کمالاما ، بیل و ملیندا گیتس


چی بهت بگم؟ آن روز صبح زود ، آقا روزنامه را از بیرون می آورد و او سرش را تکان می دهد و صداهای ناراحت می کند. من تعجب می کنم که برای او اینگونه رفتار می کند؟

سپس ناگهان می پرسد ، کمالامما چند سال از ازدواج ما می گذرد؟ من کمی عصبی می شوم. آن مرد به خاطر می آورد که چند سال پیراهن و شلوار یکسان و اتومبیل یکسانی دارد ، اما به خاطر نمی آورد چند سال برای ازدواج ما! چاه با چنین شوهرهایی چه باید کرد؟

فکر می کنم شاید آلبوم ازدواجمان را جستجو کنم و به او درس تاریخ بدهم که چه زمانی ازدواج کردیم و کجا و چرا ازدواج کردیم! اما قبل از آن ، او کمی بیشتر سر خود را تکان می دهد و آخرین اخبار مربوط به بیل گیتس آنا و ملیندا آکا را به من نشان می دهد. آنها طلاق می گیرند ، به نظر می رسد بعد از 27 سال ازدواج! آییو پاپا! چه اتفاقی می افتد که آنها برای طلاق بروند؟ بعد از این همه سال آن هم! آنها 27 سال طول می کشد تا متوجه شوند که نمی توانند با یکدیگر زندگی کنند؟ ابابا! من و آقا فقط 2 ماه وقت داریم تا بفهمیم. به محض اینکه از ماه عسل برمی گردیم ، به یک حوله مرطوب روی زمین و خمیر دندان کامل در ظرفشویی نگاه می کنیم ، به این فکر می کنیم که چگونه باید تمام زندگی را با یکدیگر زندگی کنیم! سپس همه افراد پیر و خردمند در خانواده های ما توصیه می کنند که همه اینها مسائل جزئی است و سازگاری به کندی اتفاق می افتد.

اما شاید در خانواده گیتس هیچ پیر و خردمندی نباشد که اینگونه به آنها توصیه کند. یا شاید همه از قبل طلاق گرفته اند و کسی برای مشاوره باقی نمانده است؟ چه کسی مسائل واقعی را می داند! چون فکر می کنم هم گیتس چنین زندگی پرمشغله ای را سپری می کند و هم بسیاری از قصرهای بزرگ مانند اینکه یک حوله مرطوب روی زمین یا خمیر دندان در ظرفشویی یک مشکل بزرگ است! آن هم بعد از 27 سال!

اما به هر حال چه کسی از این که چرا طلاق می گیرند ناراحت است؟ همه دنیا فقط نگران این هستند که چگونه آنها بعد از طلاق عمارت و اتومبیل های ورزشی و سگ ها و همه دارایی هایشان را تقسیم می کنند! چه کسی چه چیزی را دریافت می کند ، یک سوال میلیون دلاری برای عموم مردم است! شاید ، 130.4 میلیارد دلار سوال!

اما ، چه به شما بگویم؟ کامالاما این پیش بینی را خیلی زود برگردانده است. حالا شما فکر خواهید کرد شاید من یک ستاره شناس هستم و هر دو قبل از ازدواج فال خود را به من نشان می دهند! چاه … چیزی شبیه به آن نیست! من به آقا یک سال قبل که این قفل کردن و در خانه ماندن و کار در خانه و همه چیز شروع شد ، می گویم که در مقابل دفاتر ازدواج و دادگاه های طلاق هجوم کامل وجود خواهد داشت. چرا ، زیرا همه مجردها از دیدن چهره خود در طول روز خسته می شوند و می خواهند ازدواج کنند و همه متاهلان از دیدن چهره یکدیگر در طول روز خسته می شوند و خواهان طلاق هستند! و اکنون ببینید – همان چیزی که اتفاق می افتد در کشور ما ، حتی با این همه خطر و محدودیت انسداد ، مردم در مقابل جمعیت زیادی خوب بدون ماسک و همه ازدواج می کنند. و جاهای دیگر ، مردم در حال طلاق هستند. اوهوهو!

این ویروس باعث ایجاد مشکلات زیادی در جهان شده است ، تصور نمی کنید! در خانه ما هم اکنون کار از خانه به مرحله دماغ رسیده است. اگر گاهی اوقات کمی تغییر صحنه بخواهیم ، حتی خانه های بزرگی با 100 اتاق برای پنهان شدن نداریم. اگر ویروس به زودی از بین نرود ، فقط Udupi Lord Krishna می داند که در خانه Kamalamma چه اتفاقی خواهد افتاد. آن روز من در حال نوشتن یک لیست مواد غذایی هستم و آقای می پرسد که آیا من دارایی ام را لیست می کنم ، تا تصمیم بگیرد چه کسی چه چیزی به دست خواهد آورد! پس من فکر می کنم ، اوه … این مرد نیز همان افکار مشابه همان افراد گیتس یا چه چیزهایی را دارد!

سپس من به صندلی قدیمی اتاق نشیمنمان نگاه می کنم که ذره ای دوست ندارم. هر وقت از آن بلند می شوم صندلی نیز با من بلند می شود! ابابا!

اگر او بخواهد ، شاید من به آقای اجازه بدهم که آن را نگه دارد.

بگذار ببینیم!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>