چه چیزی روح درونی ما را زنده می کند؟


توسط bhupender yadav

برخی از افراد اهداف زندگی را بر اساس دستاوردهای مادی تعریف می کنند ، در حالی که دیگران می گویند خوشبختی می خواهند. کسانی که به دنبال خوشبختی هستند از آنچه در خوشبختی منظورشان است تحقیق کنند و آنها نیز چیزهایی را که می خواهند لیست می کنند. حالت دستیابی به آن چیزها ، برای مورد دوم ، خوشبختی است.

در هر دو حالت ، خوشبختی با لذت اشتباه گرفته می شود. لذت با مواد حاصل می شود. خوشبختی این است که چقدر از داشته هایمان لذت می بریم. این “آنچه داریم” فراتر از داشته های مادی است. دارایی های مادی می تواند مانعی در دستیابی به خوشبختی واقعی باشد ، زیرا فرآیند به دست آوردن آنها ما را به یک نژاد موش که دارای مالکیت بیشتر و بهتر از دیگران است ، پیوند می دهد. این منجر به نارضایتی ابدی ما می شود.

خوشبختی در جایی ذخیره نمی شود ، بلکه در درون ماست. یافتن آنچه در ماست غالباً دشوارتر از آنچه در خارج است. جستجوی خوشبختی خوشبختی به همراه ندارد. زیرا پیگیری چیزی تضمین کننده رضایت یک میل نیست. علاوه بر این ، زندگی همه چیز در مورد خوشبختی نیست. زندگی نیز غم و اندوه و رنج هایی دارد. ما دوره های متناوب شادی و غم را می گذرانیم.

قناعت از هم قدم شدن در یک شادی و غم ناشی می شود. چگونه می توان در مراحل شاد و غم انگیز بی قرار ماند؟ پاسخ در پذیرش و در آغوش گرفتن زندگی نهفته است.

ما باید زندگی را به طور کامل بپذیریم. فقط در این صورت بود که ما به طور کامل ، روح و روان زندگی می کردیم. اگر فقط به تأمین تمام داشته های مادی خود بپردازیم ، هرگز آماده چالش های زندگی نخواهیم بود. این می تواند ما را به افراد نازپرورده و آمادگی زندگی تبدیل کند.

ما متولد می شویم و می میریم. ما می توانیم این را به عنوان دو واقعه متمایز از خوشبختی و غم و اندوه درک کنیم یا می توانیم آنها را به عنوان دو رخداد که زندگی را تعریف می کنند – هر دو واقعیت مهم و غیر قابل تغییر – ببینیم. ما ممکن است همه داشته های خود را از دست بدهیم به جز خودمان.

تلاش برای پایدار نگه داشتن هر حالتی شبیه به هم زدن تعادل واقعی ماهیت زودگذر است. ما تمایل داریم از چالش ها ، نقش ها ، مسئولیت ها و روابط جدید جدید بترسیم و فکر کنیم که آنها وضعیت خوشبختی ما را مختل می کنند و اندوهی را برای ما به ارمغان می آورند. این دوباره اتفاق می افتد زیرا ما خوشبختی را به عنوان یک وجود خارجی در معرض عوامل بیرونی می بینیم.

پس اگر شکست بخوریم چه می کنیم؟ موفقیت در صورت عدم موفقیت معنایی ندارد. اگر سایه ای نباشد چگونه می توان نور را دید؟ همین امر در مورد خوشبختی نیز صدق می کند. خوشبختی اگر بخواهیم همیشه خوشحال بمانیم چندان جذاب نخواهد بود. داستان های موفقیت که در پس زمینه شکست هایی داشته اند الهام بخش تر هستند.

وقتی به دنبال خوشبختی بیرون می رویم ، لذت می یابیم. بین جستجوی لذت و ارزشهای مدنی تناقض ذاتی وجود دارد. این وقتی خطرناکتر می شود که به خود اجازه دهیم باور کنیم هدف لذت زندگی است. جستجوی لذت غالباً منبعی از افراط و تفریط غیراخلاقی و سادیستی است. این می تواند منبع خود را در بدبختی دیگران پیدا کند. لذت یک تلاش فردی است و مربوط به احساسات جسمی ماست. خوشبختی در گروه های اجتماعی جمعی و تجربه شده است. این موجود درونی ما را تحریک می کند. پذیرش شادی و غم به عنوان بخشی از زندگی روح ما را تحریک می کند. این همان چیزی است که روح درونی ما را زنده می کند.

نویسنده دبیر کل ملی BJP و عضو راجا صبا است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>