هوش درخشان آقا ، آلبرت اینشتین و سرعت ذکاوت آقای شرلوک هلمز -2

[ad_1]

برای توضیح رابطه بین هوش و دنیای داخلی و خارجی فرد ؛ تحلیلی ، خلاقانه و عملی به ترتیب شامل هر گروه زیر نظریه است.

درک ماهیت م theلفه های هوش برای درک ماهیت هوش کافی نیست زیرا هوش بیش از مجموعه ای از م processingلفه های پردازش اطلاعات است. اشترنبرگ معتقد بود که فقط با درک م theلفه های پردازش بر اساس آزمون هوش ، به سختی می توانیم بفهمیم که چه چیزی باعث می شود فرد یک فرد باهوش تر از دیگری باشد.

به عنوان مثال ، کسی ممکن است کتاب هوشمند باشد اما فاقد خلاقیت و هوشمندی خیابانی است.

ممکن است فرد دیگری خلاق باشد ، اما فاقد مهارت های تحلیلی و عملی است. دیگری ممکن است کاملاً عملی باشد اما فاقد توانایی های خلاقانه و تحلیلی دیگران است.

با تلفیق هوش تحلیلی ، انتقادی و عملی می توانید به یک هوش موفق برسید.

كمي شناخته شده است كه انيشتين يك ويولنيست ماهر بود و حتي كمتر شناخته شده بود كه اگر علم را دنبال نكرده باشد ، او گفت كه يك نوازنده خواهد بود:

“من رویاهایم را در موسیقی زندگی می کنم. من زندگی خود را از نظر موسیقی می بینم. ” گفت انیشتین.

موسیقی را می توان یک محرک پیچیده دانست که می تواند رمزگذاری یک رویداد را غنی کند و در نتیجه بازیابی بعدی آن را تقویت کند. با این حال ، چندین یافته نشان می دهد که موسیقی همچنین می تواند در عملکرد حافظه تداخل ایجاد کند. درک بهتر فرآیندهای رفتاری و عصبی درگیر می تواند به طور قابل توجهی دانش را بهبود بخشد و کارآمدترین مداخلات مبتنی بر موسیقی را روشن کند.

دکتر واتسون در The Red Headed League نوشت: “هولمز نوازنده ای مشتاق بود ، نه تنها خودش یک مجری بسیار توانا و بدون شایستگی معمولی بود.” کارآگاه از موسیقی در انواع مختلف از جمله اپرا ، موسیقی کنسرت و ساخته های مبهم لذت می برد. ارادت خاص وی به موسیقی از تعداد مراجعه در داستان ها مشخص بود.

واتسون چندین بار از نواختن ویولن هولمز نام برد.

موسیقی قشر جلوی پیشانی ما را افزایش می دهد. ذهن به عنوان مجموعه ای از دانشکده ها در درک ، به خاطر سپردن ، ارزیابی و تصمیم گیری دخیل است. ذهن به نوعی در مواردی مانند احساسات ، ادراکات ، احساسات ، حافظه ، خواسته ها ، انواع استدلال ، انگیزه ها ، انتخاب ها ، ویژگی های شخصیتی و ناخودآگاه منعکس می شود.

سالها پیش دانش کمی در مورد عملکرد زیر مناطق قشر پیشانی انسان وجود داشت.

بیشتر افراد باهوش به دلیل: نداشتن انگیزه ، عدم کنترل انگیزه ، عدم پشتکار ، ترس از شکست ، تعلل ، عدم توانایی در به تأخیر انداختن رضایت خاطر و به دلیل داشتن اعتماد به نفس بسیار کم یا بیش از حد ، شکست می خورند.

من که کتاب شناس هستم ، دانش محبت آمیز دارم و یک بیماری مزمن آبلیوفوبیا دارم ، به سخنان محترم آقای شرلوک هولمز اعتقاد دارم ،

“من فکر می کنم که مغز یک مرد در اصل شبیه یک اتاق زیر شیروانی خالی است ، و شما باید آن را با مبلمان مورد نظر خود ذخیره کنید. یک احمق هر نوع الوار را که به آن برخورد می کند ، می گیرد تا دانش مفید برای او شلوغ شود ، یا در بهترین حالت با بسیاری از چیزهای دیگر سر و صدا کند ، به طوری که او در تخمگذار مشکل دارد دستانش روی آن است. در حال حاضر این کارگر ماهر در مورد آنچه که در اتاق زیر شیروانی خود استفاده می کند بسیار دقیق است. او چیزی جز ابزارهایی نخواهد داشت که ممکن است در انجام کار به او کمک کند ، اما او دارای مجموعه ای بزرگ است و همه آنها به ترتیب عالی هستند. تصور اینکه آن اتاق کوچک دارای دیواره های الاستیک است و می تواند تا هر اندازه گسترش یابد اشتباه است. به آن وابسته باشید ، زمانی برای هر دانش اضافی فرا می رسد که چیزی را که قبلاً می دانید فراموش می کنید. از این رو بسیار مهم است که واقعیتهای بی فایده ای را از دست ندهید که موارد مفید را بیرون بکشد.

حالات و روندهای ذهنی من ظاهراً از چیزهای مختلفی تشکیل شده و در قلمرو دیگری قرار دارد. من از این تمایل رایج برای برابر کردن ذهن با مغز و فرضیات همراه در مورد مرزهای مکانی قلمرو شناختی انسان چشم پوشی می کنم. مغز من به طور طبیعی سازگار است و خاصیت انعطاف پذیری طبیعی و مدار منحصر به فرد مغز ، تا حدی شکسته ، آن را به برتری پلاستیکی تبدیل می کند و باعث می شود هر چیزی را تحمل کنم و قربانی نشوم بلکه یک جنگجو باشم ؟؟ شاهزاده.

من خیلی تحریک شده ام. ذهن من هرگز متوقف نمی شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>