مقداری حس گاو داشته باشید


یک گله کوچک گاو برای چریدن در مستعمره ما آمدند. آنچه در مورد آنها صحبت کردند در اینجا است:

1خیابان گاو: “خدایا! تقریباً جایی برای پیاده روی وجود ندارد که چمن های سبز را فراموش کنید. جاده ها دوباره پر از آن وسایل نقلیه زشت و تند است “، یکی از آنها به هم گاوهای دیگر می گوید.

2دوم گاو: “آره! مراقب باشید ما دوباره در معرض خطر ورود اتومبیل به ما هستیم. دیگر روزهای قفل شده است! “

1خیابان گاو: چرا نمی توانیم برخی جاده ها را منحصراً برای خود داشته باشیم.

2دوم گاو: قرار نیست حیوانات در جاده ها باشند. برای آنها و همچنین انسانها خطرناک است.

1خیابان گاو: بله ، انسانها هرجا که هستیم جنگلها را می برند و جاده می سازند و سپس آنها از ایمنی ما صحبت می کنند. چقدر همدلانه!

گاو نر: “نه ، هرچه بگویید اما حداقل در هند مقدس هستیم ، مگر نه؟ حیوانات در اینجا مورد احترام و پرستش قرار می گیرند ».

گاو اول: “بله فقط در مورد تغذیه انسان با شیر ما. و اتفاقاً ما مقدس هستیم نه شما ، شما یک گاو هستید ، “گاو با پوزخندی گفت:

گاو نر: (گیج و مبهوت) من نیستم؟

2دوم گاو: ببینید بستگی دارد. برای انسان ها این یک دنیای یک مرد است اما وقتی که به ما می آید این یک دنیای گاو است نه یک دنیای گاو. در زمان گاری های گاومیش کمی متفاوت بود. با گاری ها ، وضعیت گاوها نیز از بین رفت.

گاو نر: غمگین و ساکت.

1خیابان گاو: و هی ، آیا می دانی گاوها چه می شوند؟

2دوم گاو: ما در حال تجاوز به مناطق ممنوعه هستیم. این یک خانه ییلاقی خصوصی است. بیا بریم جای دیگه

گاو نر: گاو که از چمن خشک شده ناامید شده و از گفتمان روشنفکری خسته شده است ، اظهار می دارد: “من به انبوه زباله های اطراف می روم. مقدار زیادی غذای مانده در آنجا وجود دارد ».

1خیابان گاو: از غذا مطمئن نیستید اما مطمئناً مقدار زیادی پلی اتیلن و پلاستیک پیدا می کنید که در همه جا راه پیدا می کند. حتی به شکم ما

2دوم گاو: “مراقب باشید که سطل های حلبی و تکه های شیشه شکسته در زباله ها وجود دارد که ممکن است آنها را نبینید و بلعید. کاش آقایان ما آنقدر کافی داشتند که کل گله را تغذیه کنند “، گاو فرزانه را نشخوار می کند.

1خیابان گاو: “بله ، دوباره به موضوع برمی گردم. آیا خانه های ییلاقی عظیم مانند محلی که اخیراً از آنجا رد شده ایم ، نمی توانند ما را در جایی در حیاط خانه جای دهند و به ما علوفه بدهند؟ ”

2دوم گاو: “خوب ، زیرا کار یک جهنمی آن است که به قول بشر از ما مراقبت می کند. علاوه بر این بوی و دید سرگین ما برای انسانهای متمدن بسیار آزار دهنده است. ”

1خیابان گاو: “واقعاً! من می شنیدم که در زمان های سنتی از کود برای ساخت خانه استفاده می شده و خاصیت ضد عفونی کنندگی دارد. همچنین ، آن زمان در هر خانه ای یک گاو وجود داشت.

2دوم گاو: جامعه مدرن گاوها را در خانه های خود نگه نمی دارد. ما در عصر شهرهای هوشمندی زندگی می کنیم که گاوها و گاومیش ها مجبور به زندگی در کارخانه ها هستند و از طریق ماشین دوشیده می شوند. خوشت میاد یا نه!

1خیابان گاو: دوران مدرن و شما آن را هوشمندانه می نامید. مطمئن. به هر حال آیا انسان سرگین تولید نمی کند؟ “

2دوم گاو: “آنها این کار را می کنند اما پس از آن به زیبایی آن را می پوشانند و آن را به محل های دفن زباله و محل های تخلیه هدایت می کنند”.

1خیابان گاو: که معتقدم انسانها واقعاً می توانند خوب عمل کنند. سرپوش گذاشتن.

2دوم گاو: “سلام من نگرانم. دوست ما از انبار زباله برنگشته است “.

1خیابان گاو: “شما درست می گویید. امیدوارم که او شی sharp تیز یا خطرناکی مصرف نکرده باشد. من هنوز نمی توانم از حادثه فیل بارداری که در هند جنوبی با آناناس پر از ترقه تغذیه شده بود ، عبور کنم. ”

2دوم گاو: “اوه که غیرانسانی بود. یا بهتر بگوییم باید بگوییم که بسیار “انسانی” بود. حیوانات در تصور انسان از جهان پیشرفته جایی ندارند.

1خیابان گاو: در تصور انسان از جهان پیشرفته جایی برای کسی وجود ندارد. نه حتی برای خودشان!

2دوم گاو: “شما درست می گویید. انسانها عقل سلیم خود را از دست داده اند. امیدوارم برخی از حس های گاو بتوانند حداقل آنها را نجات دهند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>