مهربان درخت

[ad_1]

ببین مرد هیولا
خاطرات من چگونگی کشتن او را یادآوری می کند
چگونه برادر بی گناه خود را کشت
سپس آن را پنهان کرده و تا جایی که می تواند آن را محکم کند

و ، در حالی که روح من زنده مانده است ،

همانطور که شیاطین شب گرد هنوز تلاش می کنند.

برای قطع قلب تپنده
درست از سینه توخالی ،
ساختن تمام اعتقادات
که شیاطین بهترین درک را می کنند.

و همینطور که گریه ای طولانی و تلخ را فریاد می زدم
در خستگی و درد زحمت
متورم ترین چشم ها هرگز خشک نمی شوند
صاعقه هایی که با عصبانیت ، برق زدگی و پرواز رشد می کنند
جهان از اندوه و درد غمگین است
خاموشش کن ، دوباره میاد

فریادهای خاموش سالهاست که ادامه دارد ،
اما فقط به گوش کر می افتد.

کسی که عدالت در حال بررسی مطمئن است که گریه خواهد کرد
“افتخار شما ، تاخیر چه مدت خواهد بود
چه چیزی باعث می شود عدالت متوقف شود و همه تعجب می کنند چرا؟
چرا من را محروم می کنند و چرا او بدون اسکات پرسه می زند
من درد می کشم و انسان بی پروا و حیله گری بدون سرزنش پرسه می زند
“پیگیرترین و فوری ترین سوال زندگی این است که ،” برای دیگران چه می کنی؟ “

این بیماری بدبختی و عذاب به همراه آورد
اما ضربه زندگی و روح

و خیلی زود نگه داشتن شادی مانند گرفتن آب در دستان شد

اکنون نمی توانم خواسته های روزمره ام را برآورده کنم
مرگ وحشتناکی که برادرانش مردند.
من می گوید ، او هم همین کار را با من می کند ، آقای رحمت کن.
بدن به اندازه کافی مجازات شده است
فقط مادر تغذیه را تأمین کرده است
احساس گناه و شکستگی می کنم

شنیدن کلماتی که فکر کردم هرگز گفته نخواهد شد
من همیشه به سیستم قضایی احترام می گذاشتم و می خواهم آزاد شوم

پس از تحقق سرنوشت من

سپس به نوعی درخت دادن به دنیای دیگر پناه ببرید



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>