نادانی ، غرور و خودخواهی

[ad_1]

ما مردان توانمندی هستیم که دارای منیت زیادی هستیم

شما کی هستید؟ یک پشه؟ تو نمی توانی بزرگتر از نفس من باشی

Ego ، هرچند توانا ،

مرگ ، که صاحب داس آشنا است ، با کمی وحشیگری

داس نمادی از زحل است ،

دیده می شود که نشان دهنده زمان ، محدودیت است

بدون هیچ تزلزل و تردیدی

یک هیولای واقعی!

انسانها چنان غرق در امور دنیوی هستند مراقب ناامیدی

وای – خواسته ها – امیدها و ترس های مضطرب

آنها هیچ وقت و ظرفیتی برای گوش دادن به صدای خدا ندارند

اما یک روح راضی با خدا تنهاست

در پهنه جهان هنوز نابود نشده است

صدای آگاهی بالاتر همیشه وجود دارد اما کسی حقیقت ابدی را درک نمی کند.

و نه به دنبال ، زیرا این نیز غرفه است ،

گرسنه شدید از حقیقت

انسان به نفس خود یا سر و صدا در اطراف خود ، سر و صدا از شلوغی گوش می دهد ،

دست و پا زدن ، دردسر ، آرنج ، دردسر

او توجهی به صدای همیشگی ابدیت ندارد.

او می تواند آن صدا را فقط وقتی به تحقق درونی برسد و ذهن همیشه پیچ خورده اش در آرامش کامل و هماهنگی درونی آرام بگیرد.

خداوند به ندای روح پاک و آرام پاسخ می دهد.

دعایی برای اعطای آن آرامش نادر که در آن صدای حقیقت شنیده شود.

گفته می شود “تغییر قانون طبیعت است.”

همه چیز در این جهان همیشه در حال تغییر است.

روند حرکت و تغییر همیشگی است.

آونگ زمان ، چرخه فصول ، حرکت سیارات ، فعالیت های حیوانات ، انسان موجودات ، همه عناصر طبیعی ، زندگی ، باد ، آب و غیره همیشه در حال تغییر هستند.

در این روند تغییر ، ارابه ثروت نیز از این قاعده مستثنی نیست.

یک فرد ممکن است امروز فقیر باشد ، اما می تواند با تلاش و کوشش خود ثروت کسب کند.

یک فرد ثروتمند می تواند با گذشت زمان به دلیل بد دهنی و کارهای احمقانه خود ، به یک فرد فقیر تبدیل شود.

انسان باید به این واقعیت زندگی پی ببرد و این موارد نباید به دنبال ثروت باشند و دچار غرور و خودخواهی کاذب شوند.

یا خودخواهی و خودخواهی است؟

شیطان فراتر از خود ما تکامل می یابد ،

رفتار خود تخریبی مربوط به خود.

او باید از راههای صادقانه ثروت کسب کند ، از آن برای کارهای خوب استفاده کند و همچنین با استفاده از ثروت خود برای اهداف خیرخواهانه به دیگر افراد نیازمند ، فقیر و مستحق کمک کند.

زندگی بشر با انواع اسارت عجین شده است.

نخست اسارت جهل وجود دارد.

ما واقعیت زندگی را نمی دانیم.

ما هدف واقعی زندگی را تشخیص نمی دهیم.

سپس پیوندهایی از وابستگی های خودخواهانه ، غرور و خودخواهی کاذب ، و لذت های گذرا از زندگی روزمره وجود دارد.

همه این اسارت ها ساخته خود شخص است و از این رو خود به خود تحمیل می شود.

ما می توانیم از طریق این شرارتها خلاص شویم لطف و محبت خدا

برای آن ، ما باید با تمام تواضع ، ذهن و روح پاک ، فداکاری واقعی و عدم دلبستگی در برابر او تسلیم شویم.

به دستان او بیفتید و تحت تأثیر او همه برابرند. همه ما از طریق مرگ و میر با هم در ارتباط هستیم.

همچنین ممکن است اینگونه تفسیر شود که مرگ یک کار جداگانه از زندگی ما را انجام می دهد ، آخرین مهلت

زمان کمی باقی مانده و کارهای بسیار زیادی برای انجام است

هیچ کس هرگز نمی داند تحقق این کار چه هزینه ای برای او داشته است

هیچ کس نمی داند که برزخ خصوصی که از طریق dolorosa که طی کرده بود بوده است



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>