشته باشید. اگر موضوع مربوط به “شرط بندی اجتماعی” باشد ، اوقات در حال تغییر هستند و بسیاری زندگی خود را پیش می برند و عشق و خوشبختی پیدا می کنند. یک دوستی سالم با او شروع کنید و خانواده را ابتدا با او به عنوان یک دوست راحت کنید و همچنین پویایی او را با بچه ها بسنجید. سالهای نوجوانی قطعاً بی ثبات هستند بنابراین رفتار خود را در مقابل آنها اداره کنید. آن را خوشحال ، دوستانه ، آسان نگه دارید. بگذارید آنها با این ایده گرم شوند و دیگران را به آنها نزدیک کنند تا به آنها اشاره کنند که هرچه خوشبخت تر باشید ، به طور خودکار زندگی و خانه آنها را نیز شاد خواهید کرد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>