موجو خود را برگردانید و نوجو را تخلیه کنید

[ad_1]

برخی از شما تعجب می کنید که معنی این اصطلاحات در کره زمین چیست. همانطور که مارشال گلداسمیت می گوید ، موجو ، “آیا آن روحیه مثبت نسبت به کاری که اکنون انجام می دهید ، است که از درون شروع می شود و به بیرون تابیده می شود.” وی همچنین ادامه داد: “برجسته ترین شواهد موجو مقایسه آن با مخالف آن ، Nojo است ، این روحیه منفی نسبت به کاری است که شما اکنون انجام می دهید و از داخل شروع می شود و به بیرون تابیده می شود”.

همه گیری قطعاً بر تأثیر افراد تأثیر گذاشته است. مردم احساس الهام خود را از دست داده اند ، انرژی پویای “بلند شدن و رفتن” خود را دارند ، ناگهان احساس بی انگیزگی می کنند و به طور کلی ذوق و شوق زندگی را تجربه می کنند. تنبلی ، تعلل ، گیر افتادن در یک ذهنیت ثابت ، احساس خستگی زیاد ، شاید فلج و کاملاً کسل کننده از نظر احساسی همه از علائم غلبه Nojo بر Mojo شما است. خوب ، اگر این آشنا به نظر می رسد ، وقت آن است که برای بازگرداندن Mojo خود تلاش کنید. آره! این بدان معناست که اعتماد به نفس ، شور و شوق ، پویایی و انرژی خود را بازیابی کرده و به یک روش الهام گرفته و پرانرژی ، به موفقیت شخصی و شغلی خود بازگردید.

من می دانم که بسیاری از شما که این مطالب را می خوانید ، یک دست کمک می خواهید ، و همچنین شاید حتی فکر راه اندازی مجدد Mojo شما هرچند هیجان انگیز ، طاقت فرسا و دلهره آور به نظر می رسد. بهترین راه برای پس گرفتن چیزی برداشتن قدم های کودک به جلو است. به یاد داشته باشید ، برای اینکه احساس زنده بودن داشته باشید ، باید جرقه خود را بازپس بگیرید و برای آن دوز ریتمیک روزانه از افکار مثبت ، روالهای مثبت و تحرک بدنی اولین قدم هستند. با حل این مسئله ، باید هدف خود را وارد مدار افرادی کنید که از آنها الهام گرفته و مشتاق هستند. افراد تحریک شده و پرانرژی تقویت کننده انرژی زیادی هستند که می توانستید در داخل تولید کنید.

تمرکز خود را حفظ کنید ، روزهایی را که با قدرت کامل موجو خود را به یاد داشته باشید به خاطر بسپارید و با آن نسخه از خود ارتباط برقرار کنید. روی آنچه در آن زمان به دست آوردید متمرکز نشوید ، بر احساس خود تمرکز کنید و آن را دوباره زنده کنید. انجام کارهایی که دوست دارید ، هرچند کوچک ، به صورت روزانه و به مدت یک ماه ، برای احیای مجدد بهره شاد شما امری خارق العاده است. فقط لیستی از 20-30 کاری را که دوست دارید انجام دهید ، تهیه کنید و هر کدام را برای روزهای ماه آینده قرار دهید. در واقع ، نوشتن اولویت های خود ، وضوح و هدف را به همراه دارد.

هر روز که کاری را دوست دارید انجام می دهید ، خود را برای انجام آن بغل کنید. در حقیقت ، برخیزید و برای جشن گرفتن آن یک دقیقه پیاده روی کنید. آن را جعل نکنید ، مجبور نکنید یا عجله نکنید ، فقط با ذوق از تجربه جشن آن لذت ببرید. مهمتر از همه ، این مقاله را نخوانید ، در لحظه مرور صفحه بعدی شارژ کنید و درایو را از دست دهید. همین حالا متعهد شوید ، Mojo خود را بازگردانید و به یاد داشته باشید که سیستم عامل آن با ترس ، عصبانیت و غم سازگاری ندارد.

ما 31 ساله هستیم ، از روز اول به شدت عاشق آن هستیم و اکنون چهار سال با یک بچه دو ساله ازدواج کرده ایم. او عاشق و دلسوز است ، اما غالباً نابالغ و تکانشی عمل می کند و همیشه توجه من را می طلبد. من ذاتاً فردی مقصر هستم و کنار آمدن با این ناپختگی کار سختی دارم. متأسفانه ، او مادر خود را 18 ماه پیش به دلیل سرطان از دست داده است ، که باعث تکانش و حساسیت بیش از حد او شده است. وقتی به او می گویم با شرایط بالغ برخورد کند ، او پاسخ خوبی نمی دهد. چگونه باید با این مشکل کنار بیایم؟

31 ساله بودن ، ازدواج با یک کودک کوچک و از دست دادن مادر آسان نیست. از نظر روحی و جسمی خسته کننده است و هیچ زمان مشخصی برای بهبودی وجود ندارد. یک محیط حمایتی تفاوت زیادی ایجاد می کند. در مورد شما مشهود است که موارد متضاد جلب می کنند و اگرچه ممکن است با جلب توجه او خسته کننده باشد و شما به دنبال بلوغ و شانتی باشید ، اما واقعیت این است که فرمولی است که به نظر می رسد تاکنون خوب کار کرده است. وقتی با هم رشد می کنید ، نیاز به ایجاد مرزهای سالم بسیار مهم است. درباره مرزهایی که می خواهید تعیین کنید ، بحث کنید و هر بار با لبخند ، آنها را با عشق ، اما محکم و روزمره تعیین کنید. او را نیز برای تعیین مرزهای خود ترغیب کنید. در ابتدا می تواند موجب آشفتگی شود ، اما در طولانی مدت ، مهم است که فضای کافی برای شکوفایی هویت و فردیت یکدیگر فراهم شود. داشتن اصطکاک ، انجام تنظیمات و نیاز به وقت گذراندن در حالی که حمایت از یکدیگر هستیم بسیار طبیعی است. این خلاصه می شود که درک کنیم احترام به اندازه عشق مهم است.

من و همسرم در خانه در مورد مسائل کوچک با هم مشاجرات زیادی داشته ایم. من تعجب می کنم که آیا استرس همه گیر به ما رسیده است؟ ما معمولاً سریع مسائل را حل می کنیم ، اما اکنون اوضاع فقط بالا می رود. باید چکار کنم؟

آره. بسیار ممکن است که تلفات انرژی ، ذهنیت ، ضریب شادی ، سطح استرس را تحت تأثیر قرار داده و همه به نقطه شکستگی برسد. برای ایجاد تغییر ، باید خود را از یک شیار و مارپیچ رو به پایین خارج کنید. بهترین راه این است که در یک تعطیلات کوچک به مکانی که توسط طبیعت احاطه شده است بروید. اثر سم زدایی cathartic است. در غیر اینصورت وقت روزمره را قطع کنید و یک ساعت از وقت یکجا را ایجاد کنید که در آن یک بازی را انجام می دهید ، چیزی خنده دار تماشا می کنید ، نوازش می کنید و به موسیقی گوش می دهید ، برای پیاده روی دست به دست می شوید. هر چیزی که ارتباط مثبتی ایجاد کند و ضریب خوشبختی به آن داشته باشد. طی چند هفته تغییرات بزرگی در پویایی خود خواهید دید.

من سال گذشته در هنگام قفل کردن با این پسر در یک برنامه آشنا شدم و به خوبی از پس همدیگر برآمدیم ، خصوصاً از این که سرگرمی های مشترک داشتیم. اما اکنون ، احساسی را که در ابتدای رابطه نسبت به او احساس کردم ، احساس نمی کنم. آیا باید وقت بیشتری به آن بدهم و صبر کنم تا کمی بیشتر شخصاً با او ملاقات کنم؟

ملاقات حضوری با او صدمه ای نمی بیند و همچنین بررسی سایر گزینه ها به شما آسیب نمی رساند. این تقلب نیست زیرا ارتباط وجود دارد ، اما هیچ تعهدی ندارد. یک ذهن باز داشته باشید و اجازه دهید شهود شما بهترین راهنما باشد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>