چرا سه بار کار نمی شود؟

[ad_1]

المپیک ژاپن در میان ترس از یک بیماری همه گیر آغاز شده است. تصور کنید یک تیم ورزشی برای سکوهای رویا بازی می کند. تیم متشکل از مثلاً یازده بازیکن است. هر یک از آن ها کالیبر عالی دارند. به نوعی ، هشت مورد از این ویروس می ترسند و عمل نمی کنند. آنها حتی روی زمین تمرکزشان روی بازی نیست.

چه اتفاقی می افتد؟

درست حدس زدید تیمی که با اشتیاق کامل فقط با حدود 20 درصد از بازیکنانش کار می کند به هدف خود نخواهد رسید. بدترین ، تیم ممکن است با بدترین شکست های روبرو شود! این خیلی منطقی است ، مگر نه؟ وقتی با تمام پتانسیل خود کار نمی کنید ، تمایل به کم کاری و یا شکست دارید.

ذهن انسان یکی از چنین تیم هایی است. این ماشین قدرتمندی است که قادر به ایجاد معجزه است. با این حال ، بیشتر ما قادر به استفاده کامل از این قدرت ذهنی نیستیم. بگذارید “چرا” را درک کنیم!

خداوند متعال دو مجموعه ذهن به ما داده است. یکی از آنهایی که در فعالیتهای روزمره خود از آن استفاده می کنیم “ذهن آگاه” نام دارد. دیگری بی صدا ، شبانه روزی کار می کند و به عنوان “ضمیر ناخودآگاه” شناخته می شود. بسیاری از این دو مجموعه ذهن آگاه هستند؛ تعداد بسیار کمی ممکن است در واقع قدرت ضمیر ناخودآگاه ما را تجربه کرده باشند.

ضمیر ناخودآگاه حدود 90+٪ فضای ذهن را اشغال می کند و بقیه آن ذهن آگاه است. این ذهن کوچکتر توسط پنج حس ما اداره می شود و دائماً از هر چیز و همه چیز منحرف می شود. من دوست دارم بین ذهن آگاه و ظروف آشپزخانه مان موازی سازی کنم. هنگامی که از ظرف یا کوزه یا قاشق استفاده می کنید ، با غذا آلوده می شود. برای استفاده مجدد از آن ، باید موارد را بشویید و تمیز کنید. ذهن هوشیار رفتاری شبیه به این ظروف دارد. هر لحظه برخی از افکار ناخواسته دیگر به آن گیر می دهند. تنها تفاوت این است که ما قبل از هر استفاده مرتب آن را نمی شوئیم و تمیز نمی کنیم.

برخلاف ذهن آگاه ، ذهن ناخودآگاه محدودیتی ندارد. این همه قدرت است. برای ایجاد معجزه با استفاده از قدرت این ذهن ، تمام آنچه شما نیاز دارید یک میل و باور سازش ناپذیر است.

وقتی دانش آموزان به سراغ من می آیند و راز موفقیت را می پرسند ، “من دروازه این قدرت شگفت انگیز را به آنها نشان می دهم.” از آنها می پرسم لباس مورد علاقه آنها کدام است. هرچه ممکن است پاسخ دهند ، از آنها می پرسم که این لباس چند بار طراحی شده است؟ معمولاً مردم واضح پاسخ می دهند: “یک بار”.

با این حال ، حقیقت این است که این لباس “سه بار ساخته شده است” & # 39؛ برای این منظور ، هر پروژه موفق باید سه بار انجام شود. ابتدا توسط ذهن آگاه ، سپس ضمیر ناخودآگاه روشها را انجام می دهد. خیاط پارچه را برش می زند و می دوزد که این سومین تلاش است!

فرض کنید می خواهید کتاب بنویسید. اشتیاق متولد می شود. با این حال ، تمایل شما به نویسنده شدن باید بر همه چالش های شما غلبه کند. وقتی این اتفاق می افتد ، ذهن آگاه شما پروژه را به ضمیر ناخودآگاه قدرتمند می سپارد. ایده تبدیل شدن به نویسنده توسط ذهن ظاهری شکل گرفته است ، اما تجلی (تلاش سوم) فقط وقتی اتفاق می افتد که قدرت پنهان از ایده حمایت کند.

برخی افراد از قدرت ضمیر ناخودآگاه خود استفاده نمی کنند و فقط به تلاش آگاهانه بستگی دارند. آنها شبیه تیم ورزشی هستند که در بازی های المپیک فقط با دو یا سه بازیکن علاقه مند هستند. چقدر این بی انصافی نیست که فقط با ارائه 5 – 10٪ توانایی های خود به دنبال یک رویا باشید؟ حتی یک بازی باید سه بار انجام شود. عدم استفاده از قدرت ضمیر ناخودآگاه ما راهی مطمئن برای جلوگیری از موفقیت است.

س bigال اصلی این است که چگونه می توان با ضمیر ناخودآگاه ارتباط برقرار کرد؟

پاسخ این است – به درون نگاه کنید و مراقبه کنید.

برای روشن کردن ضمیر ناخودآگاه ، ابتدا باید ذهن آگاه را خاموش کنید. این اتفاق زمانی می افتد که با ذهن خود مانند یک ظروف رفتار کنیم و تمام نگرانی های خود را بشوییم. هرچه تکرار افکار در ذهن کوچک به صفر می رسد ، در ضمیر ناخودآگاه باز می شود!

برخی از مردم این را می پرسند: چقدر زمان لازم است تا این دروازه به روی معجزه باز شود؟ پاسخ این است: ”همه چیز به نظم و عمل شما بستگی دارد. یک مبتدی باید حداقل 20 دقیقه صبح و عصر در حالت مراقبه قرار گیرد. انجام این کار برای برقراری ارتباط آسان با ضمیر ناخودآگاه کافی خواهد بود.

خوب ، آیا شما قصد دارید به دنبال پروژه بزرگ بعدی زندگی خود بروید؟ آیا شما آنقدر بلند پرواز هستید که بتوانید از محدودیت ها بالاتر بروید و با اطمینان برای رسیدن به موارد باورنکردنی قدم بردارید؟

چرا سه بار کار نمی شود؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>