چگونه روابط “نابرابر” با هند نپال را به سمت چین سوق داد


در بیشتر تاریخ مدرن ، نپال از دریچه هند به عنوان شاخه ای از تاریخ دودمان یا فرهنگ های هند مورد توجه قرار گرفته است و به تعاملات آن با تبت و چین توجه چندانی نشده است. امپریالیست ها غالباً انقیاد خود از شبه قاره را نتیجه طبیعی امور تاریخی می دانستند ، همان کاری که رودیارد کیپلینگ در کتاب “مرد سفید” نوشت “تمدن” را برای “مردم تازه گرفتار ، خرخر / نیمه شیطان و نیمی از کودک” به ارمغان آورد. بار ” این دیدگاه های شبه امپریالیستی حتی امروز گفتمان عامه را تحت سلطه خود دارد ، و این را بهترین نشان می دهد که چگونه روابط امروزی نپال با چین در پس از مناقشات کلاپانی 2020 مشاهده می شود.

رسانه های هند ، به ویژه برخی از کانال های خبری با صدای بلند آن ، تصمیم گرفتند که نپال به عنوان یک پیاده روی برای “طراحی” های چینی در شبه قاره شناخته شود ، بدون اینکه درک کند که اختلافات کالاپانی از سال 1990 به بعد بین این دو کشور ادامه داشته است ، و اخیراً ، از توافق 2015 بین هند و چین که مجوز لیپولخ را برای تجارت باز کرد و در آن زمان مورد اعتراض نپال نیز قرار گرفت. متأسفانه ، فراتر از دروغ های مضحک و جنسیتی درباره نخست وزیر نپال توسط سفیر چین “به دام افتاده” است ، عناوینی مانند “چین از نپال استفاده می کند” احتمال اینكه ممكن است كشورهای آسیای جنوبی بتوانند با ملت های دیگری به غیر از هند روابط داشته باشند تعجب آور است.

اما روابط یک شبه برقرار نمی شود. میل جدید نپال به چین نتیجه یک جاده مورد اختلاف یا یک نقشه جدید نیست. بلکه این یک فرایند ده ساله است که در آن هند اشتباه کرده و تمرکز خود را بر روی موضوعات پیرامون نپال از دست داده است ، در حالی که چین بطور پیوسته اعتماد خود را جلب کرده است. در حالی که این امر به قیمت روابط سیاسی و اقتصادی هند با این کشور انجام شده است

نپال ، حتی در میان ناسیونالیست ترین نپالی ها نیز تردیدی وجود ندارد که چین در زمینه های فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی جای هند را بگیرد. و با این حال ، شواهد اندکی وجود دارد که نشان می دهد سیاست هند یا رسانه های آن ، که گفتمان مردمی را شکل می دهد ، سعی در درک تفاوت های ظریف است که باعث شده نهاد نپالی از راهروهای دهلی گریزان باشد.

برای درک روابط نپال با تبت و چین ، باید به گذشته رجوع کرد. تا زمان الحاق دولت های شهرهای دره کاتماندو توسط شاهان گورخا در قرن هجدهم ، رابطه نپال با شمال در درجه اول با تبت بود که از طریق تجارت و بودیسم شکل می گرفت. در حالی که چین تخیل حاکمان نپالی را می فهمید ، تماس بین این دو تمدن چندین دوره از زمان گذشته است.

در سال 1792 ، هنگامی که کلاغ پرواز می کند ، ارتش چینگ تقریباً 30 کیلومتری به سمت کاتماندو حرکت کرد ، پس از آغاز جنگ با گورخاها در سال 1788 ، از مصر برای محافظت از منافع تبتی خود ناامید شد. بعداً بن بست و معاهده صلح ، پادشاهان به خانه بازگشتند ، در حالی که نپال مأموریت های پنج ساله (که کاتماندو آنها را “مأموریت های تجاری” می خواند در حالی که کینگ ها آن را “خراج” تعبیر می کردند) را تا سال 1908 ارسال کرد. تنها زمانی که جمهوری خلق چین در سال 1950 وارد تبت شد ، چین به عنوان همسایه فوری نپال ظاهر شد. متعاقب آن ، در حالی که رهبران نپالی چین را به عنوان گزینه ای برای نفوذ سیاسی و اقتصادی هند می دیدند ، به دلیل محدودیت های زیرساختی در هیمالیا ، که در قرن 21 تغییر یافت ، چین چیز کمی می توانست انجام دهد ، مگر اینکه از حمایت معنوی و ادامه کمک برخوردار باشد. .

اما چرا در درجه اول نپال به چین به عنوان گزینه جایگزین نگاه می کرد؟ پاسخ در ماهیت “ویژه” روابط آن با هند نهفته است.

کلید درک روابط هند و نپال در نحوه نگاه انگلیسی ها به نپال نهفته است. انگلیسی ها با کنترل امور خارجی و دفاعی نپال در دادگاه کاتماندو نفوذ محکمی داشتند. معاهده 1923 که استقلال و حاکمیت نپال را تأیید می کرد ، اساس توافق 1950 بین هند و نپال بود – توافق نامه ای که دومی همچنان نابرابر می داند. هند پس از استعمار تحت فرمانروایی جواهر لعل نهرو خواستار روابط ویژه ای بر اساس چتر امنیتی خود بر سر هر سه كشور همسایه هیمالیا ، نپال ، بوتان و سیكیم بود. ایستادن نهرو در میان رهبران معاصر نپالی به معنای سنگین بودن اعتقادات وی بود ، اما همچنین منجر به تصور این شد که نفوذ سیاسی هند حاکمیت نپال را از بین می برد. و گرچه روابط مذهبی ، فرهنگی و اقتصادی بین هند و نپال ، بدون شک ستون فقرات است که روابط سیاسی بر روی آن بنا می شود ، این ماهیت “ویژه” روابط است که رهبران نپالی از سال 1950 به آن دچار شده اند. مدیریت خرد هند در امور سیاسی نپالی در جریان انتقال درگیری پس از مائوئیست با محاصره “غیر رسمی” سال 2015 به اوج خود رسید که این باور را افزایش داد که باید وابستگی نپال به هند کاهش یابد.

امروز ، ناامنی های هند معاصر در اثر از دست دادن نفوذ خود در نپال و آسیای جنوبی به چین کاملاً اثبات شده است. دهلی ممکن است شبه قاره را به عنوان حوزه طبیعی نفوذ خود در نظر بگیرد ، اما بدون درونی کردن خطاهایی که باعث شد کشورهای آسیای جنوبی از آغوش هند جلوگیری کنند ، چنین وضعیتی ممکن است همیشه چنین نباشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>