چالش های منابع انسانی را که ادغام دستورات تک سرویس شامل آنها است ، دست کم نگیرید


از زمان اعلام غافلگیرانه پست منتخب CDS توسط نخست وزیر ، به نظر می رسد وقایع با سرعتی پیش می روند که ممکن است از نظر زمان از دست رفته در روحیه مناسبی باشد ، اما ممکن است به نفع بلند مدت نباشد. خوب از این اصلاحات بسیار لازم شاید این تناقض آشکار نیاز به توضیح داشته باشد.

از جمله مسئولیت های دیگر ، CDS موظف است که در عملیات ، تدارکات ، حمل و نقل ، آموزش ، خدمات پشتیبانی و تعمیر و نگهداری شامل سه سرویس مشترک شود. در ادامه این امر ، اولویت برای ادغام دستورات تک خدمتی در دستورات تئاتر سه سرویس یا دستورات عملکردی در نظر گرفته شده است که انتظار می رود به نوبه خود استفاده بهینه از منابع نظامی ، اعم از انسانی و مادی را برای نبردهای آینده تضمین کنند. در واقع ، این راکشا مانتری قبلی بود که اظهار داشت که مسئله مشترک برای نخست وزیر بسیار عزیز است ، اگرچه نسخه وی “ما یک روش از پایین به بالا می خواهیم ، پایگاه را ایجاد کنیم و سپس لایه هایی به آن اضافه کنیم” ، تا حدودی مشکل ساز به نظر می رسید و برخی از مفسران این سوال را داشتند که آیا آزمایش انتهای زنجیره جنگ واقعاً اقدامی عاقلانه است؟

بلافاصله پس از به دست گرفتن مسئولیت CDS ، توجیهی گزارش شده توسط وزیر دفاع نشان داد كه انتظار می رود رئیس سابق در 100 روز به نتیجه برسد و نتایج ملموس را نشان دهد. در پی این موضوع ، بعداً در بیانیه وزارت دفاع آمده است كه CDS به HQ IDS دستور داده است كه پیشنهادی را برای ایجاد فرماندهی پدافند هوایی تا 30 ژوئن سال 2020 ارائه دهد. اکنون گزارش ها نشان می دهد كه یك فرماندهی پدافند هوایی مشترك و یك فرمانده تئاتر دریایی هدف قرار گرفته اند تا چند ماه آینده عملیاتی شود. برای درک بهتر چالش ها ، چنین تغییرات گسترده ای در حوزه نظامی بسیار محافظه کارانه وجود دارد ، شاید مثال ایالات متحده بتواند راهنما باشد.

قانون ساماندهی دفاعی وزارت دفاع گلدواتر – نیکلز در سال 1986 در ایالات متحده بیشترین تغییرات را از زمان تأسیس این وزارتخانه در سال 1946 ایجاد کرد. اساساً ، این قانون برای رفع مشکلات ناشی از رقابت بین خدمات ، که در طول جنگ ویتنام و در طی عملیات مشترک بعدی از جمله سایر موضوعات ، این قانون سیاست های پرسنلی مربوط به افسران تخصصی مشترک را با جزئیات وضع کرد.

با درک اینکه حل چالش ها یک تمرین طولانی مدت بود ، چشم انداز مشترک وزارت دفاع ایالات متحده 2010 (سال 1996) و چشم انداز مشترک 2020 (2000) که از این قانون سرچشمه می گیرد ، پذیرفت که نیروهای نظامی ایالات متحده از نظر فکری ، عملیاتی کاملاً مشترک باشند ، از نظر سازمانی ، از نظر اعتقادی و فنی ، یک کار پیشرو و در حال انجام بود.

در این راستا ، افسرانی که برای تخصص در وظایف “تخصص مشترک” انتخاب می شوند ، از طریق دوره های اجباری در مدارس معارف آموزش نظامی حرفه ای ، که تحت چتر دانشگاه دفاع ملی (NDU) قرار دارند ، دانش و مهارت لازم را کسب می کنند. چنین دوره هایی در سه سطح پیشرفت شغلی یک افسر “تخصص مشترک” ، بین هفت سال تا سی سال خدمت انجام می شود. آموزش پس از انتصاب ، انتصاب و تجربه مربوط به آن در سطوح مختلف ارشد ، شرط لازم برای تکالیف مشترک سطح بالاتر است.

این نویسنده عضوی از تیم بود که در سال 2001 توسط دولت برای بررسی و ارائه پیشنهاداتی برای ایجاد NDU بنا به توصیه گروه وزرا ، پس از درگیری کارگیل ، تشکیل شد. در طول بازدید و تعامل این تیم در ایالات متحده آمریکا ، اهمیت مشارکت مشترک و فرایند آگاهانه آموزش و مهارت کارکنان برای مهارت ها و تجربه “تخصص مشترک” در هر سطح از رهبران ارشد ارتش ایالات متحده برجسته شد.

در بحث فعلی ما در مورد سازماندهی مجدد و ادغام دستورات تک خدمتی در دستورهای سه سرویس ، با این وجود ، اشاره کمی به هرگونه برنامه ریزی در زمینه آموزش و مهارت دادن به آن زنان و مردان یکدست که می توانند این فرماندهی مشترک و سیستم کنترل جنگ را کنترل کنند ، به طور موثر و م asثر همانطور که انتظار می رود هر سازمان نظامی دیگری انجام دهد. در واقع ، از نظر شخص ، یک گروه حرفه ای از “افسران تخصص مشترک” حتی وجود ندارد. این صلاحیتی نیست که بتواند صرفاً با سازماندهی مجدد و جابجایی به کار گرفته شود و مانند هر جنبه دیگر از عملکرد نظامی حرفه ای ، نیاز به آموزش و اعمال اختصاصی در وظیفه تعیین شده دارد ، که ما از تجربیات ایالات متحده می خواهیم افسران تخصص مشترک را بشناسیم.

اگر از این منظر مورد بررسی قرار گیرد ، باید تأمل کرد که آیا در اشتیاق ما برای اجرای یکپارچه سازی دستورات تک سرویس و تبدیل آنها به دستورات تئاتر مشترک ، در یک بازه زمانی فشرده ، ما چالش های منابع انسانی را که این مهم و بسیار مورد نظر است دست کم نمی گیریم. اصلاحات به دنبال خواهد داشت.

در حالی که این ممکن است فرصتی برای تأمل باشد که چرا NDU خود ما ، که سنگ بنای آن را نخست وزیر وقت در سال 2013 بنا نهاد ، هنوز یک رویای دور باقی مانده است ، اما هر دلیلی وجود دارد که مدیران امنیت ملی در مورد عجله بیجا برای فرماندهی عملیاتی مشترکی را با نیروی انسانی آغاز کنید که از طریق آموزش و تجربه مجهز به وظایف “تخصص مشترک” نیست ، زیرا این هنجار اساسی برای سایر وظایف نظامی است. شاید نیازی به سرعت عجله باشد!



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>