چه کسی ارزش شما را تعیین می کند

[ad_1]


پوجا بدی

پویا بدی نماینده یک زن مدرن بی مهار ، با اراده ، شخصی و حرفه ای موفق هندی است که کلاه های زیادی بهم زده است. حرفه پرکار او دامن گیر می شود کمی بیش

ما همیشه برای تأیید و قدردانی به دنبال دیگران هستیم. در واقع این فقط یک نیروی هدایت کننده نیست ، بلکه یک نیروی تعیین کننده در تصمیمات ما و نحوه شکل گیری زندگی ماست. از کودکی به ما می آموزند که کسب احترام ، حسن نیت و کف زدن از دیگران چقدر مهم است. این شرط بندی ما را به این باور سوق می دهد که افراد دیگر تشخیص می دهند که چیزی خوب ، شایسته ، شایسته یا قابل احترام است. این بدان معنی است که اگر به معنای مخالف رفتن باشد ، باید از غرایز خود تنظیم کنید ، زیرا انجام این کار به معنای عصیان است که تقریباً همیشه از آن اخطار گرفته می شود. عجیب است که چگونه یاد می گیریم دیگران را قضاوت کنیم (زیرا در واقع ما “افراد دیگر” در زندگی آنها هستیم ، و بنابراین در واقع در موقعیتی هستیم که دیگران را محکوم یا مورد تأیید قرار می دهیم) ، اما این کار را نکنید در مورد قضاوت یا ارزیابی خود از همان سطح اختیار استفاده کنیم. به نظر می رسد که قضاوت و قضاوت شود ، یک قاعده کلی است و یک مارپیچ مسخره وارد می شود در حالی که سعی می کند مردم را بپذیرد ، مقبولیت ، شناخت و ارزش خود را بدست آورد. برای ساده سازی کارها ، مهم است که درک کنیم ارزش شخصی صرفاً ناشی از عشق به خود و همچنین عزت نفس و مراقبت از خود است که عناصر اصلی هستند.

با این حال ، و ممکن است خیلی عجیب اضافه کنم ، در طول زندگی خود به اکثریت گفته شده است که عشق به خود پوچی است ، مراقبت از خود خودخواهانه است و احترام از طرف دیگران است. برای دیگران کاری کنید ، برای دیگران مراقبت کنید و احترام آنها را بدست آورید سرودی است که بسیاری از بزرگان برای چندین نسل پخش کرده اند. تقریباً تمام انتخاب های زندگی ما بر اساس ارزش شخصی انجام می شود و اگر در این زمینه مشکلی داشته باشید ، هرگز انتخاب هایی نخواهید کرد که شما را توانمند کنند زیرا سیستم اعتقادی شما بیان می کند که شما به اندازه کافی خوب نیستید. نفرت از خود ، نفرت از خود ، رفتار خود تخریبی همه نمایانگر فقدان عشق به خود هستند. چه کسی تشخیص داده است که شما به اندازه کافی خوب نیستید / نیستید؟ تو کردی بر اساس چه چیزی؟ نظرات ، بازخورد یا انتظارات دیگران! غم خوب! آیا این منطقی است؟ آیا می توانید روند بی معنی و خود شکنانه ای را که مردم با میل و رغبت انجام می دهند ، مشاهده کنید؟ شما هرگز طبق استانداردهای دیگران “به اندازه کافی خوب” نخواهید شد زیرا هرکسی نسخه خاص خود را از آنچه با استانداردهای “خود” مطابقت دارد ، دارد. جالب تر ساختن چیزها این است که اکثر مردم حتی شخصاً مطابق با معیارهایی که برای دیگران تعیین می کنند عمل نمی کنند و خیلی اوقات اگر این کار را انجام دهند با هوای شهادت است که می گوید: “من این کار را برای شما کردم به قیمت من “. چرا باید کمتر از دیگران اهمیت داشته باشید؟ این سفر زندگی مربوط به این است که شما برای تجربه آنچه انتخاب می کنید به اینجا می آیید. شما ذاتاً می دانید چه چیزهایی خوب و بد ، درست و غلط است ، نه طبق قوانین اخلاقی جامعه ، بلکه به عنوان یک انسان. کاری را انجام دهید زیرا برای شما مهم است ، نه به این دلیل که برای شخص دیگری به قیمت شما ، جاه طلبی ها یا احترام به خود اهمیت دارد. هر روز صبح در آینه به خود نگاه کنید و لبخند بزنید. این تنها شخصی است که ارزش شما را تعیین می کند یا باید تعیین کند.

1. دخترم عاشق پسری است که تقریباً 10 سال از او بزرگتر است. از آنجا که من چیزها را می بینم ، به نظر نمی رسد که آنها سازگار باشند زیرا روند فکر او بسیار متفاوت با اندیشه او است. او کمی مدرسه قدیمی است در حالی که او اینطور نیست. او یک جوان محافظه کار است ، او لیبرال است. من کمی درمورد تصمیم گیری درمورد ازدواجشان ناراحت هستم. آنها الان دو سال است که بیرون رفته اند. من قصد دارم از دخترم بخواهم که به مدت یک سال با این پسر زندگی کند و فقط بعد از آن تصمیم به ازدواج با او بگیرم. آیا من بیش از حد لیبرال هستم که بتوانم چنین پیشنهادی بدهم؟

لیبرال بودن ایرادی ندارد. این بدان معناست که شما ذهن آزاد دارید و تلاش می کنید خود را از کنوانسیون در مواردی که بهترین نتیجه را دارد ، خارج کنید. در یک برهه از زمان ، شما باید تا ازدواج باکره بمانید و سپس ازدواج کنید و در صورت ازدواج بد تحمل کنید. اگر نگرانی در مورد آینده دخترانتان است ، با توجه به تجزیه و تحلیل شما از وضعیت ، به نظر می رسد ایجاد اختلاف بین امکان زندگی در زندگی یا طلاق است. اگر رابطه ای باشد که به معنای دور رفتن است ، خبر خوب این است که زندگی در آن ثابت خواهد کرد. در صورت عدم موفقیت ، خبر خوب این است که او مجبور نیست که از درام اجتماعی و حقوقی پیرامون طلاق عبور کند.

2. من و شوهرم حدود شش ماه است که دیگر در شرایط گفتگو نیستیم. ما زیر یک سقف زندگی می کنیم اما به سختی حرف می زنیم. به خاطر دخترمان است که ما رسماً از هم دور نمی شویم. او در سنین نوجوانی است و تحمل دیدن ما از هم جدا شدن را ندارد. اختلافات ما سازش ناپذیر است. من بین مادر و زن درونم گسسته شده ام. لطفاً به من بگویید چه کاری باید انجام دهم؟

دختر شما در سن نوجوانی در سن بسیار آسیب پذیر است و بسیاری از درام ها بر اساس احساسات ، هویت ، ثبات در این مرحله بازی می کنند. بعلاوه با توجه به وضعیت آموزش و پرورش ، فقط سطح ناامیدی همه افراد را با هم ترکیب می کند. پیشنهاد من این است که پس از پیر شدن دخترتان ، زندگی مستقل خود را شروع کنید و خود را برای آینده جدید آماده کنید. این بدان معنی است که یک مجموعه مستقل از دوستان ، سرگرمی ها ، عضویت در باشگاه ها ، تمرکز بر افزایش جریان درآمد خود و غیره داشته باشید. به دخترتان بگویید که به احساسات خود احترام می گذارید و او نیز باید به انتخاب های شما احترام بگذارد و به شما کمک کند تا کیفیت زندگی شما را بهتر کند. ازدواج.

3. من با یک خودشیفته ازدواج کردم. او همه چیز در مورد خودش بود. حتی ازدواج ما همه چیز به او مربوط بود. ما کاری نکردیم که او دوست نداشته باشد. ما حتی از روی هوی و هوس او رابطه جنسی برقرار کردیم. او حتی اجازه نمی داد درآمد من را همانطور که می خواستم خرج کنم. سرانجام ، پدر و مادرم فهمیدند و آنها مرا از خانه زناشویی من بیرون کشیدند زیرا من با زندگی با او افسرده می شدم. الان چند ماه است به نظر می رسد نمی توانم از پس او برآیم اگرچه او در راه خود بسیار سوly استفاده می کرد و ازدواج ما هرگز درمورد من نبود. من همچنین به روانپزشک مراجعه کرده ام اما نمی دانم چگونه به خودم کمک کنم. به نظر می رسد هیچ کاری روی من کار نمی کند.

هیچ فرمول فوری برای اخراج از یک ازدواج بد ، افسردگی و سندرم تقریباً مشابه استکهلم وجود ندارد. خبر خوب این است که شما تصمیم به انجام چنین کاری گرفته اید و گام به گام اعتماد به نفس ، ارزش والای خود را بازسازی می کنید و از ذهنیت قربانی خارج می شوید. به یاد داشته باشید ، تنها دلیلی که به خود اجازه داده اید در چنین شرایطی بمانید این است که شما بهتر نمی دانید ، یا احساس می کنید لیاقت شما بهتر است. به محض پرداختن به این مسائل ارزش شخصی شما از موضع قدرت و عشق به خود عمل خواهید کرد و زندگی شگفت انگیزی را که شایسته آن هستید ایجاد خواهید کرد. من شخصاً هیپنوتیزم بالینی را برای دستیابی به موضوعات ریشه دار در ضمیر ناخودآگاه که بر اعمال و واکنشهای ما حاکم هستند بسیار قدرتمند می دانم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>