پیام صوفیانه برای رشد کودک ‘

[ad_1]

بزرگترین اخلاق ، دوستی است که در سخاوت به اوج خود می رسد. مغز بعداً می آید. حضرت عنایت خان می گوید ، این دامنه ادیان است که عمیق ترین خصوصیات قلب را مانند مهربانی تکامل می بخشد. وی ادامه می دهد: عیب بزرگ آموزش مدرن این است که آموزش درس بی خودی را از دست داده است. یک فرد خودخواه برای دیگران ناامید کننده است و برای خودش یک ضرر است. بشر به هم وابسته است و خوشبختی هر یک به سعادت همه بستگی دارد. و این همان درسی است که بشریت امروز باید به عنوان اولین و آخرین درس یاد بگیرد.

آموزش مربی بودن: امروز پایه آموزش در خانه فاقد است و فقط آموزش مدرسه داده می شود. در کل طرح زندگی ، همه بزرگترها باید مانند والدین نسبت به کوچکتر باشند. و کوچکترها باید برای بزرگترها مثل بچه ها باشند. بنابراین ، هر یک از ما بزرگترهای خود را داریم که باید به آنها نگاه کنیم و کوچکترها را نیز باید مراقب آنها باشیم. بزرگترین ایده آل این است که به والدین نگاه کنید. و پیامبر به شخص توصیه کردند که از این اولین آرمان پیروی کند. اگر جوانان از اولین آرمان پیروی نمی كنند ، به والدین خود نگاه كنند ، قدر آنها را ندانند یا از آنها احساس قدردانی كنند كه چگونه می توانند از پیامبر قدردانی كنند. وظیفه والدین است که این ایده آل خود را به فرزند خود بدهند.

بهترین راه برای آموزش مادر به فرزند ، تربیت خود برای مربی گری است. آرامش ، لطافت ، نرمش ، مادر در طبیعت خود پرورش می یابد ، کودک دریافت می کند. در این زمان است که نظم ، وقت شناسی ، یک ریتم را می توان آمیخته کرد. موسیقی اساس كل آفرینش است ، آنچه ما موسیقی می نامیم یك مینیاتور از موسیقی اصلی است كه خود آفرینش است ، كه با لحن و ریتم بیان می شود. هندوها به این لحن ، صدا ، نادا برهمن ، صدا ساز می گویند. نظم موزون در زندگی ریتم زندگی (Rtm) است و هرچه بیشتر حفظ شود بهتر است. قرآن می گوید برای همه چیز زمانی وجود دارد.

وقتی بچه ها از آزادی ، خوشبختی برای بیان خود ، بازی کردن به دلخواه خود بسیار بهتر بودند. سکوت کردن نیز یک فعالیت است و بعد از مدتی کودکان یاد می گیرند آن را دوست داشته و از سکوت لذت ببرند ، اگرچه در ابتدا ممکن است مشتاق بازی باشند.

کلید دین: هدف اصلی یک دین بالا بردن کودک به آرمان عالی خداوند است. کودک اغلب بیشتر به این کلید پاسخ می دهد. تصور آن بعداً دشوار است اما نمی توان از طریق فلسفه به آن پرداخت. هنگامی که یک پرستار س questionال کرد که چگونه اگر کودک از او سوال کند ، اگر خدا در بهشت ​​است ، چگونه باید پاسخ دهم ، پس چرا من باید پایین زمین خم شوم؟ بله ، او بالاتر است اما پاهای او روی زمین است و با خم شدن به سمت زمین ، ما پای او را لمس می کنیم! به همین ترتیب ، آیا بابانوئل وجود دارد؟ تمام آنچه ذهن می تواند تصور کند وجود دارد. اگر در صفحه فیزیکی وجود نداشته باشد ، در حوزه ذهن وجود دارد!

ایده آل ها: در هفت سالگی کودک آماده تصور ایده آل است. اولین ایده آل باید برخورد احترام آمیز با بزرگان خود باشد ، اما نه فقط به عنوان یک کنوانسیون. وقتی از درون می آید ، دیگران را شاد می کند و باعث لذت دیگران می شود. یک بار پیامبر شنید که فرزندانش بنده را به نام صدا می کنند و گفت ، او نزد تو بزرگتر است پس او را عموی صدا کن. چنین کودکی با داشتن نگاهی دوستانه و برخوردی قابل احترام بزرگ خواهد شد. غریبه ها از شیوه کودک می فهمند که به چه خانواده ای تعلق دارند و تحصیلات و آموزش های آنها را می فهمند! تمایل به بحث و گفتگو ، ضربه زدن ، امتناع ، نافرمانی ، اگر اجازه رشد داشته باشد ، آنها دشمن کودک هستند. احساس غرور ، افتخار و احترام به خود به کسانی می رسد که به دیگری احترام می گذارند. و توجه درك مقدس بودن رابطه ای است كه در آن شادی ، زیبایی ، نعمت وجود دارد. بعدی ایده آل متفکر در صحبت کردن ، بازیگری الهام بخش. خامساً ، کودک باید از ایده آل معنوی ، ایده آل ناشناخته ، غیب ، ایده آل خدا الهام گرفته شود. علت اصلی از بین رفتن همه اصول دقیق تر در آموزش و پرورش امروز این است که این ایده آل را کنار گذاشته است.

کودکی اولیه مانند خاک آماده کاشت و بزرگترین فرصت برای کاشت بذر عدالت در قلب کودک است. استقامت ، صبر ، استقامت صفاتی است که باید کسب شود. باید به کودک کمک کرد تا با طبیعت ، ریتم آن عشق و احترام بگذارد. از زندگی گیاهان از پرندگان ، حشرات یاد بگیرند. آشنایی با طبیعت قرار گرفتن در مسیر حقیقت فلسفی است. بعدی این است که کودک را با آداب و رسوم کشور ، مکانی که در آن زندگی می کند ، معنای آن ، پیشنهادات ، مزایای آن آشنا کنید. از مردم کشور. چه بودند ، چه بودند ، ویژگی ها ، گرایش ها ، آرزوها. بگذارید کودک تصور کند دنیای آن چگونه است. ما باید کودک را با خانواده خود ، شجره نامه ، از آنجا که او آمده است آشنا کنیم. این فرصت را به کودک می دهد تا در مورد زندگی ، از کجا آمده است ، بیشتر تحقیق کند. و در پایان به تصور منبع خواهد رسید که منبع همه است. و دانستن ، کشف منبع او در حقیقت کودک را به سمت خدا سوق می دهد و او را قادر می سازد زندگی را بهتر کنترل کند. و از این طریق در می یابد که کل بشریت یک خانواده است. و همه ما در همان مکان ، جایی که از آنجا آمده ایم ، ملاقات می کنیم. چنین کودکی وقتی بزرگ شود باریک نخواهد بود اما چشم انداز گسترده ای خواهد داشت.

اینها حقایق جهانی هستند که فارغ از اعتقاد دینی آنها توسط همه جویندگان معنوی صادق بیان شده است. زمان آن فرا رسیده است که بدانیم آموزش و پرورش باید جهت گیری معنوی برای ایجاد مربیانی داشته باشد که بتوانند رهبران ایثارگر جامعه باشند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>