ماهیت کار امروز به رهبرانی در همه سطوح نیاز دارد


طی چند ماه گذشته ، به ما یادآوری شده است که جهان می تواند با چه سرعتی تغییر کند. هیچ مشاغل ، هیچ صنعتی ، هیچ بازاری و هیچ نقشی در برابر اختلال مصون نیست. بسیاری از ما نیز از این زمان چالش برانگیز و نامطمئن برای تأمل در هدف خود و چگونگی نمایش در زندگی استفاده می کنیم.

اگر شما نیز تأمل کرده اید ، و اگر بازتاب شما را به دنبال رشد شخصی و شغلی سوق می دهد ، کشف رهبر درون خود و بهبود مهارت های رهبری می تواند یک مزیت رقابتی برای شما ایجاد کند ، زیرا بر خلاف تصور عمومی ، شما نیازی به عنوان یا در نقش سطح C باشد تا به عنوان یک رهبر در نظر گرفته شود. رهبران قوی در همه سطوح وجود دارند – و از آنها بسیار ارزشمند هستند – برای الهام بخشیدن ، تعامل و تأثیرگذاری بر همکاران و سهامدارانشان.

در یکی از بحث های اخیر من با یک رهبر ارشد در یکی از دانشکده های برجسته B ، برجسته شد که ایجاد مهارت های رهبری در گروه های خارج از مرکز توجه نیست زیرا در سال های اولیه استخدام ، این فارغ التحصیلان مدیریت در جبهه خواهند بود مهارتهای خط و رهبری اهمیتی نخواهد داشت. این پیدایش اشتراک دیدگاه و مأموریت بزرگتر من در مورد چگونگی کمک به ایجاد مهارت رهبری برای استعدادهای جوان شد.

نياز به توسعه رهبري هرگز ضروري تر نبوده است. انواع شرکت ها می دانند که برای زنده ماندن در محیط بی ثبات ، نامطمئن ، پیچیده و مبهم امروز (VUCA) ، آنها به مهارت های رهبری و توانایی های سازمانی متفاوت از توانایی های موفقیت در گذشته نیاز دارند. همچنین این شناخت رو به رشد وجود دارد که توسعه رهبری مهارتی است که از همه کارگران صرف نظر از سطح ، کار برای شخصی یا اداره مشاغل شخصی خود انتظار می رود. بنابراین مهم است که آنها به مهارت های فنی ، ارتباطی ، ارتباطی و رهبری مربوطه مجهز شوند.

شرایط کارمندان جوان را شکل می دهد و جوانان متخصص اکنون با شرایط خارق العاده ای روبرو هستند.

از آنجا که دانش آموزان مشتاق یادگیری در طول فرایند یادگیری مادام العمر هستند ، ما مجذوب این مفهوم می شویم که چه چیزی باعث یک رهبر می شود. چرا به نظر می رسد بعضی از افراد به طور طبیعی اعتماد به نفس ، وفاداری و سخت کوشی را القا می کنند ، در حالی که دیگران (که ممکن است به همان اندازه بینایی و هوشمندی داشته باشند) دوباره و دوباره لج می کنند؟ این سlessالی بی زمان است و هیچ پاسخ ساده ای وجود ندارد. اما ما به این باور رسیده ایم که این ارتباطی به روشهای مختلف برخورد مردم با مشکلات دارد. در واقع ، آنچه می تواند وضعیت بهتری از این همه گیر بودن ، رهبری واقعی در نظر گرفته شود ، توانایی فرد در یافتن معنا در وقایع منفی و یادگیری حتی از سخت ترین شرایط است. به بیان دیگر ، مهارتهای لازم برای غلبه بر ناملایمات و ظهور قویتر و متعهدتر از هر زمان دیگر همان مهارتهایی است که رهبران خارق العاده را ایجاد می کنند.

بنابراین ، راهی برای انجام این کار وجود دارد ، و رویکرد این است که بفهمید چگونه جوانان حرفه ای و بدون عنوان می توانند خود ، همسالان اطراف خود را همزمان با رشد در سطح و سازمان های خود هدایت کنند. پیشگام رهبری ، پیتر دراکر ، گفت: “شما نمی توانید دیگران را مدیریت کنید ، مگر اینکه ابتدا خودتان را مدیریت کنید.” شرایط فعلی تغییر طرز فکری را که رهبری با خود شما شروع می کند می طلبد و می طلبد. با درک اینکه ذهن شما چگونه کار می کند ، می توانید خود را به طور م leadثر هدایت کنید و در نهایت دیگران را درک کنید و بتوانید آنها را به طور مثرتر هدایت کنید و در نهایت سازمان های خود را – “به طور م effectivelyثرتری” هدایت کنید. منظور شما از “موثرتر” این است که شما می خواهید انگیزه ذاتی و احساس هدف خود را مورد استفاده قرار دهید.

با توجه به وضعیت فعلی اختلال ، رهبران مشتاق ابتدا انسان هستند: هوشیار ، از خود گذشته و دلسوز و در انجام این کار ، کیفیتهایی را که تعامل ، تحقق و معنی را امکان پذیر می سازد – که منجر به موفقیت کلی بیشتر و دستیابی به آنها می شود یک تجربه شاد در هر کاری که انجام می دهیم. خاویر پلادوال ، مدیرعامل آئودی فولکس واگن ، اسپانیا در یکی از مصاحبه های خود در مورد رهبری اظهار داشت: “رهبری امروز در مورد مدیریت یادگیری و یادگیری مجدد انسان است.”

در فرآیند کشف واقعی خود و رهبر درون خود ، سه ویژگی ذهنی برای جوانان امروز و رهبران فردا برجسته است – ذهن آگاهی ، ازخودگذشتگی و دلسوزی. همه این سه ویژگی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و به طور متقابل تقویت می شوند. بر اساس این تجربه ، همه ما توافق خواهیم کرد که این سه مورد را می توان یاد گرفت ، تمرین کرد و آنها را ارتقا داد.

ذهن آگاهی در مورد ایجاد اثربخشی ذهنی بیشتر است ، به طوری که فرد می تواند به توانایی های بالقوه خود در زمینه حرفه ای و شخصی پی برد. همچنین به طور سازنده تصمیمات ما را بیشتر از ذهن آگاه ما تغییر می دهد. اثربخشی در این مورد توانایی دستیابی به اهداف ، اهداف و آرزوهای مطلوب در زندگی است. دو ویژگی اصلی ذهن آگاهی وجود دارد – تمرکز و آگاهی. هرچه تمرکز و خودآگاهی بیشتری داشته باشیم ، صرف نظر از کاری که انجام می دهیم ، خوشبخت تر می شویم.

ازخودگذشتگی عبارت است از خرد خارج شدن از راه خود ، راه مردم و راه سازمان شما برای آزاد کردن جریان طبیعی انرژی که مردم به کار می آورند. از خودگذشتگی ترکیبی از اعتماد به نفس قوی با قصد فروتنانه برای خدمت است. از خودگذشتگی در رهبری خود را فروتنی و خدمات نشان می دهد و منافع خود را رام می کند تا مانع منافع بیشتر مردم و شرکتی که آنها هدایت می کنند نشود.

شفقت کیفیت داشتن نیت مثبت برای دیگران است. این هدف خدمات رسانی به خوشبختی دیگران و تمایل به کمک به کاهش مشکلات آنها است. این توانایی درک دیدگاه های دیگران و استفاده از آن به عنوان یک کاتالیزور برای اقدامات حمایتی است. ما ضمن مشاهده تأثیر اقدامات خود ، دلسوزانه عمل می كنیم.

خود را به عنوان یک شخص و در نهایت رهبر درون خود رشد دهید.

رهبری با ذهن آگاهی ، ازخودگذشتگی و دلسوزی باعث می شود که انسان بیشتری داشته باشیم و رهبر کمتری داشته باشیم. این باعث می شود ما بیشتر و عنوانمان کمتر شود. این مهارت ها به شجاعت و سخت کوشی زیادی احتیاج دارند ، که عملکرد ما را در سطح حرفه ای و شخصی کاملاً متحول می کند و به رهبر درخشان قدرت می بخشد.

برای خاتمه ، آنچه را هری ام. کریمر گفت دوم است ، “اگر من خودم را نشناسم ، آیا امکان دارد که خودم را رهبری کنم؟ من شک دارم که. اگر نمی توانم خودم را رهبری کنم ، چگونه ممکن است دیگران را رهبری کنم؟ “



لینک شده


سلب مسئولیت

نظرات بیان شده در بالا از نظر نویسنده است.



پایان مقاله



Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>