ورود به تئاتر سازی به وضوح پس از عجله نیاز دارد

[ad_1]

در واقع ، از طرف دولت جسورانه بود که شروع به تأخیر انداختن اصلاحات برای ادغام نیروهای دفاعی می کند. نهاد خدمات دفاعی ترکیبی (CDS) و ایجاد دپارتمان امور نظامی (DMA) تنها در سیستم ما امکان پذیر بود ، “topdown” ، که مستقیماً توسط نخست وزیر اعلام شد. حتی در ایالات متحده آمریکا ، این قانون سازماندهی مجدد دفاعی گلدواتر-نیکلز بود که باعث تغییر شد.

یک دستور واضح و مشخص به CDS برای شروع روند تئاتر وجود داشت. همه چیز بدون مشکل پیش می رفت ، تا اینکه به سرعت شکن های معمول ، نیروی هوایی هند (IAF) و هماهنگی بین وزارتخانه برخورد کردیم. متاسفانه هر دو با محوریت چمن تغذیه می شوند و در واقع با فشار اصلاحات توسط دولت تعجب آور است.

داستان CDS پر از پیچ و خم های غیر قابل توضیح است. در ژانویه 2004 ، توسط کمیته بررسی کارگیل (KRC) و توصیه های GOM ، اصلاحات در مانع نهایی ، دفتر نخست وزیر (PMO) قرار گرفتند. دلایل اصلی رزرو نیروی هوایی (AF) و دو رئیس بود که نمی خواستند زمین چمن تولید کنند. نیروی دریایی ، استثنای شریف همیشه از ادغام پشتیبانی کرده است.

به عنوان یک مصالحه ، فرایند با ستاد موقت ستاد دفاع یکپارچه (IDS) (HQ) و اولین ستاد مشترک منطقه ای ، ارتقاress قلعه Andamans (Fortran) به فرماندهی Andaman و Nicobar (ANC) آغاز شد. همزمان ، فرماندهی نیروهای استراتژیک (SFC) به عنوان فرماندهی عملکردی مشترک تأسیس شد. تعهد مشخصی وجود داشت که این فرماندهی های مشترک خلبان هستند ، تا اصلاح و تکثیر شوند.

در طی دو دهه ، درام معمولی نمایش های جانبی زیادی داشت. گروه ویژه نارش چاندرا در حال تهیه و تهیه فیلم جدید رئیس دائمی کمیته روسای ستاد (PCCoSC) بود ، و لابی های ضد کودتا را در معرض خطر قرار داد. برای آنها ، انتصاباتی مانند کمیته ، رئیس نسبت به CDS ارجح بودند. مفهوم فرماندهی مشترک به مشعل سوز ارسال شد.

IAF در مورد مسائل یکپارچگی مجازات شده است و از استفاده از نام “HQ یکپارچه” که توسط دو سرویس دیگر پذیرفته شده است خودداری کرد. AF همچنین تلاش های ارتش برای ایجاد پایگاه های پهپاد را خنثی کرده است. از این رو ، مشورت های ناامیدکننده و بی نتیجه در مورد شیو ، شاگاون ، بیر غلیانا و بسیاری از پایگاه های پیشنهادی دیگر هرگز نتیجه نگرفتند. مسائل مربوط به مدیریت فضای هوا بزرگ شده و بیش از حد بازی شد. با امتناع از پذیرش قدرت پهپاد و برخورد با آن به عنوان بازی “صفر” بین بردارهای بدون سرنشین و بدون سرنشین ، این امر به شکل حمله تروریستی به پایگاه هوایی ما را آزار داده است.

دامنه بحث با کم شدن تعداد اسکادرانهای جنگنده شروع می شود. ادعای منابع محدود که در مورد آژانس سایبری نیز مورد استناد قرار می گیرد ، امری جالب توجه است زیرا SFC از ابتدا شروع کرد. منابع ، حتی در صورت محدود بودن قابل اشتراک و تغییر است. اعلام قابلیت منحصر به فرد برای فعالیت در حوزه استراتژیک یا تعیین خدمات دیگر به عنوان پشتیبان ، تخمین زده می شود ناخالص باشد.

مسئله ای که موقتاً به تعویق افتاده است ، ایجاد یک گروه متخصص توانمند برای یافتن راه حل ، به صورت سریع ، احتیاط خواهد بود. گرچه مهم است که با سیستمی شروع شود که نیازی به تعدیل زیاد نباشد ، اما نمی توان از پویایی ناشی از واقعیت های محیطی چشم پوشی کرد. ممکن است شاهد درگیری هایی باشیم که به حوزه های عملکردی سایبری و فضایی منتقل می شوند و باعث می شود دستورات منطقه ای کم اهمیت تر شوند. متأسفانه ، ما هنوز درگیر آژانس های این حوزه های نوظهور هستیم.

حتی در این مرحله با تأخیر ، برخی از موضوعات نیاز به پرچم گذاری مجدد دارند. مهمترین مورد مربوط به حوزه دریایی است ، که در آینده برای وزنه تعادل ایده آل چین خواهد بود و جهت گیری زمین محور انحرافی را کاهش می دهد. داشتن دو دستور دریایی مناسب خواهد بود. اولین مورد به سمت غرب ، مطابق با فرماندهی مرکزی ایالات متحده و دوم به سمت شرق ، با فرماندهی هند و اقیانوس آرام پیوند دارد. Karwar و Vizag می توانند به عنوان ستاد مرکزی تعیین شوند. در صورت بحث غنیمت ، شرقی مانند ANC می تواند بر اساس چرخش باشد.

مفهوم فرماندهی AD ، اساساً فرمول بندی عملکردی ، باید با دقت بین مرکزیت و خودمختاری برای فرماندهان عملیاتی متعادل شود. برخی منابع معتقدند که فرماندهی منفرد دریایی و AD می تواند با توجه به غنایم صورت گیرد ، با اختصاص AF و نیروی دریایی ، هر یک از چهار.

بازگو کردن سیر تحول سالن های تئاتر در ارتش مهم است ، زیرا AF تحت برابری عدالت از برابری عددی استفاده می کند. در یک مرحله ، AF حتی از ارتش پیشی گرفت ، تا اینکه SWC مجاز شد. در استقلال ، ارتش دارای فرماندهی غربی ، جنوبی و شرقی بود. تمام جنگها در جبهه غرب تا سال 1971 تحت فرماندهی غرب و جنوب انجام می شد. ستاد فرماندهی شرقی واقع در Lucknow ، تنها پس از درمان شوک چینی در سال 1963 از آنجا خارج شد. این امر باعث افزایش فرماندهی مرکزی شد. شمال در سال 1972 و South Western ، یک overkill ، در سال 2005 ظاهر شدند.

منابع آگاه در حال بحث در مورد مکانهای پیشنهادی برای مقرهای اصلی و حتی فرمولاسیون منحصر به فرد وضعیت موجود هستند ، جایی که ممکن است فرماندهی شمالی از ورزش دور باشد. شروع با دو دستور تئاتر عملی است ، هر کدام در هر دو مرز. پوشش شمالی لاداخ (شامل کارگیل و سیاچین) ؛ HP و مرزهای اوتاراخند ، با مقر اصلی در Chandimandir. پایگاه های نصب و تدارکات برای Ladakh و HP در Tricity واقع شده است. فرماندهی شرقی ، با منشور فعلی ، می تواند با ستاد فرماندهی در Kolkatta ادامه دهد. تغییر HQ به Lucknow ، علاوه بر این ، در حالت از راه دور ، “Act East” خواهد بود.

در مرزهای غربی ، می توان فرماندهی NW (مقر اصلی در اوودامپور) را به کل مرزهای J&K سپرد ، که به مناطق برآمدگی شکرگره ، تا گورداسپور گسترش می یابد. بر این اساس می توان فرماندهی را با یک سپاه حمله کرد. فرماندهی SW (مقر فرماندهی در جیپور) می تواند بخش تعادل IB را بدست آورد و با سپاه دوم اعتصابی و دو لشکر زرهی گروه بندی شود. این فرمول چهار تئاتر زمینی متناسب با تغییرات زمین ، اطمینان از کنترل زمان کنترل را فراهم می کند.

این دلگرم کننده است که بحث بین وزارتخانه در مورد کنترل عملیاتی نیروهای پلیس مسلح مرکزی در دستور کار قرار گرفته است. امیدوارم ، وزارت امور داخلی اتحادیه با بزرگواری اجازه اتحاد فرماندهی را بدهد. بدیهی است که گارد امنیت ملی ، قوی ترین نیروی ضد تروریسم ، تحت آژانس عملیات ویژه قرار گیرد.

امید است که از جنبش فعلی برای به روزرسانی آژانس سایبری به عنوان فرمان کامل استفاده شود. وضوح اولیه ، اسپات های قابل پیشگیری را که به نظر می رسد سلسله مراتب بالا در حال حاضر درگیر آنها هستند ، جلوگیری می کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>