چشم به راه چالش ها و موانع باشید


هیچ کس نمی دانم زندگی عاری از چالش و موانع نداشته است. آنها به صورت گردباد عاطفی ، شن روان ، رعد و برق فیزیکی در همه جا ظاهر می شوند و ما تمام تلاش خود را می کنیم تا از آنها فرار کنیم ، با پنهان شدن در زیر سنگها و پتوها از خود محافظت کنیم ، یا تمام تلاش خود را بکنیم تا بتوانیم خود را از واقعیت ناشی از آن خارج کنیم. از وقت ، انرژی و عقل ما اگر فضای جلوی خود را تغییر دهید و از آن استقبال کنید ، چه می کنید؟ اگر بتوانید به هر مانعی که با شما روبرو می شود به عنوان یک روش افسانه برای ارزیابی مکانیسم های مقابله ای ، مهارت های مدیریتی ، نبوغ ، قدرت و مقاومت خود نگاه کنید ، چه می کنید؟ خوب ، خبر خوب این است که شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی خود را از حالت قربانی به حالت پیروز تغییر دهید. مطمئناً ، این که چه کسی شما را احاطه کرده است ، چه سیستم های پشتیبانی و مانده بانکی را ایجاد می کند ، تفاوت ایجاد می کند اما در پایان روز ، این نگرش شما است که بزرگترین متحد شما خواهد بود. هر چالشی فرصتی برای یادگیری و رشد ایجاد می کند.

اگر شما می دانید که چگونه از پس آن برآیید ، این یک چالش نخواهد بود ، درست است؟ شما می توانید آنها را به عنوان سنگ مانع یا سنگ پله ببینید. این روابط صمیمی ، تجاری ، دوستی یا مالی باشد همان الگوهایی که تکرار می شوند. این که آیا حل یک معمای ریاضی در کلاس است یا کسب و کار شما را از حالت عادی بیرون می کشد ، چه معامله با بهترین دوست در مدرسه که “به یک دوست صمیمی دیگر گرایش پیدا کرده است” و چه معامله با یک همسر تقلب ، نگرش ، دیدگاه و عملکرد شما در هر موقعیتی است که راه شما را پیش رو تعیین می کند. آیا به خود ، هوش ، مجموعه مهارت های خود شک دارید و ارزش شخصی خود را نفی می کنید یا اینکه آن را یک منحنی یادگیری ثابت و ضروری می دانید که از رکود خارج شود و رشد خود را امکان پذیر کند؟ در میان بسیاری از اعتقادات به موفقیت ، تونی رابینز برخی را بیان می کند: 1) همه چیز اتفاق می افتد یا یک دلیل برای ما مفید است. 2) چیزی به نام شکست وجود ندارد ، فقط نتیجه دارد. 3) هر اتفاقی بیفتد ، مسئولیت را بپذیرید. 4) هیچ موفقیت پایدار و بدون تعهد وجود ندارد. نکته اصلی این است که شما نمی توانید مانع از ریزش باران شوید ، می توانید نحوه برخورد با آن را تعیین کنید. همچنین ، بار کمتری را درخواست نکنید ، در عوض ، در ایجاد کمر قوی تر کار کنید. با تجربه ، دانش و خرد به دست می آید ، بنابراین منتظر تجربیات باشید زیرا آنها معلمان شما هستند ، نه عذاب آور. تصمیم شما برای نگاه کردن به آن ، و از این رو زندگی شماست.

1. من یک زن 35 ساله هستم و قبل از اینکه تصمیم بگیریم آن را ترک کنیم 7 سال در یک رابطه زندگی می کردم. من با خانواده ام بازگشتم و برای خودم سخت شده ام که سازگار شوم. من به روش خاصی از زندگی عادت کرده ام و برای استقلال خود ارزش قائل هستم. من می فهمم که والدین من قوانین خاص خود را دارند ، اما چگونه می توانم به آنها بفهمانم که من بزرگسال هستم و برای انجام کارها به اجازه آنها احتیاج ندارم. لطفا کمک کنید.

شما از خانه آنها و به منطقه راحتی خود نقل مکان کردید ، و آنها آن را پذیرفتند. اگر پس از 7 سال استقلال سازگاری با روش های قدیمی آنها دشوار است تصور کنید که پس از 60 سال زندگی به روال خود چقدر سخت است که آنها با راه های جدید شما سازگار شوند. در خانه آنها ، که منطقه راحتی آنها است ، باید به راه آنها احترام بگذارید. مطمئناً شما می توانید و باید مکالمه های آزاد در مورد تغییر زندگی با آنها را تشویق کنید ، اعضای خانواده آزاد را بیاورید تا از تغییرات پویایی در جوامع و غیره استفاده کنند ، اما اگر هنوز هم ممنوع است ، شما همیشه این گزینه را دارید که خارج شوید. به یاد داشته باشید ، خانه آنها ، قوانین آنها. خانه شما ، قوانین شما.

2. من یک زن 38 ساله هستم و از بیش از یک دهه گذشته رابطه طولانی مدت دارم. ما با هم خوشبخت هستیم ، اما خانواده و دوستانم فکر می کنند زمان آن رسیده که ازدواج کنیم. آنها مدام می پرسند چرا اگر با هم خوشبخت باشیم نمی توانیم گره بزنیم. وقتی همین سوال را از خودم می پرسم ، نمی توانم پاسخ ها را پیدا کنم. باید چکار کنم؟

خوشبخت بودن در کنار یکدیگر مهم است ، زیرا قرارداد ازدواج بلیط ورود به سعادت همیشگی نیست. تنها دو دلیل منطقی برای ازدواج وجود دارد ، یكی تعیین جریان ارث و دیگری دلیل موقعیت قانونی هر فرزندی كه می خواهید با هم داشته باشید. طبق قانون ، زندگی مشترک بیش از 7 سال به شما همان حقوقی را می دهد که ازدواج به شما می دهد. بزرگترین مزیت ازدواج نکردن این است که اگر رابطه به سمت جنوب پیش برود و شما تصمیم به ترک آن داشته باشید ، هیچ درگیری قانونی وجود ندارد. بنابراین اگر پیروی از سنت مهم نیست ، به سادگی مزایا و معایب آن را بسنجید و انتخاب و پاسخ خود را روشن کنید.

3- من یک مرد 54 ساله هستم که دو سال پیش طلاق گرفتم. من سرانجام آماده ملاقات با زنان هستم ، اما نمی دانم چگونه با آنها برخورد کنم. گاهی اوقات ، احساس می کنم برای بازی دوستانه خیلی پیر شده ام. من امیدوارم که کسی را ملاقات کنم ، که بتوانم بقیه عمرم را با او سپری کنم ، اما وقتی صحبت از نزدیک شدن به زنان می شود ، خجالتی هستم. من نمی خواهم ترسناک یا نیازمند ظاهر شوم. چگونه باید این کار را انجام دهم؟

اولاً ، 54 سال سن ندارد. این یک سن رسیده برای یک دوره دوم است. ثانیا ، به ازای هر مطلقه مرد ، یک زن وجود دارد. تعداد زیادی از زنان تنها در آنجا هستند که به دنبال همنشینی هستند و احتمالاً گرفتار گذشته و ناامنی های خود نیز هستند. اعتماد به نفس را ابراز کنید و سرگرم کننده ، صادق و واقعی باشید. موارد غیرقابل اجتناب ناگزیر کاهش یافته و محو می شوند ، بنابراین هرچه بازتر و محترمانه تر باشید ، آنها بیشتر ترغیب می شوند تا دلهره های خود را نیز بریزند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>