چگونه یک اسب مرا دوباره متولد کرد


سلام به همه ، من پریانکا هستم و در طول زندگی خود از کمردرد رنج می برم. گاهی شدید است گاهی قابل تحمل است. چند اشعه ایکس و MRI سال ها نشان داد که دیسک من برآمده است. اما پس از آن با این وجود ورزش كردم كه امتحان كردم. یک سال قبل مجدداً تحت MRI قرار گرفتم و این بار مبتلا به لوردوز شدم. که به زبان ساده نخاع من خم بود و به آن یک قاب کج داده است.

چرندیات! فکر کردم اگر فقط زندگی نمی تواند بدترین باشد. احساس ناامیدی کردم. تا زمانی که دوباره چیزی را پیدا کردم که همیشه دوست داشته ام. من از زمانی که یادم می آمد اسب را دوست داشتم. اولین نگاه من به یک اسب روی کارت تبریکی بود که مادرم در 3 سالگی به من هدیه داد. اما والدین من توانایی پرداخت چنین ورزشی را نداشتند و در آن زمان در گواهاتی هیچ امکان سواری وجود نداشت. بنابراین با گذشت زمان امیدهایم را برای نزدیک بودن به اسب تعطیل کردم و دست زدن به یک اسب را فراموش کردم.

من در سال 2020 به رایپور منتقل شدم و در مکان جدید احساس تنهایی و رها شدن می کردم. اما بعد فکر کردم که چرا یک شهر امتحان نمی کنم. اما پس از آن مردم در این سن چه فکری می کنند؟ هنوز هم آن را امتحان کردم و اسب سواری رایپور را گوگل کردم. نتایج 2-3 گزینه را نشان داد اما همه بسته بودند. می خواستم تسلیم شوم که فکر کردم چرا غوغا نمی کنم؟ اولین مدرسه Brego & Hector Riding School پاسخ داد که ما پس از موج اول همه گیری تعطیل شده ایم. مسلماً نگهداری و نگهداری اسب کار پست نیست! تماس دوم با صدای جذاب یک خانم پاسخ داده شد. از او پرسیدم که آیا یک مرکز سوارکاری را اداره می کند یا نه ، او گفت بله! بله من بالای Cloud 9 بودم. من گفتم که Google نشان می دهد که بسته شده است و خانم Geeta پاسخ داد که هیچ ایده ای ندارد اما از آنجا که آنها مکان تأسیسات را تغییر داده اند از این رو شاید به روز نشده باشد.

سوار کابین شدم و به محل رفتم و با دیدن آن موجودات باشکوه قلبم پرید. من در مورد سنم دلهره خود را با او در میان گذاشتم. برای خوشحالی من ، او گفت: “در ورزش سوارکاری محدودیت سنی وجود ندارد! می توانید تا جایی که بخواهید سوار شوید و حتی رقابت کنید ، اما در این صورت به تمرینات زیادی نیاز دارید. به فداکاری اشاره ای ندارم. ” در صورت بروز هر اتفاقی برای من در حالی که سوار شدن به آن کاملاً به عهده من است ، مجبور شدم یک اوراق قرضه خسارت را امضا کنم. قبل از امضا دوبار فکر نکردم. برای من نشستن روی اسب مانند یک رویا بود. من همچنین مشکلات پشتم را به اشتراک گذاشتم و او به من گفت یک تماس بگیرم. قلب من می دانست که من چه می خواهم ، بنابراین شروع به تلاش اضافی برای انجام ورزش برای تقویت کمر کردم.

دو ماه اول دشوار بود زیرا سوارکاری همانطور که به نظر می رسد آسان نیست. شما باید عضلات اصلی خود را رشد دهید و به دلیل تکان خوردن من در سمت راست بدنم ضعیف بود. با این حال من تسلیم نشدم. مربی ام Vijaeyta به آرامی با من پیشرفت کرد و در زمستان حتی قبل از طلوع آفتاب نزد اصطبل ها می آمدم. اما تماشای طلوع خورشید هنگام نشستن در بالای کوه کاملاً آرام و آرام بود. من هر روز مشتاقانه منتظر ملاقات با اسبهایم بودم و این کار درمانی بود. من شادتر شدم و به آرامی اعتماد پیدا کردیم و یاد گرفتم چگونه اسب را از بند بندازم. هر اسب مانند مردم متفاوت است. من دو بار از اسب افتاده ام اما بعد ترس من را از بین برد. من می خواستم لذت سرعت را احساس کنم و به آرامی به کانتر که سومین مرحله بعد از Walk و Trot است ، پیشرفت کردم. و در حال حاضر من شروع به انجام پرش های اساسی کردم. من قصد داشتم امسال در نمایش هک در نمایشگاه ملی دهلی شرکت کنم اما بعداً مجبور شدم آن را لغو کنم به دلیل موج دوم Covid.

شخصی از من پرسید که چه مدت قصد ادامه کار دارم و من پاسخ دادم “تا زمانی که نفس می کشم. احساس می کنم که باد در حالی که صورت خود را می لرزید با صورت من مسواک می زند ، من نمی خواهم آن را به خاطر هیچ کاری کنار بگذارم. ” و همانطور که خانم Geeta ، همانطور که من او را صدا می کنم به من می گوید: “فقط به خاطر مدال سوار نشو ، با قلب خود سوار شو!” و حدس می زنم که همه اینها جمع باشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>