مغز در مقابل خیز – فضایل تدریجی گرایی


هدف جامعه فابیان ، که در سال 1883 در لندن تأسیس شد ، پایان دادن به نابرابری اقتصادی پس از انقلاب صنعتی و جایگزینی سیستم سرمایه داری با سوسیالیست بود. یکی از برجسته ترین چراغهای این جامعه جورج برنارد شاو (1950-1856) بود که سخنرانیها و مقالات تأثیرگذار او جمعیت بسیاری را به جنبش جذب کرد. برای پیشبرد اهداف آنها ، او یک بار موکب عمومی را تشکیل می داد ، که اکثراً از افراد طبقه متوسط ​​تشکیل شده بود ، اما وقتی به مناطقی از لندن که سرمایه داران برجسته در آن زندگی می کردند ، رسید ، برخی از شرکت کنندگان به خشونت و سنگ اندازی پرداختند ، پنجره ها و زخمی کردن مردم

این اولین آزمایش ، با چرخش زشتی که انجام شد ، برنارد شاو را در برابر موکب ها و تظاهرات به عنوان روش های عملکرد قرار داد. از آنجا که آشکار ساختن محدود کردن مردم به تظاهرات مسالمت آمیز بسیار دشوار بود ، او موافقت کرد که فابیان برای رسیدن به اهداف خود از راه های منظم تر ، تلاش کنند.

متعاقباً ، انجمن فابیان کاملاً به روشهای غیرتظاهره ای مانند استفاده از مطبوعات ، جلسات ، تحقیقات دانشگاهی و غیره پایبند بود ، آنها تحت تأثیر شاو و سایر روشنفکران برجسته ، بر فضایل تدریجی گرایی تأکید کردند. “Fabians بیش از انقلاب به سوسیالیسم تکاملی ایمان دارند.” (دائرlopالمعارف بریتانیکا ، IV / 20) اتخاذ کامل تظاهرات به عنوان روش دستیابی به هدف ، اتخاذ سیاست ساده ای نیست ، زیرا این بدان معنی است که باید دائماً خود را کنترل کنید ، برای وضعیت طولانی از وضعیت موجود راضی باشید و به گسترش بسیار کند ایده های خوب و جدید. از نظر موفقیت شخصی ، این به معنای محبوبیت کم جنبش و تقریباً ناشناس ماندن برای هواداران سرسخت آن است. بنابراین جامعه فابیان هرگز نمی توانست یک جنبش عمومی گسترده را راه اندازی کند و در این میان اعضایی نیز بودند که به این سیاست عدم تبلیغات اعتراض داشتند. اما رهبران جامعه در رد اینگونه استدلالها قاطعانه عمل كردند زیرا آنها صادقانه احساس می كردند كه تنها راه صحیح برای پیشبرد این كار ، فداكاری جلال مردم در جهت منافع بیشتر ملت است.

اگرچه جامعه فابیان فقط بخش كمی از جمعیت انگلیس را نشان می داد ، (در اوج رشد در سال 1946 ، این اتحادیه فقط 8500 عضو داشت) تفكر وی تاثیری عمیق بر طبقه روشنفكر داشت و اعضای آن به مغز مجازی تبدیل شدند. حزب کارگر. هنگامی که حزب کارگر در سال 1945 به قدرت رسید ، تقریباً پنجاه درصد اعضای آن فابیان بودند ، از جمله برجسته ترین آنها نخست وزیر ، آقای کلمنت اتلی بود.

هیچ یک از اینها با تظاهرات عمومی به دست نیامده بود.

قبل از سال 1945 ، انگلیس از تسلط خود در اختیار داشت ، نخست وزیر وقت ، سر وینستون چرچیل ، که در تاریخ ثبت شده بود گفت: “من به عنوان نخست وزیر پادشاه نشده ام تا بتوانم ریاست تصفیه انگلیس را بر عهده بگیرم امپراتوری. ” اما ، به لطف نفوذ فابیانیسم ، حزب کارگر اذعان کرد که تنها کار درست و مناسب این است که به مستعمرات انگلیس آزادی بدهد و با این کار انگلیس بیش از آنچه از دست می دهد سود خواهد برد. به این ترتیب ، هند در سال 1947 آزادی خود را بدست آورد و انگلیس توانست از منافع خود در هند محافظت کند. اگر جامعه خود تاریخ ننوشت ، از طرف دیگر انگلیس را قادر به انجام این کار کرده بود. در انتهای انگلیس ، هیچ یک از اینها با بیرون کشیدن موضوع به خیابانها مهندسی نشد.

جمع شدن جمعیت در گوشه خیابان ها و پارک ها با فریاد زدن درباره مسائل عمومی به هیچ وجه دشوار نیست. اما بدست آوردن نتایج ملموس از این طریق موضوعی کاملاً متفاوت است ، نه اینکه در چنین مواردی تقریباً غیرممکن باشد ، برای حفظ نظم و قانون.

تجمعات اعتراضی و موکب ها را باید از نظر آنچه که هستند دید – شیرین کاری هایی که انگیزه شخصی دارند و صرفاً از مسائل عمومی برای بزرگ نمایی سریع افراد منافق استفاده می کنند. به همین ترتیب ، آنها بشکه های پودری هستند که برگزاری یک مسابقه روشن بسیار آسان است. تاریخ با سر و صدا ، سر و صدا ، تحریک عمومی ، خشونت ساخته نمی شود. این کار با کاربرد آرام ، ثابت و جدی مغزهای برتر در مسائل ملی و بین المللی انجام می شود.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>