هند – Betwixt و بین – نه یک کشور اقتدارگرا و نه یک لیبرال دموکراسی

[ad_1]

(هند نه یک کشور استبدادی است و نه یک دموکراسی اصیل است. مودی در قالب استالین یا هیتلر ظالم نیست و از فضائل لیبرال دموکرات برخوردار نیست. بسیاری از گزارش های بین المللی از نهادهای مختلف تحقیقاتی در مورد هند و رتبه بندی دموکراسی آنها بسیار چشمگیر است. اغراق آمیز ، گمراه کننده و تحریف شده به نظر می رسند که در کنار پاکستان به عنوان بخشی از آزاد یا پایین تر از لیبی در شاخص خوشبختی قرار بگیرند. اما بی توجهی کردن به آنها کاملاً کشنده و به ضرر منافع هند و موقعیت جهانی است ، زیرا حاوی عناصر حقیقت هستند.)

هند بین دو کشور به نظر می رسد – نه یک کشور اقتدارگرا و نه یک دموکراسی ، نه یک اقتصاد پیشرفته و نه یک کشور عقب مانده. این پیشرفت علمی بزرگی داشته است ، اما بسیاری از مردم و رهبران سیاسی آن نیز تحت افسانه های باستانی شکوه گذشته ما هستند و در خرافات قدیمی از دست رفته اند. این نه یک کشور هندوی توتالیتر است و نه یک دموکراسی روشن با اعتبار سکولار ، نه توسط یک دیکتاتور اداره می شود و نه توسط لیبرال دموکرات اداره می شود. هند و ایده هند نه كاملاً یك چیز است و نه به درستی چیز دیگر. این همیشه یک معما بوده است.

گزارش های بین المللی هند را از بسیاری از پارامترهای تعیین کننده دموکراسی پر جنب و جوش پایین می آورد ، اگرچه ممکن است کاملاً دقیق نباشد ، اما برداشت هند ، چراغی که تاکنون برای سایر نقاط جهان روشن شده است ، در خطر تبدیل شدن به یک دموکراسی در حال کاهش است. ادراک مهم است. آیا مودی یک مستبد قابل مقایسه با دیکتاتورهای گذشته ، استالین اتحاد جماهیر شوروی سابق ، هیتلر آلمان است که میلیون ها نفر را به قتل رسانده است؟ یا می توان او را به استبدادهای امروزی تشبیه کرد – پوتین روسیه ، اردوغان ترکیه ، محمد بن سلمان حاکم فعلی عربستان سعودی یا شی جین پینگ چین – برخی از آنها در حذف بی رحمانه مخالفان خود از طریق خون دریغ نکرده اند روش های چسباندن یا به سادگی آنها را بدون هیچ اثری یک شبه ناپدید می کند؟ چنین مقایسه هایی ممکن است بسیار دور از ذهن باشد. شدیدترین و تلخ ترین منتقدان برجسته وی – رهبران سیاسی و روشنفکران آزادانه پرسه می زنند ، و به میل خود به او حمله می کنند و به وفور از او انتقاد می کنند. آیا می توانید یک Rahul Gandhi یا Mamata Bannerjee ، یک Pratap Bhanu Mehta یا Ram Guha پس از انتقاد از این دولتها آزادانه در چین یا روسیه قدم بزنید؟ اما آیا این باعث می شود مودی به یک لیبرال دموکرات تبدیل شود؟ هیچ کس نمی تواند آن گواهی را به او بدهد. به ازای هر رام گوها یا PB Mehta ، تعداد زیادی سودا بهارداوج و تالتمبس وجود دارد که بدون محاکمه سریع و منصفانه در زندان خسته می شوند. میلیون ها هوادار او که او را بعنوان یک خدای کوچک می بینند بسیاری از روشهای خودکامگی او را تأیید می کنند. کشور مسکونی بود ، سلف او ضعیف بود. مسیحی لازم بود و مودی فرستاده شد.

مودی کاملاً مدرن است اما خدایان دروغین را نیز پرستش می کند – او به انرژی خورشیدی و واکسن ها و هواپیماهای جنگنده رافائل فشار می آورد اما همچنین با تشویق عموم مردم به ضرب و شتم گنگها و کنه ها در ساعت های فرخنده بر اساس عدد شناسی باستان ، انرژی کیهانی را برای بیرون راندن ویروس کووید فرا می خواند. او هند را به عنوان بزرگترین تولید کننده واکسن در جهان تحسین می کند اما همکاران کابینه خود را هنگامی که داروهای voodoo بابا را برای مبارزه با ویروس کرونا راه اندازی می کنند ، کش نمی آورد ، دارویی که هیچ مدرک بالینی برای آزمایشات ندارد و توسط انجمن پزشکی هند محکوم می شود. او به تعبیری مانند هندی های بی شماری است که مدرنیته را می پذیرند بدون اینکه از خرافات مبهم خود دست بردارند.

مودی استبدادی نیست که بسیاری از روشنفکران هندی وی را با او مقایسه کنند ، اما فدائیان مودی ممکن است نتوانند به طور م theثر اتهامات بسیاری از راه های استبدادی او را مطرح کنند. سخنرانی آتشین وی – چه در معبد رام ، ممنوعیت استفاده از گوشت گاو و محافظت از گاو مقدس ، تعریف محدود حزب از ملی گرایی ، عدم تحمل انتقاد ، CAA و وضعیت مهاجران ، حمایت او از یک سیاست اکثریت گستاخانه – ممکن است عدالت هوشیارانه را ترغیب کرده باشد منجر به قتل از طریق لنچ کردن افراد بی گناه در میان جوامع اقلیت می شود. سکوت او در بعضی مواقع و عدم تمایل به مهار مقامات بیش از حد خود و عناصر خشن حزبش می توانست منجر به زندانی شدن بسیاری از دانشگاهیان مخالف ، روزنامه نگاران منتقد و دانشجویان معترض شود و می تواند باعث ایجاد خشونت بین اقشار مختلف جامعه شود. ادعا می شود ، تمایل وی به اصلاحات با هجوم آوردن به آنها از طریق دستورات اجرایی و دستورالعمل های بدون مشورت ، حتی اگر حسن نیت ممکن است باعث بدبختی مردم او شود.

حتی در این صورت ، آیا هند یک کشور استبدادی است؟ آیا مردم آن خوشحال هستند؟ آیا آنها آزاد هستند؟

موسسه V -Dem سوئد که گزارش سالانه دموکراسی خود را منتشر می کند ، هند در گزارش سال 2021 خود را به عنوان یک خودکامگی انتخاباتی توصیف کرده است. اگر حقیقت داشت ، بسیاری از نهادهای رسمی هند از بین رفته اند ، از جمله ماشین آلات انتخابات و دموکراسی کاملاً تضعیف می شود ، و رسانه ها را سرکوب می کنند ، دهلی توسط کجریوال ، پنجاب توسط عماریندر ، آندرا توسط جگان ردی که مسیحی است اداره نمی شود Telangana توسط K Chandra Shekhar Rao. تقریباً 70 درصد هند تحت کنترل کشورهای غیر BJP قرار دارند. در انتخابات بدنه مدنی محلی که در آندرا پرادش به تازگی به پایان رسید ، کنگره جگن ردی BJP را کاملاً نابود کرد. با این وجود عناصری از حقیقت در گزارش وجود دارد.

شاخص Freedom House واشنگتن – هند را به عنوان بخشی از دموکراسی آزاد ارزیابی کرده و آن را در همان براکت پاکستان قرار داده است. گزارش جهانی خوشبختی 2020 توسط گزارش توسعه پایدار سازمان ملل ، هند را در 139 کشور از 149 کشور برجسته قرار داده است – و هند را در زیر این کشورها قرار داده است – لیبی ، 80 ، بلاروس 75 ، ونزوئلا 107 نیجر ، 96 ، پاکستان ، 105 ، سعودی 21.

بنابراین وقتی یک نهاد تحقیقاتی بین المللی هند را در زیر عربستان سعودی قرار می دهد به عنوان مثال در شاخص خوشبختی ، جایی که یک روزنامه نگار مخالف ، یک تبعه سعودی را می توان توسط جوخه اعدام قطعه قطعه کرد و در اسیدها حل کرد و در آنجا مردم را به دلیل نقض قوانین اسلامی و یک زن زنا را می توان تا حد سنگسار کشت ، شما در کمال ناباوری به سر می برید که سرخپوستان کمترین خوشبختی را در جهان دارند و مایلید گزارش های تحقیق را حذف کنید. یافته ها و تعمیمات حاصل از آمار اغلب می تواند واقعیت را تحریف کند. اگر یک مرد میله آهن گرم قرمز را در دست چپ و یخ را در دست راست خود نگه دارد. او از یک طرف سوزانده خواهد شد و از طرف دیگر دچار سرمازدگی خواهد شد. اما یک آماری می گوید میانگین دمای بدن او خوب و گرم است.

اما با این وجود بی توجهی به این گزارش ها بی منطق خواهد بود.

بسیاری از رهبران قدرتمند به راحتی در آنچه برتراند راسل به نام The Administrator Fallacy خطاب می کند ، قرار می گیرند. وی خاطرنشان كرد كه آنها تصور می كنند دولتی كه آنها اداره می كنند یك ارگانیسم مرتب و مرتب و همگن است. و آنها مایلند مردان را در سیستم ها جای دهند تا سیستم ها را در مردان. انسان ها و جوامع آنها از نظر خواسته ها ، ویژگی ها و تمایلاتشان بی نهایت پیچیده و متنوع هستند. تنوع ، خلاقیت ، آزادی و آزادی شرط لازم پیشرفت و سعادت و شکوفایی دموکراسی و تمدن است.

هند بر سر دوراهی است. اکنون هند باید به کجا برسد؟ آیا مودی باید توسط مشاوران یکپارچه خود که از سیاست انزوا و ناسیونالیسم عضلانی بی جا و عمل و سیاست و حاکمیت حمایت می کنند و جامعه ای را نسبت به جامعه دیگر ترجیح می دهد و خود اتکایی به درون مرزهای هابری ها را پشتیبانی می کند ، هدایت شود؟ این مسیر ممکن است هندوستان را به یک “فضای تبعیض نژادی ..” همانطور که آرتور کوستلر گفت و رشد آن را از “افکار و اقدامات روزافزون” متوقف می کند ، و یک ملت را “درهم و برهم از دیوارهای باریک داخلی” ترک می کند.

برعکس ، آیا او باید به دنبال ساختن یک دموکراسی اصیل باشد که بتواند یک محیط سالم از دنیای اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را فراهم کند که تنوع غنی زبان ، ادبیات ، موسیقی و هنرهای ما را به یک زندگی شاد و برابری طلبانه شامل و تغذیه کند. جامعه؟ خطی از ریگودا را می توان به یاد ما آورد – “بگذارید افکار نجیب از هر طرف به ما برسند. “

هند می تواند با پیروی از مسیر اخیر و مودی ، چراغ پیشرو در خیرخواهی ملت ها باشد ، با داشتن مأموریت و قد و قامت مناسب ، هند را به آن مقام والا سوق می دهد.

اگر او چنین می کرد ، می تواند میراث ماندگار او باشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>