نوشیدن در سعادت بنام – زندگی

[ad_1]

در آنچه زندگی ارائه می دهد غوطه ور شوید.
مانند یک ورق کاغذ بلات ،
احساس خود را ایجاد کنید ،
با دانش و صبر ،

کوری و نادانی ،
شما را به جایی نمی رساند ،
آگاه نباش

روشنایی از طریق بیدار شدن روح حاصل می شود ،
استقبال از تغییر با آغوش باز ؛

روش های مختلف برای یادگیری ،
آینه ها را به پنجره تبدیل کنید ،
ما توسط خود فرومایه ناچیز هیپنوتیزم می شویم.
در دریای کوری اقامت کنید.
شباهت حقیقت؛
ما در حال سکون هستیم که می دانید.
آرام در جهل
در خلسه
خیال پردازی از قبل

گام جسورانه برای استقبال از تغییر ،
رقص رقص آگاهی ؛
رعایت انطباق
شما را به معماری فروپاشی خود تبدیل می کند و می پوسید.
من ترجیح دادم که قارچ قارچ نکن

ما به دنبال عدالت هستیم
دیگران را از سخت کوشی بلند کنید
صدای داخلی آنها را روشن کنید
بسیاری در بخشی از بیماری در بیماری زندگی می کنند

زندگی معرکه مردم است
برخی dunce هستند.
آنها علم را نمی فهمند
مانند قارچ ظاهر می شود ،
ارتدکس ، حساسیت را تحقیر کنید
در جهل اقامت کنید.
جایی که نادانی استاد است
آنها نسخه را برای فاجعه تحویل می دهند.

برتری نسبت به جرم
خرد کردن دیگران

آدمانت ، راه درمان شده
کاوش در سفر زندگی شگفت انگیز
بدون نفس کشیدن

تأخیر هرگز گزینه ای نیست
جهش های ظهور عمل
مغزها را در بالای شانه قرار دهید
بدون وجدان مه آلود
کسب دانش
به اصطلاح جمعیت عمل من را بی آبرو کرد
هرگز علم را رها نکنید
واکنش دردناک تجربه شده ،
ناامیدی ، بدبختی
با این وجود با قدرت جلو رفت
در عذاب طاقت فرسا ، بیماری
در دنیای مه آلود با پوسیدگی ،
م fد همدلی بی شکل

Bibliophage: عاشق کتاب ، کرم کتاب؛
کتاب شناس ، خواننده من هستم
تخم مرغ ترک خورده ، شکسته در سر ،
روده ریخته ، روده ریخته ،
تحقیر كننده من آجیل هستم.
Forget the World نیاز به ادعای مالکیت دارد
از نو؛ یکبار دیگر.

مهم نیست که درون هسته شما چه می شکند ،
تلاش شجاعانه و بی پروا
خسته از ناامیدی
من به من امید داده ام
برای فردایی بهتر ،
مادر مثل فرشته ای است که مرا راهنمایی می کند
از غم من

در حال آمدن راه
نوپایان ،
کسانی که دست به دست هم می دهند
اشتیاق را روشن کنید
با تو پرواز بی باک ،
صرف نظر از همه بی معنی ،
آنها را به سمت ترس و جدال سوق دهید.
علوم تجمعی پیشرفت می کند ؛
یک فرضیه به یک نظریه تبدیل می شود ،
با این حال آنها به انطباق پایبند هستند.
ظاهر یکهزارمین دوره ماسترو ،
نفرت انگیز بوی دانش ، احساسات

خطرات موجود در مسیر بقا هستند.
بله ، بازدید از عرفان
غیرانسانی ، بسیار آزار دهنده است
با عبور از راه خود ، فریب را کشف کنید ،
آنها خطرات بیماری ضعف هستند.
آنها را سازگار کنید ،
با اشاره های هیچ فردا
بدون اندوه؛
ذخیره آنها به زودی پایان می یابد ،
آنها از تخم لانه می بالند ،
شما را در خویشاوندی ، قابل قبول بودن به دام بیندازید
شما به یك سوراخ فرو نمی روید ،
تا آخر بازی متوقف شوید

فردی دوست داشتن و دوست نداشتن شدید
مطمئن بودن که به من علاقه مند است و مطمئناً علاقه ای ندارد
حدس زدن
“اگر بیشتر ما ارزش غذا و هلهله و آواز بالاتر از طلای احتکار شده را داشته باشیم ، این یک مزیت بیشتر است
جهان “

آیا اینطور است؟
دنیا سرد به نظر می رسد؟
آتش درون را روشن کنید
آن را گرم کنید ، کسانی را که مبارزه می کنند تحسین کنید
یک مبارزه است ، سرعت را کاهش می دهد

از کسانی که ذهن محصور در آنها محصور است نفرت کنید.

مردم این مسئله را انکار می کنند و در پیله های خود-چرخیده ، شادی ، شادی و احتکار زندگی می کنند
“طلا” فقط برای خودشان. –

همه چیزهایی دارند
آنها آرزو می کنند یادآوری نکنند.
به هر زندگی
مقداری باران باید ببارد.

قلب من یک دنیای بی انتهای زیرزمینی است که با آرزوهایی برای نوشیدن در سعادت بنامد

“زندگی”
با این حال به اصطلاح
نیازهای من را غرق کن
راحت و راحت در اختیار آنها قرار گرفت ،
با این حال آنها نمی توانند اجتناب ناپذیر اجتناب ناپذیر را اجتناب کنند.

هنگام گذر از دره های زندگی
و فکر کردن چاره ای نیست ،
بدون شک امید وجود دارد.

هرگز زندگی خود را زندگی نکنید
در گذشته
از هر روز لذت ببر
انگار آخرین شما باشد

بهتر است متنفر باشد
برای آنچه شما هستید
از دوست داشتن شدن
برای چیزی که نیستی

وقتی خدا
در میان است ،
شکست دادن
وجود ندارد



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>