چرا دوست دارم در لیست حقوق چین باشم

[ad_1]

مقاله اخیر من ، هند باید Quad را ترک کند ، در این مقاله خشم بسیاری را برانگیخت. من را خائن ، جاسوس چینی ، مأمور چینی می نامیدند و به من می گفتند که فوراً سرزمین مادری ام را ترک کن. پدر و مادر من به طور اجباری زیر سوال رفت. احساس می کنم مجبورم که به چنین اظهارنظرهای مهربانانه ای علیه خودم پاسخ دهم.

سالها پیش من در دانشگاه دست و پنجه نرم می کردم و می خواستم انصراف بدهم. دوستم اصرار کرد که من در مدرسه بمانم اما من به او گوش نمی دهم. او مرا به یک حوضچه نزدیک منتقل کرد و گفت که شما می توانید اسبی را به آب برسانید اما نمی توانید او را مجبور به نوشیدن آن کنید. من به خاطر تأسف ابدی خود ، تحصیل را رها کردم.

همانطور که از میان بسیاری از ادعاهای مطرح شده علیه خود عبور کردم ، مروارید خردی را کشف کردم. چیزی به این معنی بود که نویسنده (من) تنها انسان عاقل در این مقاله بود و حملات هجومی که با آن روبرو شدم از سوی افراد تحصیل کرده نبود. من گمان می کنم این فرد خارجی بوده است.

حالا او اشتباه می کرد. حملاتی که با آنها روبرو شدم از یک قسمت تحصیل نکرده نبود. در هند ، هرکسی انگلیسی صحبت کند ، حتی انگلیسی pidgin ، تحصیل کرده محسوب می شود. هندی ها از توانایی خود در زبان انگلیسی به شدت احساس غرور می کنند ، اما وقتی نظرات را دیدم ، تعجب کردم که آیا این غرور موجه است؟ مطمئناً نویسندگان بزرگی از هند از زبان انگلیسی وجود دارند ، اما در مورد اکثر قریب به اتفاق هندی هایی که ادعا می کنند انگلیسی صحبت می کنند ، اطمینان چندانی ندارم.

شاید این ضرورت باشد که با دو انگشت شست ترول کنید که منجر به غلط املایی و غلط املایی بسیاری می شود ، اما به نظر نمی رسد که هرگز در سو abuse استفاده ظاهر شوند. بیایید یک بار دیگر در مورد موضوع مورد بحث صحبت کنیم: روابط هند با چین.

من نمونه بارز نویسنده مبارز هستم. نویسنده گرسنه. به همین ترتیب ، من دوست دارم در لیست حقوق هر کسی ، حتی شی جین پینگ باشم. چند قرص نان هرگز به کسی آسیب نمی رساند. متأسفانه ، خی چندان مهربان نیست. شاید باید به او نزدیک شوم. مطمئناً پس از انتشار مقاله ، رسانه های چینی از من به عنوان تنها روزنامه نگار سالم در هند استقبال کردند. نظرات مهربانانه زیادی از چین دریافت کردم.

بسیاری از هندی ها جنگ 1962 را که چینی ها به دلیل بی نظمی کامل علیه ما به راه انداختند ، مقصر می دانند. نهرو می گفت هندی-چینی بهایی و چینی ها از پشت به او خنجر زدند. چند سال قبل چینی ها به تبت حمله کرده بودند. مائو تسه تونگ گفت كه قدرت از لوله تفنگ جریان دارد. نهرو اسلحه کمی داشت اما معتقد بود که قدرت زیادی دارد. روشهای سراسری او باعث شده بود که او بسیار سرگرم کننده باشد.

نهرو به دالایی لاما پناهنده شد. چینی ها تحریک و مورد حمله قرار گرفتند. 60 سال بعد ، دالایی لاما هنوز در هند زندگی می کند اما یک نماد جهانی است. غرب می خواهد او را بسازد تا چین را عصبانی کند. در سال 2003 ، Atal Bihari Vajpayee به عنوان نخست وزیر هند ، از چین دیدار کرد و قانون چین را درباره تبت پذیرفت. هند تصدیق کرد که تبت یک منطقه خودمختار چین بود. چینی ها چنین ادعایی در مورد ادعاهای هند در مورد لاداخ و آروناچال پرادش نکردند ، اگرچه به طور ضمنی به نظر می رسید که آنها توافق کردند که این مناطق بخشی از هند است.

اکنون آنها هر وقت صحبت از دالایی لاما ، لاداخ یا آروناچال پرادش می شود فقط فحاشی های مودبانه ای دارند. وضع موجود این است که آنها بیش از شصت سال با دالایی لاما زندگی می کنند که به آنها احتیاج دارند و می توانند تا چند سال دیگر به زندگی خود ادامه دهند.

معجزه اقتصادی چین و ناگهانی بودن آن ، غرب را متحیر کرده است. در سال 1986 ، برادرم با كتابی كه توسط ریچارد نیكسون بسیار بدخلق نوشته شده بود و در آن نیكسون پیش بینی می كرد چین به ابرقدرت بعدی جهان تبدیل خواهد شد ، به هند بازگشت. نیکسون یک نابغه در سیاست خارجی بود ، حتی اگر در هند بزرگ شده باشد ، اما به یاد می آورم که سرگرم کننده عروسک هنری کیسینجر بود.

در آن زمان ، هیچ کس حتی فکرش را نمی کرد که چین همان جایی باشد که امروز به آن رسیده است. معجزه اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی دوم ، سپس معجزه ژاپنی ، سپس کره جنوبی وجود داشت ، اما معجزه چینی چنان عظیم الجثه است و چنان با دوام به نظر می رسد که قدرت های موجود در جهان (بخوانید غرب) باقی مانده است سر خود را خسته می کنند که چه کاری انجام دهند.

ظلم و ستم اسرائیل و امریکا بر فلسطینیان تا حدی منجر به 11 سپتامبر شد که آمریکا را عصبانی کرد و پس از جنگ در افغانستان ، عراق ، لیبی ، سوریه و یمن جنگ را آغاز کرد و در هر تلاشی بهترین نتیجه را گرفت. در همین حال چینی ها از درگیر شدن با دشمنانی مانند ژاپن و هند خودداری کرده اند و در واقع مانع از این بوده اند که دست نشانده پاکستان دست به تحریک بی هدف هند بزند. چینی ها با مطالعه ارتش خود را توسعه داده اند ، اما از آن استفاده نکرده اند ، زیرا می دانند که پیش بینی قدرت غالباً بیشتر از اعمال آن است ، درسی که به نظر می رسد آمریکا فراموش کرده است.

در زمان رژیم جورج دبلیو بوش بود كه آمریكا گفت كه هند را به عنوان یك ضد حمل و نقل برای چین می سازد. استقرار در هند خوشحال شد. بنابراین کواد متولد شد. اما همانطور که در ستون قبلی خود اشاره کردم اما شاید به صراحت آن را بیان نکردم ، ایالات متحده در حال حاضر در موقعیتی نیست که چینی ها را بپذیرد. اگر آمریکا در مقایسه با چینی ها به افغانی ها ، عراقی ها ، لیبیایی ها ، سوریه ها ، یمنی ها ، همه ببرهای تقریباً بدون دندان شکست بخورد ، چگونه قدرت اژدهای سرخ را به دست می آورد؟

همانطور که پاکستان در هر درگیری ضربه کبودی به هند وارد خواهد کرد ، هند نیز بینی خونین را به چینی ها تحویل خواهد داد. این بینی خونین پیشرفت چین را متوقف می کند ، اما متوقف نمی شود. از هم اکنون ، ایالات متحده در حال بررسی است که با چین چه کند و از خون دماغ شدن آن بسیار خوشحال خواهد شد. ایالات متحده مستقیماً با چین درگیر نخواهد شد. ژاپنی ها دست اندرکاران ایالات متحده و زیر چتر امنیتی آن هستند. اگر آمریکا با چین درگیر نشود ، ژاپنی ها نمی توانند به تنهایی این کار را انجام دهند.

بنابراین آمریکا اسلحه های خود را از روی شانه های هند شلیک می کند. اگر هند یک بینی خونین به چینی ها تحویل دهد ، آیا می توانید تصور کنید که چینی ها چه چیزی را به هند تحویل می دهند؟ یک ضربه حذفی. در آنجا ، من جاسوس چینی یا یک میهن پرست هندی هستم. انتخاب خود را انجام دهید.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>