معنی بدون


ما در دنیایی نامشخص زندگی می کنیم. عدم قطعیت بی وقفه در هسته جهان ، یعنی جهان ذرات زیر اتمی قرار می گیرد. قوانین مکانیک کوانتوم ، علمی که با این قلمرو جهان ما سروکار دارد ، فقط در شبکه احتمالات قابل بررسی است. انیشتین هرگز نمی توانست عدم اطمینان ذاتی در کار جهان را بپذیرد ، که این علم دقیق بر آن پیش بینی شده است. “خدا تاس بازی نمی کند” ، بازی معروف او برای مقابله با مبانی احتمالی این علم جدید بود.

انسانها در جهانی تکامل یافتند که برای زنده ماندن هر لحظه باید سریعاً خطرات و فرصتهای محیطی را تفسیر کرد. تصمیمات شهودی ، که بلافاصله به ذهن خطور می کنند ، برای این منظور بود. برای حدود دویست هزار سال از حیات گونه های ما ، این تنها مشكلات پیش روی اجداد ما بود و مغزی كه قادر به حل آنها بود ، مزیتی بی نظیر برای جسمی كه آن را پناه داده بود ، به همراه داشت. درک مکانیک کوانتوم و قوانین احتمالی هیچ فایده ای برای زنده ماندن برای چنین مغزی ارائه نمی دهد و از این رو با دستگاه تصمیم گیری مغز ما بیگانه است.

پیش بینی نتیجه در شرایط نامطمئن نیاز به استفاده از ابزارهای تحلیلی دارد که ذهن ما از استفاده راحت از آنها متنفر است. از این رو ، حتی در شرایطی مانند پیش بینی پدیده های آب و هوایی ، رفتار بازار ، سیر طبیعی بیماری ، تأثیر استراتژی های مختلف درمانی ؛ – فرایندهایی که تحت تأثیر تأثیرات غیرقابل پیش بینی متعددی اداره می شوند – ذهن ما بازتابنده مسیر سریع و بصری را احضار می کند و غالباً به صورت گسترده خطا می کند. اما استفاده از قواعد احتمالى منفور است.

با وجود این ، مکانیسم های تصمیم گیری انسان ، هر لحظه از زندگی ما از کندوی امکاناتی غلیظ ربوده می شود. ما زندگی خود را با یک تفاوت گسترده از امکانات آغاز می کنیم. هر تخمک و هر اسپرم ، از صدها هزار تولید شده توسط والدین ما ، رمزگذاری یک فرد منحصر به فرد است. آیا این یک شانس باورنکردنی شگفت انگیز است ، یکی از هزاران میلیارد دلار ، که روزی که من و شما باردار شدیم ، دو سلول خاص از میلیون ها نفر برای تولید چنین افراد منحصر به فردی مانند من و شما متحد شده اند ، در حالی که میلیون ها نفر باقی مانده فقط امکاناتی هستند که متوجه شدی؟ آیا پس ما واقعاً ایجاد عدم اطمینان نیستیم؟

برخلاف شهود ما ، عدم اطمینان در جهان غیرقابل کاهش است. این یک رشته غیر قابل حل در بافت جهان است. یقین یک توهم است. حتی جهان نیز نیازی نبوده که باشد. ماده دارای برخی خصوصیات فیزیکی است که به نظر می رسد کاملاً برای زندگی تنظیم شده است. اگر هر یک از اینها حتی یک میلیونمین قسمت متفاوت باشد ، زندگی – همانطور که می دانیم – امکان پذیر نخواهد بود. این برخی از متفکران را بر آن می دارد که فرض کنند جهان برای زندگی طراحی شده است. اما این قرار دادن گاری قبل از اسب است. امروزه ، مکتبی از فیزیکدانان نجومی معتقدند که جهان ما فقط یکی از اجزای تشکیل دهنده یک مولتی ورس است. در این مولتی ورس ، تمام احتمالات مختلف خصوصیات فیزیکی ماده در جهان مختلف تحقق یافته است. زندگی می تواند تنها در جهان با ویژگی های مناسب برای آن تکامل یابد.

در پست قبلی ، من از نیاز انسان برای یافتن معنی در زندگی اش تعجب کردم. ذهن شهودی ما ، که وسواس زیادی برای استخراج حقیقت در جهان از تجربه خود دارد ، می خواهد زندگی ما را با رشته های یقین بافته شود. ما تصور می کنیم که هر رویدادی یک علت دارد. ما می خواهیم باور کنیم که همه چیز اتفاق می افتد ، زیرا قرار بود اتفاق بیفتد. بنابراین ، ما نه تنها معنی پیدا می کنیم در داخل زندگی ماست ، اما تلاش می کنیم معنایی را ببینیم بدون هم؛ در جهانی که در آن زندگی می کنیم ، در حوادثی که ما را احاطه کرده اند. چهره ها را در ابرها و در تکه های مرطوب روی دیوار می بینیم. ما سرنوشت خود را در الگوهای صورت فلکی ستاره در آسمان ، در چینهای کف دستمان ، در نحوه چرخش کارتها در دستانمان ، به روشی که گیاهان چوبی در یک بشقاب مستقر می شوند ، می بینیم. ما حساب می کنیم که هر اتفاقی که برای ما می افتد از قبل تعیین شده بود. ما قرار بود که با شرکای زندگی خود ملاقات کنیم ، فرزندان خود را به دنیا آوریم ، دوستی هایی را که برقرار کردیم ، حرفه هایی را که برای انتخاب انتخاب کردیم ، شادی ها و غم های ناشی از آن را تجربه کنیم.

علم به ما می آموزد که در دنیایی که مملو از امکانات است ، بر اساس احتمالات فکر کنیم. احتمال برخورد موسمی به انتهای جنوب شبه جزیره هند تا پایان ماه مه ، یک دانش آموز درخشان موفق به ورود به یک کالج لیگ پیچک ، یک dullard موفق در تجارت خانوادگی ، قیمت سهام یک شرکت تراشه آبی در دو سال سقوط می کند ، یک مرد پنجاه ساله ای که زندگی پرتحرکی در حال توسعه یک بلوک در عروق قلب خود دارد ، هند در سال های آینده به یک ابرقدرت اقتصادی تبدیل می شود و COVID-19 در گرمای تابستان هند ذوب می شود. اینها همه احتمالات با درجات مختلفی از احتمال هستند. تنها پس از وقوع یک حادثه ، هاله ای از حتمی بودن و از قبل مقدر بودن را بدست می آورد.

انیشتین و نیلز بور ، دوست مادام العمر وی ، و پدر بنیانگذار فیزیک کوانتوم ، پیوسته در مورد عدم قطعیت موجود در جهان زیر اتمی بحث می کردند. آنها آزمایش های فکری مبتکرانه ای را اختراع کردند و بی پایان درباره دید موقت واقعیتی که فیزیک کوانتوم فرض می کند ، استدلال می کنند. گفته می شود انیشتین یک بار پرسیده است ، “آیا ماه وقتی من به آن نگاه نمی کنم ، ماه وجود ندارد؟” بور به عقب برگشت ، “هر چقدر تلاش کنی نمی توانی ثابت کنی که این کار را می کند.” چرا وقتی ماه را نگاه نمی کنید ، باید او را ناراحت کنیم؟ ‘ گرچه داستان ممکن است آخرالزمانی باشد ، اما ساختار نامطمئن وجود را برجسته می کند. خدا به نظر می رسد تاس بازی می کند.

با وجود حقیقت علمی ، ذهن انسان همیشه تلاش خواهد کرد تا معنی موجودیت جهان و زندگی را تشخیص دهد. در این اعتقاد که دنیا برای رسیدن به غایت خلق شده است ، آرامش وجود دارد. که زندگی ما فقط یک اتفاق تصادفی نیست که مانند برگهای افتاده در بادهای پاییزی یک جهان بی هدف از بین می رود ، بلکه عمداً برای ایفای نقش در یک طرح بزرگ کیهانی ایجاد شده است. زندگی ما مملو از مصائب بی پایان است. این اعتقاد به اجتناب ناپذیری از وقایع زندگی ، قدرت تحمل غیرقابل تحمل را به مeverمن می دهد. آزمایشات و مطالعات روانشناختی نشان داده است که به نظر می رسد افرادی که مقصود را به بلایای طبیعی مانند سونامی نسبت می دهند ، استرس حاصل را بسیار بهتر تحمل می کنند. ممکن است آنها زندگی شادتر و ادعایی داشته باشند. به نظر می رسد ناراحتی بهایی است که شخص بابت اعتقاد به یک دنیای نامطمئن ، دستمزد گناه تفکر منطقی ، می پردازد.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>