چه می شد اگر امروز آخرین روز شما بود



پوجا بدی

پویا بدی نماینده یک زن مدرن بی مهار ، با اراده قوی ، از نظر شخصیتی و حرفه ای موفق است که کلاه های زیادی بهم زده است. حرفه پربار او دامن گیر می شود کمی بیش

فرزندانم این هفته به بمبئی برگشتند. غم و اندوه ترک آنها همراه با این واقعیت که زندگی در دوران امروز بسیار شکننده به نظر می رسد باعث شد که فراق بسیار معمول را متفاوت ببینم. من ناگهان فکر کردم چه اتفاقی می افتد اگر یکی از ما در خانواده بعدی خود دور هم جمع نشویم؟ آخرین خاطرات چه خواهد بود؟ و سپس پیشنهاد کردم آخرین شام ما در گوا با موسیقی دیسکو و رقص دیسکو و بازی باشد. مثل همیشه ، بچه هایم با چهره هایی مفرح و منزجر به من نگاه می کردند. مادرم همیشه از مرگ به عنوان یک ویرگول صحبت می کرد ، نه یک نقطه کامل و به ما می گفت وقتی می میرد و به ما نگاه می کند ، دوست دارد ما را ببیند که زندگی او را جشن می گیریم ، نه اینکه در سوگ مرگش عزاداری کنیم. او به من گفت که چگونه روح باید حرکت کند و تماشای گریه عزیزان چقدر دشوار است. او به ما گفت که غم و اندوه خودخواهانه بود ، زیرا روح از بین رفته بود. ما برای خود گریه کردیم ، نه افراد درگذشته. “دلم تنگ می شود ، یادم می آید ، می خواهم ، نیاز دارم … همه چیز” من “،” من “،” من “خیلی خودخواه ، خودخواه ، خودخواه!” او می خواست ما برقصیم و آواز بخوانیم و از خوشبخت ترین خاطراتش بگوییم. و هنگامی که او در اثر لغزش زودرس جان خود را از دست داد ، قبل از 50 سالگی یک سفر زیارتی مذهبی به کایلاش منصاروار داشت.هفتم تولد ، ما دقیقاً همان کاری را که او می خواست انجام دادیم. امروز ما یک بیماری همه گیر داریم و به نظر می رسد فضای غلبه بر محیط زیست منفی ، درماندگی ، ناامیدی ، غم ، ترس و انزجار است و احساس “همه در رنج هستند و یا رنج خواهند برد ، و هیچ کس حق ندارد خوشبخت باشد”. ما باید جلوی این طرز فکر را بگیریم. وارد شدن به مارپیچ رو به پایین و گرفتار شدن در ذهنیت یک قربانی ، متجاوز یا شهید ، ساده ترین کار است. چگونه چرخه را می شکنید؟ خوب ، این کار با اجازه دادن به خود و دیگران برای شاد بودن شروع می شود. آره! غم و اندوه اجتناب ناپذیر است ، اما چرا در این لحظه اینقدر احساس گناه همراه است. تجربه شادی تقریباً شما را بی احساس ، رقت انگیز ، خودخواه ، بی روح و بی اساس تعریف می کند. بنابراین در صورت آسیب دیدگی ، نه تنها باید رنج بکشید بلکه از شما انتظار می رود که در رنج بمانید ، زیرا دیگران نیز رنج می برند ، زیرا هرگونه تلاش برای رسیدن به یک روحیه شاد با خصومت روبرو می شود. می توانید آن زنجیره را بشکنید. هر روز زنده و سالم یک نعمت است و اگر بیمار نیستید و اگر عزیزانی دارید که زنده هستند باید نعمت های خود را بشمارید و شادی و سپاس را تجربه کنید. همه ما عزیزان خود را از دست خواهیم داد ، خواه در برخی مواقع به کوید یا علل دیگر برویم. آیا کل سفر زندگی شما از این پس بین عدم اطمینان و گناه در حال نوسان است و در انتظار مرگ است؟ از وقت خود در کنار عزیزان ، کاملاً لذت ببرید. بله ، ما به طور جمعی با یک بیماری همه گیر مبارزه می کنیم ، اما می توانیم به طور جمعی خود و یکدیگر را تشویق کنیم که کاملاً بخندیم و دوباره ، بدون احساس گناه ، لبخند گسترده بزنیم. قدرت مثبت جمعی همان چیزی است که کره زمین و بشریت نیز به آن نیاز دارند. و هرگز نمی توان با مارپیچ منفی به آن دست یافت. بیایید روی چیزهای خوب تمرکز کنیم و برای کسانی که دوباره می توانند بخندند خوشحال باشیم. اگر نمی توانید برای آنها خوشحال باشید ، حداقل می توانید به خاطر آن لعنت نکنید؟ بیایید شفا ، خوشبختی و مثبت بودن را تشویق کنیم. آیا قلب شما می تواند اجازه دهد؟

  1. من دختر 20 ساله هستم. این اولین باری است که من نسبت به شخصی احساس عشق می کنم و این احساس بسیار متفاوت برای من است. من نمی دانم که این را با چه کسی باید به اشتراک بگذارم زیرا من می ترسم که آن را در خانه به اشتراک بگذارم و نمی دانم دوستانم در این مورد چه واکنشی نشان می دهند. من اخیراً با این مرد آشنا شدم که 15 روز قبل در محل زندگی ما تغییر مکان داده است. ما تازه صحبت و شناختن یکدیگر را شروع کرده ایم. نمی دانم آیا باید احساس خود را با او در میان بگذارم یا نه؟ اگر او مرا مسخره کند و آن را با همه در میان بگذارد چه می شود ، من از این احساس بسیار گیج شده ام و نمی توانم در مورد این موضوع به کسی بگویم.

از احساس و کشف قسمتهای مختلف احساسی خود لذت ببرید. چه نیازی به ریختن همه اکتشافات خود به دیگران است؟ مشاهده کنید که چگونه تکامل می یابد و پاسخ های او به شما را مشاهده کنید. شما می توانید در مورد تفاوت بین شیفتگی ، له شدن و آنچه به عنوان “عشق واقعی” طبقه بندی می شود با دوستان خود مکالمه ای کلی داشته باشید. همچنین بدانید که آنچه امروز احساس می کنید تضمینی برای آینده آنچه ممکن است احساس کنید نیست. دوست داشته باشید ، یاد بگیرید ، تکامل پیدا کنید و از همه مهمتر خود را دوست داشته باشید ، به خود احترام بگذارید و در تمام مراحل به او قدرت دهید.

  1. من اخیراً 2 ماه قبل به یک باشگاه ورزشی پیوسته ام. مربی من در ورزشگاه حدود 5 سال از من بزرگتر است. من جذب او شده ام و حدس می زنم این چیزی فراتر از جذابیت باشد و احساس می کنم او بالغ و باهوش است. اما ما فقط در مورد ورزش و تمرین صحبت می کنیم و هیچ چیز فراتر از آن. من نمی دانم که چگونه در مورد احساساتم به او نزدیک شوم زیرا ما چیزی فراتر از صحبت های ورزشگاه صحبت نکرده ایم. او همچنین از نظر من بسیار بزرگتر است ، بنابراین حدس می زنم حتی این مسئله برای او مهم باشد. چگونه باید این وضعیت را برطرف کنم و با او صحبت کنم زیرا به دلیل محدودیت در اطراف ، سالن های ورزشی تعطیل شده اند و من نمی توانم با او ملاقات کنم و در این مورد با او صحبت کنم؟

شما باید توجه داشته باشید که او ممکن است در یک رابطه باشد ، ممکن است متاهل باشد یا به سادگی علاقه ای به یک رابطه طولانی مدت نداشته باشد. صدمه زدن به او نیست که به او در مورد امکان کلاس آنلاین بپرسد یا به شما راهنمایی کند که چگونه یک روال تناسب اندام را ادامه دهید. اگر به نظر می رسد که او بیش از این علاقه ای به گفتگو ندارد ، فقط با احترام عقب نشینی کنید و منتظر بمانید تا سالن های ورزشی دوباره باز شوند تا از کجا امکان تکامل پیدا کند.

  1. من از کارآموزی 6 ماهه خود به عنوان مهندس نرم افزار لذت می برم. من یک دختر را در محل کار دوست دارم ، به دلیل طبیعت ، سادگی و سرگرم کننده واقعی او. ما حتی جلسه بعد از دفتر را شروع کردیم. احساس می کنم او می تواند فرد مناسبی برای من باشد و احساسات واقعی نسبت به او دارم. اما اخیراً از یکی از همکارانم فهمیدم که او دختر رئیس من است. من نمی توانم شغل خود را برای عشق به خطر بیندازم. من به این شغل نیاز دارم و همچنین شرکت او را دوست دارم. من شروع به نادیده گرفتن او کردم اما او از من می پرسد که چرا با او صحبت نمی کنم. حالا من نمی دانم که چگونه این وضعیت را مدیریت کنم. آیا باید احساسات خود را با او در میان بگذارم و شغل خود را به خطر بیندازم یا باید بی توجهی به او ادامه دهم؟

بهم ریختن با رئیس یا نادیده گرفتن دخترش هر دو دستورالعمل فاجعه است. آن را سرگرم کننده و دوستانه نگه دارید و قلب خود را محکم در جای خود قرار دهید. 6 ماه خیلی زود است برای تصمیم گیری در طول زندگی. داشتن شغل در زمان های امروز یک نعمت است. اگر از قوت به قوت رشد کنید و رئیس شما تحت تأثیر عملکرد شما قرار بگیرد ، از نردبان بالا می روید و به احترام در نظر او می روید ، که همچنین ممکن است تغییر ماهیت دوستی را در آن مرحله برای شما آسان کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>