نبرد سخت انتخاباتی امروز را فراموش کنید ، بگذارید جنگ واقعی قهرمانانه را به یاد بیاورم

[ad_1]


باچی کارکاریا

Erratica باچی کارکاریا و شخصیت ورود ناموزون آن ، الک اسمارت ، از سال 1994 که ستون در کلانشهر روز شنبه آغاز شد ، لیگ دنباله داری رو به رشد دارد. کمی بیش

جشن های 50 ساله بنگلادش خاطرات فاجعه و پیروزی را برانگیخت. به عنوان یک هون بونگ ، نقاط عطف آزادی بنگلادش به خانه و قلب نزدیکتر بود. من مسحور شده جلوی رادیو نشستم و به “ژنرال SHFJ Manekshaw” apro گوش می دادم و ارتش پاکستان را به زمین گذاشتن اسلحه دعوت می کرد. روزنامه های صبح روز بعد ، كاملاً جنرال سپهبد AAK نیازی را امضا كردند كه با سرلشكر ما Jagjit Singh Aurora در سمت چپ خود ، ابزار تسلیم را امضا می كرد ، و ژنرال JFR ژاكوب در تلاش برای پنهان كردن پوزخندی بدون سرباز.

این فقط “چکمه های روی زمین” نبود. نبض من در معرکه سازی خلبانان جنگنده هواپیمایی رئیس ارشد مارشال PC Lal در نبرد سرنوشت ساز بر سر بویرا تند شد. سریعتر هنگامی که اسکادران 22 IAF از پایگاه کالایکوندا برای دفاع از فرودگاه Dum Dum کلکته سفارش شد. چقدر زبان جوان من برتری “مگس های ما” را در مقابل “صابرهایشان” از بین برد. در مورد نیروی دریایی ارتش ، من خیلی دیرتر از کتاب جسارت دریادار SM ناندا از کتاب “مردی که کراچی را بمب گذاری کرد” کشف می کنم ، اما ناوگان هفتم به طور خطرناکی به ما نزدیک بود و توسط طرفدار پاک نیکسون به خلیج بنگال فرستاده شد. . علاوه بر این ، در پایین ساحل شرقی. دو اتهام عمیق که توسط ناخدای هشدار ناوشکن INS Rajput شلیک شده بود ، زیردریایی حمله سریع ، PNS Ghazi را غرق کرده بود. ادای احترام شاعرانه وزیر دفاع جاگجیوان رام به نیروهای مسلح ، “غازی کو تاباه کیا ، نیازی کو سابک دیا” را به خاطر می آورید؟

از ایندیرا گاندی به عنوان “دورگا” استقبال شد ، اما سوون من برای شیخ مجیبور رحمان بود. متأسفانه ، لحظه باورنکردنی ای که عمیقتر از بازگشت گل همیشه بهار او در داکا تحت تأثیر قرار گرفته است ، لحظه ای باورنکردنی است که همسایه با خبر قتلش هجوم آورد. این اولین درس من در زمینه ناسپاسی عمومی بود.

ماه ها قبل از فریاد پر سر و صدا “جوی بنگلا” ، هوا با گریه های ناامیدانه کسانی که در نسل کشی به دستور “قصاب بنگال” مورد تجاوز و کشتار قرار گرفتند ، منجمد شد. ژنرال تیکا خان تنها در یک شب 7000 بی گناه را کشته است. ده میلیون پناهنده کلکته را غرق کردند و منابع کافی و ضعیف آن را غالب کردند. شفقت جهانی نیز سرازیر شد و اشکال پوچ تر آن ، بازار خاکستری را فرا گرفت. تعداد کافی شیشه مایو وجود داشت. اما کتهای خزدار ؟!

بعداً “جوی بانگلا” به عنوان محاوره ای التهاب ملتحمه تازه لجام گسیخته شد: گویا از آن اردوگاه های جهنمی آوارگان نشات گرفته است. نبرد امروز برای بنگال نسخه بدیهی خود را زنده کرده است. هر یک از طرفها سعی کرده است با “نشان دادن چشم قرمز” طرف مقابل را بترساند.

***

الک اسمارت گفت: “اگر فقط Covid موج دار امروز یک شوخی آوریل باشد.”



لینک شده


سلب مسئولیت

این مقاله برای ایجاد لبخند به لب شما است. هرگونه ارتباط با وقایع و شخصیت ها در زندگی واقعی تصادفی است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>