نفوذ دستفروش برای امرار معاش؟

[ad_1]

شاید سریعترین گزینه شغلی ، مطمئناً تا آنجا که آرزو می رود ، باید یک گزینه تأثیرگذار باشد. تأثیرگذار صرفاً برچسبی نیست که کسانی که تعداد معقولی از پیروان را در شبکه های اجتماعی مدیریت می کنند به خود می دهند ، این یک حرفه مشروع است که برای برخی از پزشکان موفق تر ، مبالغی بسیار قابل احترام کسب می کند. مارک های مختلفی مشتاق استفاده از خدمات آنها ، کمک به فروش کالاهای خود یا تقویت پیام خود هستند.

برخلاف مشهور سنتی ، آنها به سختی در خارج از حلقه انتخابی خود شناخته می شوند. با این حال ، در محدوده نفوذ خود ، آنها می توانند به پیروانی به اندازه بزرگ و حداقل به اندازه یک ستاره معمولی علاقه مند شوند.

جالب است که این برچسب بسیار آشکارا تاثیری را نشان می دهد که این افراد به دنبال ایجاد آن هستند. به طور معمول تأثیر به عنوان محصول جانبی محبوبیت دیده می شود. اما در دنیای بازار گرا چرا باید دور بوته زد؟ آنها به جای اینکه خود را متخصص یا علاقه مندان بنامند ، خود را بر اساس آنچه برای کسانی که مایل به بهره برداری از استعدادهای خود هستند ارائه می دهند. تعداد معدودی وجود دارند که در برابر این اصطلاح مقاومت می کنند و ترجیح می دهند آنها را خالق بنامند اما در اقلیت هستند.

هدف از وجود آنها عمدتا بیرونی است. فاصله بین تأثیرگذار و تأثیرگذار خوانده می شود در نگاه اول بسیار ناچیز است اما تغییر اندکی در تأکید گویاست. هدف تأثیرگذار تأثیرگذاری نیست ، که فقط به عنوان نتیجه طبیعی استعداد اصلی آنها اتفاق می افتد. با این حال به نظر می رسد برای تأثیرگذاران کل تأثیرگذاری بر دیگران است.

در یک سطح ، مانند بسیاری دیگر از پدیده های مرتبط با دنیای دیجیتال ، این نشان دهنده دموکراتیزه شدن نه تنها ایده مشهور بلکه آنچه ما در زندگی خود مهم می دانیم است. مشهور سنتی باید در چیزی که به طور طبیعی توجه ما را به خود جلب می کند ، سرآمد یا حداقل ویژگی داشته باشد – سینما ، موسیقی ، ورزش یا حداقل زرق و برق و ادویه. آنها معمولاً بخشی از فعالیتی هستند که بزرگتر از عمر است و مقیاس آنها را می مالد.

از طرف دیگر ، تأثیرگذار بیشتر به کارهای روزمره می پردازد. چه لباسی بپوشید ، کجا خرید کنید ، نحوه انتخاب از بین دو مارک یک وسیله ، نحوه آرایش ، نحوه افزودن جنبه هایی به شخصیت خود ، نحوه مطالعه برای آن امتحان مهم ، چه عواملی باعث مصاحبه خوب می شود ، اینها نوع س influenceالاتی است که بسیاری از تأثیرگذاران به آنها پاسخ می دهند. این ارتباط فاقد پیچیدگی تبلیغات سنتی است و همین چیزی است که به آن حس اصالت می بخشد و باعث می شود دوباره قابل استفاده باشد. از نظر پیروان این تأثیرگذار ، آنچه آنها دریافت می كنند ، حكمت از نوع خود در مورد مواردی است كه از نظر آنها در یك زمینه زنده مفید است. از این لحاظ ، تأثیرگذاران تأثیر مستقیم بیشتری بر رفتار مردم برخلاف مشهور متعارف دارند. دلیل محبوبیت آنها مهارت درک شده آنها در همان اعمال مصرفی است که آنها برای دیگران تحت فشار قرار می دهند.

بینش کلیدی که تأثیرگذاران بر آن عمل می کنند این است که توجه عمومی لزوماً به نمایش های بزرگ احتیاج ندارد. کوچکترین اقدامی که می تواند ایجاد علاقه بسیار زیاد باشد ، به شرطی که چیز جدیدی در این زمینه وجود داشته باشد. به همین دلیل است که اینترنت مملو از ساده ترین و بعضاً مضحک ترین فیلم ها است که میلیون ها بازدید را به خود اختصاص می دهد. این واقعیت که افراد زیادی مایل به پیگیری جعبه گشایی محصولات یا افرادی که در حال انجام کارهای روزمره هستند یا به سادگی مشغول انجام امور روزمره خود هستند ، اثبات این موضوع است.

نوعی تأثیرگذار دیگر نیز وجود دارد که نقش آنها سرگرمی بیش از آموزش است. ستارگان تیک توک ، کمیک های استندآپ ، خواننده ها ، رقصنده های برجسته – جریان کاملاً جدیدی از استعدادها در زندگی ما جریان دارد که توسط دروازه بانانی که تاکنون در این فضاها گشت زنی می کردند ، بدون واسطه فعالیت می کنند. توانایی رساندن استعداد خود به طور مستقیم و بدون کمک یک واسطه به مخاطب احتمالی ، آزاد کننده و چالش برانگیز است. به طور بالقوه هرکسی می تواند به یک ستاره بزرگ تبدیل شود ، اما بازار توجه عمومی یک بازار کاملا رقابتی است.

تأثیرگذاران همچنین حس کینه را برانگیخته می کنند ، زیرا بسیاری آنها را مدعی می دانند. یک مفهوم ریشه ای مشخص وجود دارد که چه نوع افرادی حق دارند به عنوان افراد مشهور دیده شوند. بدون هاله ای که رسانه های جریان اصلی حتی به ستاره های درجه C اعطا می کنند که باعث می شود آنها به شهرت برسند ، این تأثیرگذار اغلب به عنوان یک مروج خود پرفروش دیده می شود که سخت تلاش می کند. این کمک نمی کند که در برخی موارد ، افراد تأثیرگذار از انعطاف پذیری عضلات شبکه های اجتماعی خود برای کسب مزیت برای خود خجالتی نداشته باشند.

یک تناقض اساسی وجود دارد که در قلب نقش تجاری که تأثیرگذاران بازی می کنند ، قرار دارد. آنها محبوبیت زیادی خود را مدیون این واقعیت هستند که وقتی چیزی را توصیه می کنند ، مشاهده می شود که هیچ علاقه دیگری به جز مخاطبان خود ندارند. هنگامی که آنها صرفاً به دلیل اینکه برای این کار به آنها پول پرداخت می شود ، مارک ها و محصولات را شروع می کنند ، اساساً اعتماد را که با بهره برداری از آن به دست آورده اند ، پول در می آورند. برخی از افراد تأثیرگذار بسیار مراقب هستند که علایقی را که واقعاً به آن اعتقاد ندارند نشان ندهند ، اما این قاعده کلی نیست.

جالب است که اخیراً ASCI (شورای استانداردهای تبلیغاتی هند) قوانین جدیدی را وضع کرده است که اعلام تأثیر منافع تجاری خود را در هر چیزی که توصیه می کنند برای تأثیرگذاران اجباری می کند. این یک مداخله ضروری است ، زیرا پولی که امروز افراد تأثیرگذار را تعقیب می کند با سرعت فزاینده ای در حال رشد است و نوعی حمایت از مصرف کننده نیز به تأخیر افتاده است. در دراز مدت ، این امر احتمالاً برای اکوسیستم تأثیرگذار مفید خواهد بود ، زیرا به مشروعیت بخشیدن به موسسه فروش تأثیرپذیری پرداخت می شود.

چیزی که شاهد ظهور یک حرفه جدید – یعنی مصرف – هستیم. اینفلوئنسرها با ترجمه زبان آن در اصطلاح مصرف کننده عادی ، نقش کاتالیزوری مصرف را دارند. همانطور که بازار تعداد بیشتری از انتخاب ها را به سمت بالا سوق می دهد و مصرف به عنوان بخشی مهم از هویت و تصویر شخصی فرد تبدیل می شود ، نقش آنها فقط رشد می کند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>