مشکلی به نام فدرالیسم آتشین


از میان پنج عنصر طبیعی (پانچابوما) که جهان را تشکیل می دهند – زمین ، آب ، هوا ، فضا و آتش ، آخرین عنصری است که روابط موجود بین دهلی (دولت اتحادیه) و کلکته (دولت ایالتی بنگال غربی) را به بهترین وجه توصیف می کند.

آخرین حادثه آتش سوزی مامورا “دیدی بانرجی” وزیر ارشد است که به طور موقت در جلسه بررسی طوفان یااس در کالایکوندا (140 کیلومتری کلکته) شرکت می کند ، به ریاست نخست وزیر مودی در 28 مه در مورد طوفان یااس ، و آن را در میانه راه برای جلسه دیگری در Digha (در ساحل 139 کیلومتری فاصله) ، فقط برای نشان دادن رئیس رئیس بنگال غربی.

Alapan Bandyopadhyay ، دبیر ارشد امور خارجه ، یک افسر IAS ، که در زیر آتش بازی گرفتار شد ، که طبق گفته های وی ، رئیس وزیر را دنبال می کرد – کمی شبیه به یک تیم خارج از خانه. تاکتیک حساب شده تأثیر مطلوبی داشت.

واکنش BJP و وزیر داخلی اتحادیه سریع بود – اعتراض خشمگین نسبت به توهین عمومی به نخست وزیر. نظرات بعدی در رسانه ها ، از جمله افسران IAS ، تاکتیک های تیم Kolkata را محکوم کرد ، حتی آن را توهین به رئیس جمهور هند ، که مقام تعیین یک افسر IAS و تضعیف ساختار قانون اساسی برای حکومت است ، دانست.

برخی دیگر به هنجارهای ناشی از عملی بودن اشاره می کنند که طبق آنها انتظار می رود هنگام بازدید نخست وزیر ، ارشد ترین کارمند دولت – دبیر ارشد – در دسترس باشد.

پاسخ رسمی دولت اتحادیه متشکل از دو ضربه بود – ابتدا حکمی به تاریخ 28 مه (28 می) مبنی بر انتقال دبیر ارشد ، که چند روز قبل در 25 مه به مدت سه ماه تمدید شده بود ، به درخواست دولت ایالت و الزام وی به گزارش در 31 مه 2021 ، روز ترمیم حق تر ، به دهلی.

وقتی آقای Bandyopadhyay تصمیم گرفت در عوض بازنشسته شود در تاریخ 31 مه و به عنوان مشاور به CM پیوست ، وی اقدام دوم را دعوت کرد. بر اساس قانون مدیریت فاجعه ، 2005 ، به دلیل نقض هدایت قانونی دولت اتحادیه که مجازات حبس دارد ، اخطار علت نمایش صادر شد.

دو مسئله از این داستان ناخوشایند سیاستگذاری اداری و اداری ناشی می شود.

اول ، مسئولیت حفظ “احساس بردباری” هنگام مذاکره در مورد اختلافات فدرال بر دوش چه کسانی است؟

بدیهی است که انتخاب بالاترین سطح رهبری سیاسی برای انتخاب اختلافات سیاسی همانطور که “تیم کلکته” انتخاب کرده است کارکرد ناپذیری است. تاکتیک های مورد استفاده توسط “تیم دهلی” برای مجازات وزیر امور خارجه به دلیل تخلفات رئیس خود ، رئیس وزیر ، یک شمشیر دو لبه است.

این دیوان سالار را با اشتهای کم خطر از ارتباط نزدیک با رهبران مخالف باز می دارد – یک ناظر آن را “سرگرمی” خواند. اما این امر به طور همزمان ، افرادی را که تصمیم به انجام این کار دارند ، به یک تملک سیاسی بسیار باارزش تبدیل می کند.

تداوم این “فیلتر انتخاب” غیررسمی با ریسک ، بهترین افسران غیرسیاسی را برای همیشه در محاصره های کم مشخصات گرفتار می کند و تکالیف با ارزش بالا به دست آورندگان سیاسی “خطرپذیر” می رسد.

این استراتژی بوروکراسی غیرسیاسی را زائد می کند. خیلی بهتر ، اینکه بگذاریم دولتها بوروکرات های ارشد خود را با خود بیاورند – کمی شبیه آقای باندیوپادیا – و بعد از پایان دوره کار آنها را با خود ببرند.

این امر به طور م theثر سلطه IAS را از بین می برد و بازسازی اداری مشاغل برتر در وزارتخانه ها را در مسیرهای حرفه ای ، با انتصاب قراردادی ، به استثنای کارمندان پشتیبانی ، تسهیل می کند. IPS و IFoS در حال حاضر خدمات حرفه ای هستند.

دوم ، آیا این پایان نوآوری هوشمندانه سردار پاتل است – یک خدمات عالی دولتی – یک م professionalسسه حرفه ای پردرآمد با حمایت از قانون اساسی – که در هفت دهه گذشته به عنوان لنگر خدمت کرده است ، و مجوزهای شکسته قانون اساسی اتحادیه و اتحادیه اروپا را الزام آور کرده است. ایالت ها؟

پاسخ این س onlyال فقط از طرف دولت اتحادیه می تواند باشد. بعید به نظر می رسد که ایالت ها از تصویب IAS سوگواری کنند. آنها خدمات اداری خاص خود را دارند که از خلا v ایجاد شده بهره مند می شوند.

هند یک دولت نیمه واحد با دولت اتحادیه به عنوان نخست وزیر سیاسی است. این نباید به دنبال وفاداری سیاسی دیوان سالارانی باشد که در دولت های ایالتی خدمت می کنند ، لزوماً باید به کارفرمایان بلافصل خود نگاه کنند و نه به دولت اتحادیه.

افسران سرویس اداری هند ، پلیس پلیس هند یا خدمات جنگل های هند (که با عنوان کلیه خدمات هند شناخته می شوند) کارمندان دولت اتحادیه نیستند ، که آنها را به سادگی استخدام کرده و به دولت های ایالتی تقسیم می کنند.

پس از آن ، نقش اتحادیه مانند پدر و مادر یک زن متاهل است. دولت های ایالتی که به آنها اختصاص داده می شوند “خانه های جدید” آنها می شوند. همانند والدین ، ​​دولت اتحادیه نیز از هرگونه ظلم و ستم در حق آنها پشتیبانی پشتیبانی می کند.

هیچ یک از افسران AIS توسط دولت ایالتی بدون موافقت دولت اتحادیه قابل نظم نیست. اما در همه جنبه های دیگر – ارتقا، ، حقوق ، مرخصی ، بازنشستگی و بازنشستگی ، این دولت ایالتی است که بر آن غلبه خواهد کرد. تنها نکته مهم در اینجا این است که در هر مرحله ، افسر AIS می تواند به نام عدالت ، “والد تولد” خود را – دولت اتحادیه – درخواست تجدید نظر کند.

تحت این طرح تحول یافته اختیارات مشترک ، مسئله “فراخوان” غیر ارادی دهلی ، بدون موافقت دولت ایالتی یا افسر مربوطه ، به همان اندازه غیرقابل توجیه است که والدین “دختر متاهل خود را بدون رضایت او و برخلاف میل او” به یاد می آورند از همسرانش ، پدر و مادر جدیدش.

عملی بودن نیز مستلزم آن است که زنجیره فرماندهی باید روشن بماند. قانون اساسی بر مجریه سیاسی ، خرد جمعی پارلمان و قوه قضائیه مقدم است. این وزرا هستند که در قبال بخشهای خود در مقابل پارلمان پاسخگو هستند. بوروکراسی ، در هر دموکراسی ، در بهترین حالت ، یک نقش فرعی برای مجریه سیاسی دارد. بنابراین انتظار اینکه افسران از دستورات وزیر ارشد خود سرپیچی کنند عملی نیست.

در حال حاضر دلایل خوبی وجود دارد که باید مدل AIS مورد بازنگری قرار گیرد. اما اجازه دهید ما این نهاد بزرگوار را با ناکارآمدی بیشتر از آنچه که در حال حاضر است ، انجام دهیم ، آنها را وادار به سرگردانی ، خدمت به دو استاد و رضایت هیچ یک از آنها نکنیم.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>