مقابله با سندرم گلادیاتور در خاکی

[ad_1]

ماه در حال حاضر برای شهرت نیروهای پلیس فاجعه بار است ، با ادامه نمایش درهم برنده پلیس بمبئی و به دنبال آن کمین بیجاپور. این دردناک تر است زیرا من این فرصت را داشتم که نه تنها با پلیس کار کنم بلکه در سمت نمایندگی با AR ، تنها PMF خدمت کنم. در این فرآیند ، به طور طبیعی ، نسبت به شرایطی که Yodha های خاکی ما در آن خدمت می کنند ، درجه نسبتاً قدردانی ، درک و همدلی وجود دارد.

پرسنل نیروهای امنیتی جسد همکار خود را پس از حمله جنگنده های مائوئیست در بیجاپور از چاتیسگر در 4 آوریل حمل می کنند

برخلاف ارتش ، م policeسسات پلیس – خطوط ، پست ها ، آشفتگی ها ، کاملاً زیر استانداردهای قابل قبول هستند ، و به آنها نیاز به ارتقا فوری است. تجهیزات و حمل و نقل ، علی رغم انتشار بودجه قابل توجه ، داستان افسوس دیگری است. من در زمان فرماندهی سپاه من در سال 2013 برای شرکت در کنفرانس DGPs منصوب شدم. بیش از دو روز فهمیدم که DGP ها عقل نسبتاً خوبی دارند اما به دلیل دخالت های گسترده سیاسی نیز ناامید کننده هستند. اول خرد؛ در بحث در مورد مهاجرت گسترده نیروی کار NE که توسط سونامی پیام های WhatsApp ایجاد شده است ، Joy Kumar ، DGP Manipur و اکنون معاون CM ، اظهار داشت: “دردناک بود ، اما پیامدهای کارفرمایانی که کارگران خود را یادآوری می کردند بیشتر مشخص بود. سرزمین اصلی به همان اندازه برعکس به NE نیاز دارد ، این امر به تقویت نیاز دارد. “

این تجربه من را در سال 2002 یادآوری کرد ، زمانی که در زمان ناگالند برای بحران ناگاس ، تماس هایی برای بیرون انداختن افراد خارجی به نام میاس و بیهاریس وجود داشت. DGP اواخر هسه مائو به سادگی گفت ، “دفعه قبل ، ما این کار را کردیم ، قحطی کردیم. مسئله کمبود مهارت است. تا زمانی که جوانان ما از طرز تفکر رانتی رشد کنند و موافقت کنند که در لبه های قدرت ، اقتصاد تلاش کنند ، ما چاره ای نداریم. ” این یک درس مادام العمر را برگزار کرد – هیچ مهاجری وجود ندارد ، بلکه فقط کارگران مهمان با وابستگی متقابل هستند.

بازگشت به کنگره DGPs ، پیامبرترین سخنان DGP بنگال غربی بود ، اگرچه از بند خارج شده بود ، “فقط به خاطر زمان بیشتر است که پلیس از همه کادرهای دیگر در همه حوزه ها پیشی می گیرد ، به دلیل افزایش اعتماد سیاست مداران به پلیس های سازگار هر دو شریک جرم خواهند شد. “

من در انتقال سندیکاها در بنگال شاهد آن بودم. به نظر می رسد که این اتفاق پس از عجله رخ می دهد. کمیته پراکاش سینگ انحرافات سیستمیک را همراه با نقشه راه تجویز شده پرچم گذاری کرده است. اتفاق نظر نادرست ، اما کاملاً قابل پیش بینی احزاب برای متوقف کردن روند اصلاحات حتی قبل از شروع وجود دارد. هندی که آرزو دارد یک قدرت جهانی باشد ، ناشی از چشم اندازهای “ویشوا گورو” با زیرساخت های کلاس جهانی است ، به سادگی نمی تواند ضرورت اساسی یک سیستم پلیس عادلانه و کاربردی را انکار کند. به هر حال ، بدون حاکمیت قانون اساسی ، چگونه می توان حتی آرزوی شهرهای هوشمند را داشت؟ عامل اصلی در این رابطه نوظهور آسایشی است که سیاستمداران در ایجاد بسترهای تبلیغاتی ایجاد می کنند.

بازیکنان اصلی ، که به عنوان فیکس کننده شروع می شوند ، تبدیل به استادکاری می شوند ، تعداد کمی تبدیل به “تیرانداز” می شوند که در منطقه خاکستری کار می کنند. شخصیت های شبیه Singham به طور طبیعی با توده مردم طنین انداز می شوند ، بنابراین ما در بوجپوری فیلم هایی راجع به آنها و نوع فیلم های Robinhood DGP داریم. تمرکز من این است که این بحث را به این روند خطرناک گلادیاتورها که در مناطق مستعد درگیری گسترش می یابند ، گسترش دهم. مانند Vaze ، ما Salwinder (از شهرت Pathankot) و Devinder (فرودگاه Srinagar) و موارد دیگر را داشته ایم. فعالیتهای مشکوک و شفافیت روشن بینانه هر یک از این شخصیت ها در اوایل کار آنها پرچم گذاری می شود. علیرغم این ، سیستم ها آنها را به انتصابات کلیدی ارتقا می دهند. جای تأسف بیشتر اینکه در بیشتر موارد این چنینی ، علیرغم تحقیقات طولانی مدت NIA ، حلقه تحقیق واقعاً بسته نمی شود. عملا هیچ افشای یافته ای وجود ندارد.

در نتیجه ، همکاران و این شخصیت های سایه مانند دیوید هدلی برای مجبور شدن و استقرار در منطقه کثیف و خاکستری سیاه باز هستند. اولین قلم موی من با گلادیاتورهایی که خود منصوب شده بود ، سرهنگ BSF DIG بود که با جاسوسی از اطلاعات دستکاری شده ، نیروهای خود را به سمت کشتن مزارع ساجیک تمپک در مانیپور سوق داد. این گرایش در طول سالها فقط چند برابر شده است. در سال 2015 ، PS ، در نزدیکی Samba صبح زود مورد حمله قرار گرفت. ارتش در نزدیکی نیروهای SF داشت که واکنش نشان دادند و آنها را محلی سازی کردند. آنها به بهترین وجه آموزش دیده اند تا تلفات را کاهش دهند اما مرکز گرایش و سندرم گلادیاتور شروع به کار کرد ، DIG مسئولیت را از جامو بر عهده گرفت. وقتی او روی زمین بود و عملیات به پایان رسید ، عصر بود. در حالی که او در حالت جشن بازگشت ، خوشبختانه ارتش خود را برای مسافت طولانی مهار کرد. در صبح ، چهار جفت چکمه در محل نفوذ مشاهده شده بود و فقط دو تروریست منهدم شدند. روز بعد ، دو نفر باقی مانده به سرنوشت خود رسیدند ، به لطف Naik ‘Tango’ که به طور موجهی SM را بدست آورد.

مورد دوم حتی در همان سال ، وقتی PS دیگری مورد حمله قرار گرفت ، حتی بدتر بود. پیچیدگی بیشتر شد زیرا برخلاف Kathua ، Dinanagar به عنوان منطقه آشفته اطلاع داده نمی شود. این بار ، نه تنها یک طناب در جای خود قرار داشت ، بلکه هاو سیرا با مسلسل خود پست سلطه را راه اندازی کرده بود ، از بین سه اولتراس ، یک نفر را سرنگون و یک تروریست دیگر را زخمی کرد. او نه تنها SM شایسته را بدست آورد بلکه پلیس برادر او را نیز استخدام کرد.

پیچ و تاب این داستان “فوق العاده گلادیاتور” به عهده گرفتن مسئولیت بود. او تمام مسیر را از چندیگر رانندگی کرد و یک بار دیگر خطر عملیات شبانه قابل اجتناب را ایجاد کرد. چهره های SWAT ، که لباس های ورزشی به تن داشتند ، چشمک می زدند ، در حالی که قهرمانان واقعی علاوه بر Hav ‘Sierra ، بمب افکن (مربیان تمرین) و نگهبانان شجاع Home بودند. برای خنثی کردن دستگاه های منفجر نشده توسط تیم های انفجار بمب ارتش در روز بعد ، باید یکبار دیگر احتیاط شود.

الزامات ، به ویژه در یک محیط مستعد درگیری ، کاهش اعتماد به گلادیاتورها و ایجاد صلاحیت در سراسر هیئت مدیره با تیم واکنش ویژه و عملیات ویژه آموزش دیده است. به طور مساوی برای همه نیروها اعمال می شود. منصفانه خواهد بود اگر چنین تیم هایی SOP های کاملاً مشخص را تحت پروتکل های دقیق مراقب رعایت کنند و البته بی هویتی کامل را یاد بگیرند.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>