چرا مهارت های تحلیلی برای رمزگذار شدن بسیار مهم است!

[ad_1]

منطق – این یک بخش جدایی ناپذیر از برنامه نویسی است. منطق شما هرچه عمیق تر باشد ، راه های بیشتری خواهید دانست که چگونه می توانید به اهداف مورد نظر خود برسید. به زبان ساده ، می توانید کدهای واضح تری (که منابع محاسباتی کمی مصرف می کنند) با استفاده از منطق در کنار مهارت های تحلیلی تهیه کنید. اما چرا این مهارت ها اینقدر مهم هستند؟

خوب ، کدگذاری مانند ساخت یک بلوک لگو است. فقط به همین نیاز است که هر آجر لگو را نیز طراحی ، ساخت و ایجاد کنید. در صورت نیاز (مانند اشکال زدایی کد یا خود سخت افزار) باید به سطح باینری ها برسید. برنامه نویسی اساساً حل چند مسئله کوچکتر و در مجموع یک مشکل بزرگتر است. اجازه دهید من وارد جزئیات شوم.

چرا مهارت های تحلیلی و کدگذاری دست به دست هم می دهند؟

فرض کنید باید پله ای بسازید که طبقه اول خانه را مستقیماً به جاده متصل کند. اکنون ، حتی این کار ساده نیز به بسیاری از نقاط مربوط به داده نیاز دارد. به عنوان مثال ، ارتفاع طبقه اول ، فضای موجود ، اندازه آجر و غیره چقدر است؟ منابع مالی موجود نیز باید در نظر گرفته شود.

اما اگر تمام معیارهای دیگر را به درستی برآورده کنید ، اما فضای موجود فقط دو متر است؟ فکر نمی کنید پله ها خیلی زیاد شیب دار شوند تا بتوانند مردم را مقیاس بندی کنند؟

خوب ، مشکل تغییر کرده است ، و راه حل آن نیز باید تغییر کند. در این حالت ، ما باید از ساختار معمولی راه پله اجتناب کنیم. یک راه پله مارپیچ ممکن است نیازهای ما را کفایت کند. اما باز هم ، ما باید چندین فاکتور را در ذهن داشته باشیم مانند “آیا افراد مسن باید از همان سطح بالا بروند” ، “طول قاب فلز چه مدت خواهد بود” ، آهنگران موجود در این نزدیکی هست برای اصلاح “و غیره.

می بینید که برای حل هر مشکلی ، باید به نیتراته-ریگ آن برسید – و تا آنجا که ممکن است. اگر مشكلی را كاملاً تجزیه و تحلیل كنید ، می توانید به عملی ترین راه حل آن برسید. در کدگذاری ، چنین مهارتهایی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. به این دلیل است که رمزگذاران نه تنها باید مشکلی را حل کنند ، بلکه باید تمام مشکلات احتمالی و اشکالات را پیش از این برطرف کنند. تیم های برنامه نویسی باید قبل از نوشتن اولین خط کد ، طرح کلی برنامه را ایجاد کنند. به طور خلاصه ، آنها باید همزمان یک مسئله را حل کنند – و یک مشکل بزرگتر به طور همزمان.

به عنوان مثال ، Uber به عدم تقارن اطلاعاتی در بازار کابین می پردازد و تقاضا را با عرضه ارتباط می دهد. برای انجام همان کار ، باید چندین مسئله کوچکتر را کشف کرده و مجموعه داده های مربوطه را جمع آوری کنیم. برخی از داده های همبسته شامل مکان هر کابین ، محل ورود مشتریان به سیستم ، پرداخت هزینه سواری با کابین ، الگوهای ساعات شلوغی و غیره است.

بیش از این ، توسعه دهندگان باید از این اطلاعات برای ایجاد مدل هایی استفاده کنند که جنبه های مختلف تجاری را پیش بینی کند. شما می توانید تقاضاها ، کابین های مورد نیاز (مثلاً در حوالی یک منطقه در شب سال نو) را پیش بینی کنید و رانندگان آخرین مسافر را با رزروهای نزدیک به خانه خود متصل کنید. این ، به تعبیر غیر روحانی ، همان کاری است که یادگیری ماشین انجام می دهد. رمزگذاران به سادگی باید الگوریتم های خود را بسازند تا از استنتاج های اشتباه جلوگیری کنند. مهارت های تحلیلی را برای آنها ضروری می کند.

سرانجام ، تفکر تحلیلی توانایی حل و فصل مسائل پیچیده با ارزیابی اطلاعات جمع آوری شده و سازمان یافته است. متفکران تحلیلی می توانند الگوهایی را بین مجموعه داده ها شناسایی کنند که اغلب منجر به راه حل های خلاقانه می شود. آنها قادرند داده ها و اطلاعات پر سر و صدا را به بینش عملی تبدیل کنند.

اگر قصد تبدیل شدن به یک توسعه دهنده را دارید ، مهارت های تحلیلی چیزی است که باید شروع به اصلاح آن در درون خود کنید. در نهایت ، همه چیز این است که چیزهای کوچک را به هم متصل کنید تا یک تصویر بزرگتر ایجاد کنید. جمع آوری داده ها و جستجوی الگوها به شما در پیش بینی چگونگی تکامل محصول نیز کمک می کند. Godspeed!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>