پنج گوهر که پارامترهای خوشبختی هستند


توسط دامودارا پاندیتا داسا

شادی چیست؟ آیا می توان آن را در فرمول محصور کرد؟ من به ملاقات تاریخی اسکندر ، فاتح بزرگ مقدونی ، و فیلسوف یونانی پوشیده از لباس ، دیوژن ، اشاره کردم که در یک گلدان غول پیکر در خیابان های سینوپ زندگی می کرد و به فکر التماس غذا و مدفوع در ملا public عام نبود.

خوشبختی ، برای الکساندر ، همه چیز در واقع لذت بردن از بهترین غذا ، لباس ، ثروت و قدرت روزافزون بود. از طرف دیگر دیوژن معتقد بود که خوشبختی با داشتن یک زندگی ساده و عاری از مبارزه مداوم برای کسب ثروت و قدرت حاصل می شود.

هنگامی که اسکندر به ملاقات دیوژن رفت ، تا غذای خوب ، ثروت و محل اقامت او را به او پیشنهاد دهد ، مرد خردمند با تعجب گفت: “حرکت کن! من از تابش آفتاب لذت می برم. با سایه خود آن را مسدود نکنید! “

بعداً شنیده شد که شاهزاده متلاشی شده گفت: “اگر من اسکندر نبودم ، خوشحال می شدم که دیوژن باشم!” آشکار بود که اسکندر در جستجوی خوشبختی است.

سالها بعد ، در سن 32 سالگی ، در این بستر مرگ ، گفته می شود که الکساندر سه آرزوی مرگ برانگیز انجام داده است که مورد دوم قابل تأمل است. “هنگامی که تابوت من به گور منتقل می شود ، بگذارید تمام مسیر منتهی به قبرستان با تمام ثروت سنگهای قیمتی و سنگ های قیمتی که من فتح کرده ام ، پراکنده شود. به دنیا بفهمانید که من حتی نمی توانم یک مرتبه با خود ببرم. در نهایت ، همه این سنگهای قیمتی درست مثل بدن من تبدیل به خاک می شوند! “

زندگی مانند الماس درخشان است. در آن پنج گوهر بی قیمت پنهان شده است که پارامترهای خوشبختی ما را تعیین می کند.

  1. قلب صادق هرگز اعتبار موفقیت را نمی داند و دیگری را مقصر شکست نمی داند. تصدیق بدهی خود به والدین ، ​​معلمان ، خیرخواهان و در نهایت خدا ، باعث می شود که اقیانوس سپاسگزاری در قلب ما متورم شود ، به طوری که ما به طور خودجوش می خواهیم شادی خود را تقسیم کنیم بدون اینکه در ازای آن انتظاری داشته باشیم.
  2. تقدیر مانند ادویه ای است که چنان طعم خاصی به دستور العمل زندگی می بخشد که نمی توان احساس محبت عمیق را برای هرکسی که از تلاش خود برای کمک به ما خارج شده است ، کمک کرد.
  3. وقتی کسی با صبر و حوصله به نگرانی و مشکلات ما گوش فرا داده است ، همه این احساس آرامش را تجربه کرده اند.
  4. توانایی ورود به قلب یک فرد و حضور در آنجا تا حدی صمیمی که هر دو یک نفر می شویم – نه دو نفر! این فضیلت همدلی در این جهانی که مردم معمولاً عادت به فرار دارند وقتی به کسی در مضطر می افتند بسیار عاجزانه مورد نیاز است زیرا عادت به مطالبه گری عادت کرده است – تعداد کمی از افراد حاضر به دادن هستند!
  5. هیچ چیز ارزشمندی بدون از بین بردن آسایش در حالی که به سراغ کسانی رفته اید که در تاریکی ناامیدی از دست می روند ، بدست نیامده است تا بتوانند از بلند شدن و امید رفتن الهام بگیرند.

راز خیرات یک معجزه غیرقابل توصیف است ، زیرا در بخشیدن آنچه شکوفا می شود و رشد می کند ، قلب ما سرشار از شادی می شود تا با شادی با دیگران تقسیم شود.

پریشانی اسکندر در غصب گنجینه های موقت دنیوی قرار داشت که در نهایت به خاک تبدیل می شود. اما خوشبختی دیوژن در لذت بردن از موهبت طبیعی همیشگی خدا از آفتاب در روح قناعت و با قلبی سپاسگزار بود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>