مرکز در شروع اقدام علیه کارمند دولت بنگال غربی کاملاً درست است!


ما یک بخش بسیار مشهور و روشنفکر و صاحب نظر داریم که تصوری عمیقاً متعصبانه درباره سبک کلی حکمرانی نارندرا مودی دارند – این تعصب کاملاً متفاوت از بلوک ذهنی ایدئولوژیک معمول علیه BJP است. بنابراین ، هر اقدامی توسط وی یا PMO او کاملاً اشتباه ، غیراخلاقی و حتی مغایر با قانون اساسی خوانده شود. بنابراین حکم جابجایی کارمند دولت و آغاز مراحل قانونی انضباطی به عنوان یک عمل تخریب روحیه خدمات ملکی و حتی تحقیر ساختار فدرال کشور ارزیابی شده است. یک اقدام بی انضباطی و عدم تبعیت عمدی توسط وزیر امور خارجه یک دولت محکومیتی را به دنبال ندارد ، اما پاسخ اداری بعدی توسط این مرکز محکوم به محض نابجا و کاملاً اشتباه است که اخلاق فدرال کشور را به خطر می اندازد.

اولین چیز اول – از نظر مفهومی ، تفاوت بین “فدراسیون” و “اتحادیه” وجود دارد. قانون اساسی ما هند را بسیار آگاهانه به عنوان “اتحادیه ایالت ها” و نه “فدراسیون ایالت” تعریف می کند. دولت ما به عنوان “دولت مرکزی” و نه “دولت فدرال” نامیده می شود. قانون اساسی خدمات یکپارچه و فشرده ای را برای همه هند ، یک سیستم قضایی واحد و واحد ، مقرراتی برای تعیین فرمانداران ایالت ها توسط رئیس جمهور هند و حتی مقرر برکناری دولت ایالتی توسط این مرکز فراهم کرده بود. بنابراین ، دانشمندان علوم سیاسی به این نتیجه رسیده اند كه سازوكار كنترل اداری كامل بر ایالتها توسط مركز پیش بینی شده است. کلیه خدمات هند طبق قانون اساسی مجاز هستند و بنابراین اعضای این خدمات وفاداری خود را به قانون اساسی مدیون هستند و از جمله خدمات آنها در اصل متعلق به مرکز است.

رئیس وزیر امور خارجه رئیس دولت ، راس بالای خدمات کشوری در این ایالت است. طبق قانون ، طبق عرف و طبق پروتكل متعهد وی كه مسئولیت كامل برنامه سفر نخست وزیر در ایالت خود را بر عهده دارد ، در مرحله ملاقات ، نظارت ، مختصر و ارائه موضوع قبل از نخست وزیر و تیمش شرکت می كند . وی همچنین ملزم به بیان الزامات دولت ، توجیه آنها و حمایت از مصلحت اندیشی های آنها است. کسی غیر از او نیست که بتواند نماینده دولت قبل از PM-TEAM به همراه وزیر ارشد باشد. وقتی وزیر امور خارجه بسیار خوب حضور داشته و در حال انجام وظیفه است و تصمیم می گیرد از جلسه با PM-TEAM بگذرد ، نمی تواند شرایطی ایجاد شود. اگر به هر دلیل اجتناب ناپذیری وزیر امور خارجه در موقعیتی برای حضور در چنین جلسه ای نباشد ، جایگزین مناسب دیگری با یک کارمند ارشد ارشد دیگر که به عنوان نقش وزیر امور خارجه وارد می شود ، انجام می شود.

اینكه نخست وزیر و تیم وی به انتظار نشست منتظر ماندند و حتی پس از تذكر وزیر امور خارجه در جلسه حضور نیافت ، ثابت می كند كه این یك اقدام بی انضباطی عمدی بوده است ، كوشش آشكار از دستورالعمل مركز و در نتیجه عدم استقبال از موقعیت او نگه داشت. علاوه بر این ، جلسه در یک موقعیت غیر عادی برای بحث و ارزیابی یک فاجعه طبیعی در زمان اجرای قانون مدیریت فاجعه برنامه ریزی شده بود و همچنین جلسه رئیس رئیس اداره ملی مدیریت بلایا بود. از این رو ، موقعیت ، نقطه نظرات و توصیه های دولت نمی تواند در مقابل تیم مرکز قرار گیرد و دولت ممکن است به دلیل خسارت مالی و کمکی که دولت می توانست برای آنها اعمال کند و تیم مرکز مجازات کند ، متحمل شود.

با توجه به شرایط و شرایط ، این مرکز چه کاری می توانست انجام دهد؟ در قانون 6 قوانین IAS (کادر) 1954 توافق دولت دولت برای فراخواندن کارمند دولت پیش بینی شده است. اما ، اضافه می کند که در صورت عدم توافق ، خواسته های مرکز غلبه خواهد کرد. روشنفکران با تطبیق این بند مرکز را متهم می کنند که به دنبال همزبانی نیست. Prima facie این اتهام درست به نظر می رسد اما با توجه به صحنه ای كه وزیر ارشد و وزیر امور خارجه به طور واضح و آشكار دستكش برای دستكش كردن از مركز هستند ، از كسی خواستار همفكری می شوند؟ و اگر دنبال توافق بودیم ، چه پاسخی می داد؟

دو نکته دیگر می تواند وضوح بیشتری در طراحی شوم ایجاد شده توسط وزیر ارشد وزیر امور خارجه ایجاد کند. یکی از آنها ، رئیس وزیر گفت که او از نخست وزیر خواستار اجازه عبور از دیدار برای دیدار از قبل برنامه ریزی شده خود به سایر مناطق تحت تأثیر طوفان شده است. چه موقع او این اجازه را گرفت؟ به محض اینکه او پیام PMO را در مورد بازدید و جلسه اطلاع داد؟ قطعاً خیر ، زیرا تیم منتظر آنها بود و حتی یکی از مقامات PMO وزیر امور خارجه را به خاطر حضور آنها در جلسه به رئیس دبیرخانه یادآوری کرد. فقط این احتمال وجود دارد که وقتی هر دو برای تحویل اسناد به طور مختصر با نخست وزیر دیدار کردند ، وزیر ارشد ممکن است “او را ترغیب کند که” به دلیل “برنامه از پیش تعیین شده” خود ، برای کنار گذاشتن ملاقات ، “خود را بهانه کند”. آیا این واقعاً جویا شدن مجوز بوده یا صرفاً ارعاب او بوده است؟ خرد عمومی هر کسی روشنایی گسترده ادعای رئیس وزیر را روشن می کند.

دو ، علی رغم سه ماه تمدید اعطا شده توسط وزیر امور خارجه توسط همان PMO به درخواست دولت دولت و هر دو وزیر ارشد و وزیر امور خارجه از این موضوع ابراز خوشحالی کردند ، وزیر ارشد تصمیم گرفت و رئیس وزیر به او اجازه بازنشستگی داد در تاریخ واقعی بازنشستگی چه اتفاقی افتاد که تمدید دعا کرد و به درستی پذیرفته شد؟ این ثابت می کند که کارمند دولت کاملاً متقاعد شده است که مرتکب یک عمل ناشایست شده است و او را در برابر عواقب جدی آسیب پذیر می کند – او می خواست آنها را به حداقل برساند و حداقل یک خروج امن داشته باشد. از آنجا که رئیس وزیر نیز طرف بدرفتاری بود ، طبیعتاً وی قرار بود این کار را تسهیل کند.

علاوه بر این ، نکته اساسی و اصلی که از قلم افتاده است دعا کردن و پذیرفتن تمدید اعطا شده است ، آیا وی از نظر فنی درست بود که در زمان مقرر بازنشستگی را انتخاب کند؟ آیا از طرف او و همچنین از طرف دولت وظیفه نداشت که به دنبال همدلی مرکزی باشد که تمدید اعتبار را برای گزینه بازنشستگی وی در موعد مقرر اعطا کرد؟ اگر تاریخ سررسید بازنشستگی وی ، سی و یکم ، از قبل به موقع رسیده باشد ، چه می کنید؟ آیا او بدون گرفتن اجازه از مرکز تصمیم به بازنشستگی در هر روزی داشت؟

این کارمند دولت ، در پاسخ به دلیل خود ، از جمله گفته است که او فقط به توصیه های رئیس خود ، وزیر ارشد ، عمل می کند تا جلسه را نادیده بگیرد و وی را به ملاقات با وی همراهی کند. او بسیار درست است و دقیقاً همین اتفاق افتاد. وزیر ارشد به عمد و آگاهانه جلسه را از دست داد و وزیر ارشد وزیر وقت را تحریک کرد تا به جای اینکه از دستورالعمل های مرکز پیروی کند ، او را دنبال کند و کارمند دولت کاملاً صلاح دانست که پایبندی به تعهدات اساسی خود را کنار بگذارد و تسلیم حرص و آز خود شود. تبدیل شدن به مشاور ارشد وزیر ارشد از فردای روز بازنشستگی ، که در هر صورت ، مرکز قرار نبود او را تأمین کند.

اگر وزیر ارشد برنامه ای برای انتصاب وزیر امور خارجه خود به عنوان مشاور خود داشت ، وی پیشنهاد نمی كرد كه وی را بازنشسته كند و وی را از روز دیگر موقتاً منصوب می كند. بنابراین ، کاملاً واضح است که او چنین برنامه ای نداشت و فقط می خواست که کارمند دولت از مرکز ، به ویژه نخست وزیر ، سرپیچی کند و خجالت بکشد و به جای سه سال جایزه سرپیچی با شکوه را به او اعطا کند. تمدید مرکز به مدت سه ماه. در اینجا ما یک کارمند دولتی داریم که به آهنگ رئیس سیاسی خود می رقصد و آشکارا از رعایت تعهدات قانونی خود سر باز می زند. آیا مرکز باید این موضوع را نادیده می گرفت؟



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>