‘ما حقوق مشابه زنان سیزندر را می خواهیم’

[ad_1]

نام من Daina Dias است. من یک زن Trans trans و بنیانگذار Wajood هستم ، سازمانی مستقر در گوا که در زمینه حقوق جوامع ترانس ، حجرا و بین جنسیت فعالیت می کند. من همچنین به عنوان مدرس نیمه وقت در کالج های مختلف گوا کار می کنم.

من یک کودک میان جنسی متولد شدم ، و در حالی که اوایل من زن شناخته شدم ، پس از انجام یک عمل جراحی تغییر جنسیت به طور رسمی تغییر شکل دادم. خانواده ام در 13 سالگی مرا رها کردند ، در نتیجه من بی خانمان شدم. جامعه هجرا (مردان بیولوژیکی که یا به عنوان زن شناخته می شوند ، در میان زن و مرد یا زن و مرد نیستند) مرا به آنجا برد و به من پناه داد. در حالی که با جامعه زندگی می کردم ، به کارهای جنسی مشغول شدم تا بتوانم بودجه تحصیلات رسمی خود را تأمین کنم. امروز من فوق لیسانس جامعه شناسی دارم.

“مردم درک بسیار باریک و خطی از جامعه ترانس دارند.”

من قبلاً با Humsaath Trust کار می کردم ، سازمانی که منحصراً با جوامع MSM (مردانی که با مردان رابطه جنسی دارند) در گوا کار می کند. در ابتدا ، من به عنوان یک محقق میدانی ، سپس به عنوان یک مشاور همکار ، و در آخر به عنوان مدیر برنامه کار کردم. در سال 2010 ، من بخشی از پروژه ای بودم که با اعضای جوامع trans ، hijra و MSM کار می کردم. از طریق تجربه کار با کادر پزشکی در این زمینه و در حوزه سیاسی بود که فهمیدم مردم درک بسیار باریک و خطی از جامعه ترانس دارند.

مقاله مرتبط: در مسیر بهبودی

تمام مداخلات و برنامه های برنامه ریزی شده برای جامعه متمرکز بر پیشگیری از HIV ، مشاوره و تهیه قرص های درمان ضد ویروس (ART) بود. با این حال ، یک فرض کلی وجود داشت که ترانس ، حجره، و جوامع MSM مسئول انتقال گسترده ایدز بودند. با دیدن این موضوع متوجه شدم که باید سازمانی تأسیس کنم تا نه تنها این فرضیات را از بین ببرد ، بلکه برای گسترش آگاهی و مبارزه برای حقوق جامعه نیز اقدام کنم.

وجود در سال 2017 رسماً به عنوان یک سازمان به ثبت رسید ، اما من کار بسیج حمایت در داخل جامعه ترانس را از سال 2010 آغاز کرده بودم. بزرگترین چالش این بود که افراد جامعه را متقاعد کنم که ما باید گرد هم آییم و یک سازمان داشته باشیم.

7.00 صبح: همانطور که هر روز صبح ، لیست کارهایی را که باید برای روز انجام دهم مرور می کنم. همچنین مدتی وقت می گذارم تا خودم باشم و برای هر آنچه روز روز برایم ذخیره می کند آماده می شوم. این به این دلیل است که ماهیت کار من و چیزهایی که در یک روز عادی با آنها سر و کار دارم حساس و دشوار است. علاوه بر این ، من به عنوان فردی که بین جنسیتی متولد شده و انتقال یافته ام ، چندین مداخله پزشکی روی بدن خود انجام داده ام. بنابراین بسیار مهم است که از نظر جسمی و روحی از خودم مراقبت کنم زیرا تنها در این صورت است که می توانم به افراد اطراف خود کمک کنم.

10.00 صبح: ما به زودی کار بر روی یک پروژه جدید را آغاز خواهیم کرد و این سازمان نیاز به داشتن یک حساب بانکی ثبت شده جداگانه دارد. من برای باز کردن حساب به بانک مراجعه کردم. من در برخی از تماس ها و جلسات این پروژه شرکت می کنم – که برای آنها با چندین وزارتخانه و بخش در ماشین آلات دولت ایالتی کار خواهیم کرد.

ساعت 12.30 عصر: من به دفتر اداره رفاه زنان دولت ایالتی در پاناجی می رسم. من با آنها کار کرده ام تا به آنها بفهمانند که هنگام سیاستگذاری برای زنان ، باید زنان ترنس را نیز شامل شوند. نیاز فوری به عبور از رویه معمول جامعه در مورد حذف افراد ترنس از امکانات و حقوق اساسی وجود دارد. ما به عنوان زنان ، باید از حقوق و فرصت های یکسانی برخوردار شویم که هر زن سیزنر دارد و من وقت زیادی را برای تحقق این امر با دولت ایالت می گذرانم.

2.30 بعد از ظهر: بعد میرم اداره آموزش و پرورش. این بخش حیاتی است زیرا بیشتر کودکان ترنس در نهایت به مدرسه نمی روند. این به دلیل بی توجهی والدین و همچنین رفتارهای استثنایی خود مدیریت مدارس است.

من در تلاش هستم که بخش آموزش و پرورش مدارس را ترغیب کند تا کودکان ترانس را فراگیرتر کنند. من می خواهم والدین بچه های ترنس وقتی به دفترچه نامه یک مدرسه یا کالج نگاه می کنند فرصت هایی را ببینند و نترسند که فرزندانشان محروم یا تحقیر شوند. عدم تحصیلات مانع وحشتناکی است زیرا فرزندان ما را از قدرت خارج کرده و مانع دسترسی آنها به فرصت های شغلی می شود. به این دلیل است که بیشتر افراد جامعه نمی توانند به خود آموزش دهند و به کارهای گدایی و رابطه جنسی می پردازند.

مقاله بخوانید: یک روز از زندگی یک متخصص کاردرمانی

تنها دلیلی که قادر به انجام کاری هستم این است که توانسته ام درس بخوانم. در نتیجه ، من ابزار و
لغاتی که برای خودم و دیگران در جامعه ام صحبت کنم. ضروری است که دیگران نیز داشته باشند
این فرصت.

“جدا از سیاست و قانون ، ذهنیت و ذهنیت باید تغییر کند.”

بنابراین ، من می خواهم فضایی را ایجاد کنم که یک فرد ترنس بتواند خود را ثبت نام کند و بتواند تحصیلات خود را با بورس تحصیلی دنبال کند و در صورت لزوم کمک کند. برای اینکه این امر به واقعیت تبدیل شود ، جدا از سیاست و قانون ، ذهنیت ها و ذهنیت ها باید تغییر کند. در قانون ما مقرراتی برای افراد ترنس در م institutionsسسات آموزشی پیش بینی شده است ، اما اگر افراد اطراف آنها قبول نمی کنند ، چه فایده ای دارد؟ ما باید اطمینان حاصل کنیم که هر فرد ترنس ، صرف نظر از سوابق خود ، باید بتواند خود را بدون هیچ گونه تبعیضی آموزش دهد.

4.30 عصر: از یک فرد ترنس که به برخی جیره ها و پول نیاز دارد تماس می گیرم و مقداری پول به حساب آنها واریز می کنم تا بتوانند هر آنچه را که نیاز داشته باشند دریافت کنند. همه گیری ، پتانسیل درآمد جامعه ترانس را از بین برده است. هرگز حتی قبل از این کار رسمی وجود نداشت ، اما بسیاری از آنها التماس می کردند و کارهای جنسی انجام می دادند. اکنون ، این متوقف شده است. وقتی آنها به مغازه ها می روند و پول طلب می کنند ، آنها را برگردانده اند. بیشتر مردم دیده اند که درآمدشان به دلیل همه گیری کاهش می یابد و احساس می کنند هرچه پول دارند ترجیح می دهند آن را پس انداز کنند تا اینکه در امور خیریه بدهند. در نتیجه ، افراد ترنس بیشتر و بیشتر به کارهای جنسی روی می آورند که باعث آسیب پذیری آنها خصوصاً در برابر HIV و سایر عفونت ها می شود.

به غیر از کمک های مالی و غذایی ، تعداد زیادی از افراد ترانس دارای HIV مثبت بودند و نیاز به دسترسی به ART داشتند. دیگران که تحت انتقال بودند به دسترسی منظم به هورمون درمانی نیاز داشتند. بیشتر داروها – چه برای درمان های هورمونی و چه ART – به نسخه ها احتیاج دارند. من با پزشكانی كه می شناختم تماس می گرفتم و آنها نسخه های بیماران خود را برای من می فرستادند. من به داروخانه می رفتم ، آنها را می خریدم ، و سپس به جامعه می رفتم و آنها را به بیماران مربوط به پزشکان تحویل می دادم. برای اینکه بتوانم جامعه را ملاقات کنم و در ایالت حرکت کنم ، چندین بار درخواست مجوز کردم – از آنجا که فقط افراد دارای مجوز می توانستند کارهای امدادی را در حین قفل انجام دهند. اما من هر بار رد شدم. بنابراین ، من فقط تصمیم گرفتم بدون نیاز به مردم پیش بروم زیرا مردم به شدت نیاز داشتند.

“استرس و اضطراب زیادی در جامعه وجود دارد ، اکنون بیش از هر زمان دیگری.”

چالش دیگری که جامعه با آن روبرو بود مربوط به بهداشت روان بود. من با مردم صحبت می کردم ، وضعیت روحی ، نگرانی و دلهره آنها را درک می کردم. افراد ترانس از بمبئی و پونا نیمه شب با من تماس می گرفتند و به من می گفتند که آنها هیچ پول و جایی برای رفتن ندارند. من مبالغ کمی از پول را به حساب آنها منتقل می کردم و سعی می کردم آنها را به افرادی که به آنها کمک می کند متصل کنم. استرس و اضطراب بی نظیری در جامعه وجود دارد ، اکنون بیش از هر زمان دیگری.

6.30 عصر: سرانجام می نشینم تا پیام های بی شماری را که در شبکه های اجتماعی من برای من ارسال شده است بخوانم. اینها مربوط به جوانان ترنس است که در مناطق مختلف کشور زندگی می کنند. آنها به من نزدیک می شوند و به من می گویند که آنها می خواهند به گوا بیایند و در اینجا فرصت ها را جستجو کنند. من با آنها صحبت می کنم و به آنها می گویم که من از آنها حمایت خواهم کرد و به آنها در زمینه تحصیل کمک خواهم کرد ، منابع آنها را فراهم می کنم و سرپناه می کنم. اما آنها نسبت به این وعده ها بسیار محتاط هستند زیرا گوروجی ها در جامعه حجرا به آنها قول همان را داده اند.

جوانان ترانس به این باور رسیده اند که تنها چاره ای که می کنند این است که یا التماس می کنند یا به کارهای جنسی می پردازند. گوروجی ها در جامعه حجرا آنها را متقاعد می کنند که فراتر از این هیچ آینده ای برای آنها وجود ندارد و این تنها راهی است که آنها می توانند برای جراحی های مورد نظر خود به اندازه کافی درآمد کسب کنند. این همان اتفاقی است که در 13 سالگی برای من افتاد و توسط جامعه حجرا پذیرفته شدم. آنها به من گفتند که می توانم با التماس و کارهای جنسی هزاران روپیه در روز بدست آورم. من به عنوان یک کودک خردسال که چیزی بهتر از این نمی دانستم ، گوش می کردم. این نوعی قاچاق است که هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند.

“هیچ اشاره ای به قاچاق کودکان ترانس نشده است.”

درک بسیار محدودی از قاچاق وجود دارد که مردم معتقدند فقط دختران جوان قاچاق می شوند. هیچ اشاره ای به قاچاق کودکان ترانس نشده است. این شامل نه تنها والدینی است که کودک ترنس خود را به سمت غرانه ها می فرستند ، بلکه همچنین قاچاق کودکان بین قراناها را نیز در بر می گیرد.

21:00: به طور خلاصه می نشینم تا برای فردا آماده شوم. من لیستی از تمام کارهایی که باید روز بعد انجام شود را تهیه می کنم.

تاکنون هرچه به دست آورده ام صرف وجود کردم. علی رغم اینکه در بعضی مواقع از نظر ذهنی خسته شده ام ، احساس می کنم که باید بخاطر جامعه خود ادامه دهم. بسیاری از آنها نمی توانند حرف های خودشان را بزنند زیرا تحصیل نکرده اند. اما من هستم ، و بنابراین این صدای من است که بر عهده من است. من باید این کار را انجام دهم تا سایر کودکان ترنس 13 ساله دیگر مجبور نباشند آنچه را که من انجام داده ام.

این مقاله در اصل در هند توسعه توسعه منتشر شده است.



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>